«یکی از چیزهایی که درباره بیت امام خمینی و جریانات وابسته به آن برایم جالب است یک جور مونگولیسم و عقب ماندگیه سیاسی است. یک جور روشنفکری عقب مانده که نمی تواند پایش را از جریان شناسی های سطحیه سیاسی که در  مجموعه‌ای از برچسب های دمده خلاصه میشود، جلوتر بگذارد. این مسئله را هم در هنگام خواندن ماهنامه نسیم بیداری و هم مطالعه این کتاب احساس میکردم.

 

 

این کتاب [مجلس خبرگان و حکومت دینی در ایران، نوشتهٔ محمدوحید قلفی، انتشارات مؤسسهٔ تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی(ره)] قرار است تاریخ تحلیلیه مجلس خبرگان و نقش آن در شکل گیری حکومت دینی در ایران باشد. چیزی که واقعاً هست تحلیل جریان شناسانه و سوگیرانه ی نویسنده از تمام افراد و گروه های سیاسی ابتدای انقلاب است که در بعضی مقاطع بیشتر به یک جور انتقام گیری شبیه میشود.

 

نویسنده آنقدر نگران فراموش شدن برچسب هایش است که اگر اسم یک نفر را دو بار در یک صفحه بیاورد باید در ادامه اش بنویسد “نماینده جوان رادیکال نوگرا” یا  “نماینده محافظه کار سنت گرای فلان” یا “مجتهد نوگرای دینی بهمان”. کتاب مملو از این جور برچسب ها و جریان شناسی هاست. از حجم ۸۳۰ صفحه ای کتاب شاید در خوش بینانه ترین برآورد یک چهارم آن به ذکر تاریخ مجلس خبرگان گذشته باشد.

احتمالا ضعف رفرنس دهی کتاب را هم باید به همین ذوق زدگی در جریان شناسی ارتباط بدهیم. مثلا نویسنده ده دوازده جمله را از قول یک نفر نقل میکند و به جای مشخص کردن تک تک آدرس ها در انتهای جمله نهایی یک رفرنس کلی میدهد که معلوم نیست فقط مربوط به همان جمله است یا تمام جملات چون به نظرم نمیرسد که تمامشان در همان یک صفحه جا بشوند! از طرف دیگر بعضی از آدرس ها بیشتر به شوخی شبیه هستند. مثلا نویسنده در انتهای یک پاراگراف در پانویس نوشته: “کیهان” یا “صحیفه امام” و حالا معلوم نیست من خواننده چطور باید جمله مذکور را در میان چند هزار شماره کیهان و ۲۲ جلد صحیفه پیدا کنم!!
ادبیات کتاب چیزی ست در حد ستون های سیاسی نشریات دانشجویی دم دستی که از حشو و هجو و تکرار مکررات و غلط های املایی و نگارشی و تایپی چیزی کم ندارد. خلاصه اینکه متن آزاردهنده و اعصاب خوردکن است.
اینکه کتابی بنویسیم با این قطر و در خط به خطش به تاریخ و پژوهش و روش تحقیق حتی، دهن کجی کنیم کاریست که احتمالا فقط از “ما” بر می آید.»

 

 

 

نوشته شده توسط Ali Arabzadeh در این‌جا.

 

موضوع: تحلیلی - انتقادی
تاريخ: پنج شنبه، ۱۰ دی ، ۱۳۹۴

 

“نظام مدرنیته کاملا نظام یافته است و مبارزه با آن اقتضائات خاص خود را دارد و براى این مهم باید مجهز شد. چه بسا در این بین امت اسلام رشد فروان کند. تشکیل نظام مدرنیته از زمان سوفسطائیان تا امروز طول کشیده. در این فضا اگر آنها را قبول نکنى عقب مانده تلقى مى‌شوى.

 

حتما روش مبارزه شیخ فضل الله نورى را به یاد دارید ایشان گفتند مشروطه شرعى تا پایه چوبه اعدام هم پاى حرفش هم ایستادند. با دلى آرام رفتند و در شب قبل هم خواب دیده بودند بعد از شهادت مهمان پیامبرند…

اما امام (ره) از نهضت مشروطه درس گرفتند و مبارزه‌اى نرم را آغاز کردند از نمونه‌هاى آن مى‌توان به روند نوشته شدن قانون اساسى اشاره کرد که در نسخه اولیه هیچ اشاره‌اى به ولى فقیه نشده بود. بعد انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسى ترتیب داده شد که امام با کلیدواژه به اسلام‌شناس راى دهید مردم را هدایت کرد و… تا در نهایت قانون اساسى امروزى نوشته شد. همینطور امام گفتند جمهورى اسلامى درصورتى که مى‌توانستند ولایت مطلقه فقیه و حکومت اسلامى را مطرح کنند. یا امام مى‌توانستند جمهورى اسلامى را به رفراندوم نگذارد.

 

مقام معظم رهبرى در امتداد راه امام با درنظر داشتن درس‌هاى تاریخى و نقش خود به عنوان ولى فقیه، ظاهرا به توانایى ما مردم ایمان کامل دارد و لذا از ما خواسته‌اند تا فراتر از «طلسم مدرنیته»، نظام‌سازى کنیم. و ان‌شاءالله اگر جوانان عزیز در گوشه و کنار با نیت خالص به فعالیت ها ادامه دهند، نور اسلام بر نقاط عالم خواهد تابید…

 

اما مسئله روش مبارزه با استکبار است که هرچه به جلو مى‌رویم به حول و قوه الهى تکمیل مى‌شود و باید ترسید از روزى که ما امت عقب‌گرد داشته باشیم.”

 

 

 

نظری‌ست که خانم Rezvan Asami  نوشته؛ این‌جا.

 

 

 

موضوع: تحلیلی - انتقادی
تاريخ: سه شنبه، ۲۵ فروردین ، ۱۳۹۴

 

“فلسطینی‌ها یک دسته نیستند و نظراتشان نسبت به ایران متفاوت است، بیشترشان به خاطر عرب‌گرایی نگاه مثبتی به ایران ندارند، سکولارهایشان و آنهایی که در اسرائیل هضم شده‌اند دشمن جمهوری اسلامی‌اند، تکلیف سلفی‌های تندرویشان هم مشخص است، همین‌ها به ایرانی‌ها نسبت صفوی می‌دهند. طیفی از فلسطینی‌های طرفدار مقاومت نگاه مثبتی به ایران دارند، البته بنده شخصا بهشان اعتماد چندانی ندارم، رگ عرب‌گرایی‌شان قوی‌ است و بعد از بهار عربی هم به سوریه و ایران بد کردند.

 

با این همه؛ مسئله فلسطین اساسا مسئله فلسطینی‌ها نیست، که اصلا چنین کشوری وجود تاریخی نداشته، مسئله قدس است، اگر اسرائیل همه فلسطینی‌ها را هم بکشد باز هم باید قدس را پس بدهد. در شرایط حاضر جز خود فلسطینی‌ها هیچ کشور و قدرت دیگری توان دخالت در موضوع قدس را ندارد. فلسطین را همین عرب‌گرایی اول تبدیل به مسئله عرب‌ها کرد و بعد از کمپ دیوید رسما مسئله خود فلسطینی‌ها شد، اما ایران مسئله فلسطین را اسلامی می‌داند. با همین منطق کمک‌هایش را برای آزادی قدس و اتمام اشغالگری اسرائیل ادامه می‌دهد.

 

اگر گرایش اسلامی نداشته باشید طبیعتا نمی‌توانید حمایت ایران از فلسطین را ببپذیرید. غرب‌گراها خیلی راحت موجودیت اسرائیل را قبول کرده‌اند، هر چقدر هم که اسرائیل متجاوز و نژادپرست و خطرناک (مسلح به سلاح اتمی) باشد باز هم توجیهش می‌کنند، شعار حقوق بشر و دمکراسی‌شان هم کشک است. اما جمهوری اسلامی نمی‌تواند چنین سرطانی را به رسمیت بشناسد، با ماهیتش در تناقض است. عرب‌ها چون مسئله‌شان عربی است شاید بتوانند، اما ایران نمی‌تواند.”

 

 

 

این مطلب رو آقای دانشطلب تو نظراتِ این‌جا توضیح داده. این‌جا هم نقل کردم‌ش.

 

 

موضوع: تحلیلی - انتقادی
تاريخ: دوشنبه، ۲۴ فروردین ، ۱۳۹۴

 

از حال بهم زن بودن فمینیسم که حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؛

یک دختر جوان را کت و شلوار بپوشانیم؛ کراوات زرد برایش ببندیم؛ مجبورش کنیم موهایش را برای اینکه مزاحم کار نباشد، بالای سرش جمع کند؛ وادارش کنیم تا بین دو مرد عضله‌ای که در حال مبارزه هستند، بالا و پایین برود؛ قانونی وضع کنیم که مجبور باشد دستش را به بدن مردهایی که از شدت تحرک، کاملا خیس از عرق است بکشد… هورا، ما موفق شدیم تا حق تاریخی پایمال شده زنان توسط مردان را از آنان پس بگیریم.

 

حدودا هفت سال است که به طور جدی پیگری دعاوی فمینیست‌های راستین هستم؛ کسانی که حقیقتا باور کرده‌اند که جنبش احیای حقوق زنان قرار است آنان را در جایگاهی که شایسته است، قرار دهد. در طی این مدت، هزاران مطلب بلند و کوتاه در حمایت از فمینیسم از شادی صدر و هستی لقایی و فاطمه صادقی و فرناز سیفی و فاطمه شمس و غیره خوانده‌ام و نهایتا به این نتیجه رسیدم که پاراگراف بالا «دقیقا» و «عینا» مقصود این افراد از «تساوی حقوق زن و مرد» است.

 

باور ندارید؟ سری به صفحات این افراد در شبکه‌های اجتماعی بزنید و حجم بالای شوق و شعف آنان از حضور یک داور مونث در مسابقات جهانی کشتی را نظاره کنید.”

 

 

نوشتۀ آقای مهدی خانعلی‌زاده؛ دربارۀ داور ِ فینالِ کشتی ِ ۸۶کیلوگرم؛ این‌جا. در ضمن، جملۀ تیتر هم از فرمایشاتِ ایشان است.

 

 

موضوع: تحلیلی - انتقادی
تاريخ: دوشنبه، ۲۴ فروردین ، ۱۳۹۴

 

 

“جماعتی که سابقه نداره هیچ اعتراضی به خروج سرمایه از ایران به امارات و سفرهای آنچنانی به ترکیه و تایلند داشته باشند و هیچ وقت رگ غیرتشون نجنبیده فرصتی پیدا کردند که اعتراض به عربستان رو هم خرج دعواهای داخلی کنند، عینا مثل گربه که از هر جا رها کنی چهار دست و پا زمین می‌آد ، رفتند جلوی سفارت شعار دادن «برادر بسیجی، پس رگ غیرتت کو»! خب رگ غیرتش فعلا داره با داعش و بچه‌های عربستان و ترکیه می‌جنگه، تا سوریه «آزاد» نشه، تا عراق به سرنوشت سوریه مبتلا نشه، رگ غیرتش فعلا وایساده ببینه «روحانی، حمایت حمایت» و اون دیپلماسی ابرقهرمانشون چه کار می‌کنه. اما تو کجای بازی هستی؟! تو که وقتی به کشور خودت هم حمله می‌کنن منتظر می‌شی تا بسیجی پوزه عرب متجاوز رو به خاک بماله تا بعدش سرود «ای ایران، ای مرز پر …» بخونی، تو چی می‌گی؟! تو برو ماهواره‌ات رو نگاه کن ببین بی‌بی‌سی راجع به آزادیخواهی پیکارجویان سنی و جنگ نیابتی ایران و عربستان چی بلغور می‌کنه.”

 

 

از فرمایشاتِ آقا مجتبای دانشطلب؛ این‌جا.

 

 

موضوع: تحلیلی - انتقادی
تاريخ: یکشنبه، ۲۳ فروردین ، ۱۳۹۴

 

 

۱- «دکتر محمدجواد ظریف» تو کتابِ «آقای سفیر» پس از گوشه‌کنایه زدن به حمایتِ برخی معاونین ِ وزارتِ خارجه از «ناطق نوری» تو انتخابات، حرفای خوبی زده:

“… در وزارت خارجه، حزبی بودن ممنوع است… به اعتقاد من این‌که وزارت خارجه منافع ملی را در نظر داشته باشد، بسیار خوب است. ضرر حزبی‌شدن وزارت خارجه بسیار بیش‌تر از نفعش خواهد بود و می‌بایست همیشه غیرحزبی بماند…”

 

 


[آقای سفیر؛ گفت‌وگو با محمدجواد ظریف سفیر پیشین ایران در سازمان ملل متحد، محمدمهدی راجی، نشر نی، صص۱۲۲-۱۲۳]

 

 

 

۲- بهمن ِ چن سال پیش، بی‌بی‌سی ِ انگلیسی با پخش ِ سه قسمت مستند به استقبالِ سی‌ُمین سالِ پیروزیِ انقلابِ اسلامی ِ ایران رفت: «مستندِ ایران و غرب».

قسمتِ اول: «Iran & the West: The Man Who Changed the World»؛

قسمتِ دوم: «Iran & the West: The Pariah State»؛

قسمت سوم: «Iran & the West: Nuclear Confrontation».

تقریباً همۀ فصل ِ هسته‌ایِ مستندِ «من روحانی هستم»(+) برگرفته از قسمتِ سوم ِ اون مستندِ بی‌بی‌سی‌یه. تو بخشی از این مستند، «دکتر ظریف» رو در حالِ مذاکرۀ خصوصی و لابی با «دکتر البرادعی» نشون می‌ده و گفت‌وگویی از این دو نفر رو پخش می‌کنه.

 


این گفت‌وگو تو دقیقۀ ۲۹:۰۰ تا ۲۹:۵۳ از مستندِ «Iran & the West: Nuclear Confrontation» و ۵۰:۴۰ تا ۵۱:۲۰ از مستندِ «من روحانی هستم» پخش شده. مذاکره‌کنندۀ ایرانی -دکتر ظریف- برای گرفتن ِ امتیاز، این‌طوری درخواست می‌کنه:

“بسیاری از کاندیداهای ریاست جمهوری [ایران] از شکست مذاکرات ما سود می‌برند. [رقبا] موفقیتی در این گفت‌وگوها نمی‌بینند. و در ضمن آن‌ها آدم‌های با نفوذی هستند. اعتبار اروپایی‌ها و مذاکره‌کننده‌های ایرانی، هر دو، در ایران از دست رفته است. این فقط مشکل اعتماد به آن‌ طرف [اروپایی‌ها] نیست، این مشکل اعتماد به جبهۀ ما هم هست، اعتبار ِ خودِ ما در خانه [زیر سؤال رفته]…”

 

 

 

۳- آقای ظریف! شماها نباید جناحی مذاکره کنید! شماها باید ملی مذاکره کنید! …آقای ظریف! شماها باید نگران باشید ملتِ ایران نبازد، نه این‌که نگران باشید طیفِ سیاسی ِ خاتمی و روحانی و… انتخابات را ببازد.

البته با توجه به مواضع ِ متفاوت و اخیر ِ آقای رییس‌جمهور(+) و حرفای اخیر ِ مذاکره‌کنندۀ ارشدِ تیم ِ هسته‌ایِ ایران(+) به نظر می‌رسه آن ظریف که جناحی لابی می‌کرد رفته است!

با این‌همه، هنوز به آقای ظریف می‌شه گفت: اگه تحتِ فشار بودن‌تون از طرفِ رقبای سیاسی -تو اون دوره- شما رو به تقاضای امتیاز از البرادعی کِشوند، پس حالا هم نباید از ابراز ِ دل‌واپسی‌ها گلایه‌مند باشید.

 

 

موضوع: تحلیلی - انتقادی
تاريخ: یکشنبه، ۴ خرداد ، ۱۳۹۳

 

آقای «علی درستکار» نوشت:

«واقعا ضریح یک امام معصوم -علیه السلام- که هنوز نصب نشده و متبرک به هم جواری با مرقد شریف ایشان نشده، چقدر حرمت دارد و چه جای گاهی دارد؟! درست که عشق مردم ما به آن امام- وصف نکردنی است و سرمایه ای است داشتنی و بی نظیر، اما این که ضریحی که در راه است تا برای مرقد شریف ایشان برسد را از طریق رسانه ای فراگیر و عمومی آن هم در شرایطی که زیر ذره بین عیب جویان هستیم این قدر بزرگ بنمایانیم که خود امام و هدف او و مکتب و مسلک او تحت الشعاع قرار گیرد درست است؟! این همه برنامه تلویزیون و گردآوری مردم شهرها و مناطق برای این برنامه چه تحلیل دارد؟» (۹۱/۹/۲۰)

 

روزنامۀ «جمهوری اسلامی» نوشت:

«نکته دوم درخصوص اینگونه مراسم که چند وقتی است بصورت خودجوش! و ابتکاری در کشور باب شده است این است که کدامیک از مراجع عظام و علمای بزرگوار شیعه ضریحی را که هنوز نصب نشده است – و البته قابل احترام است – متبرک اعلام کرده است که اینگونه مردم به آن متوسل می‌شوند؟ آیا علمای بزرگوار اسلام که مرزداران واقعی اعتقادات و احکام الهی تشیع هستند این گونه راه بندان‌ها و آزار و اذیت‌ها را تأیید می‌کنند؟ آیا علما و مراجعی که هرگونه اعمال و رفتار همچون قمه زنی که موجب وهن مذهب حقه تشیع و عزاداری‌های سنتی و نورانی محرم و صفر می‌شود را ممنوع اعلام کرده‌اند آیا اینگونه برنامه‌ها و آیین‌ها و مراسم که همراه با مواردی که برشمردیم می‌باشد، را تأیید می‌نمایند؟» (۹۱/۹/۲۱)

 

آقای «امید حسینی» نوشت:

«نه تنها درباره این مورد خاص، که درباره برخی مصادیق عزاداری هم سوال دارم. به نظر من گاهی عزاداری‌های ما بیشتر از آنکه تحت تاثیر فرهنگ محرم و عاشورا و در جهت فلسفه اصلی قیام امام حسین باشد، تبدیل به رسومی مثل سایر رسوم سنتی و محلی می‌شوند. به عبارت دیگر گاهی عزاداری خودش هدف می‌شود. یعنی عزاداری به قصد اجرای یک حرکت نمایشی و یک رسم محلی که هر سال باید تکرار شود، نه به نیت زنده نگه داشتن یاد امام و فلسفه قیام. بماند که در بعضی شهرها، رسم‌هایی باب شده که ظاهرا هیچ ربطی به قیام عاشورا و شهادت امام حسین ندارد!» (۹۱/۹/۲۶)

 

 

از جمله مطالبی که از هم‌این موضع نوشته شده، یکی هم این است. (اگر باز نوشته‌های دیگری پیدا کنم، قید خواهم کرد.)

 

 

 

در پاسخ به این مواضع، چه حرف‌ها که در ذهن دارم و نمی‌دانم از کجا و چه جور شروع کنم. نظراتِ مربوط به نوشتۀ آقای درستکار را خواندم. این‌ها را پسندیدم:

 

«سلام عزیز دل. امیدوارم مشکلتون با این موضوع فقط تبیین نکردن مقدمات و علت مبارکی و قداست این ضریح تو رسانه ها باشه نه اصل این عمل. علی آقای گل! هرچیزی که منتسب به حضرت مولی الکونین و امام الثقلین حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام باشه و محذور و منع و اشکال شرعی خاصی نداشته باشه. مقدسه
ببین پرچم امام حسین عزیز و مقدسه. حتی اون خاک و گلی که عزادارا روی سر و شونه شون می مالن شفاست کمااینکه حضرت آیت الله بروجردی تو جریان چشم دردشون از اون استشفا کردن و شفا گرفتن.»

 

«قرآن کریم بزرگداشت شعائر الهی را از نشانه های تقوا می داند.ضریح برای قبر آن امامی نیز ازباب تعظیم شعائر الهی است که در قرآن کریم ذکر شده است .هرچند نصب نشده ولی به او منتسب است.»

 

«قرآن در باب تعظیم شعائر می فرماید گوسفندی که قرار است در روز دهم ذی الحجه در راه خدا ذبح گردد و گردنبندی که به آن متصل است از شعائر الله (نشانه های خدا) است. این گردنبند، یعنی نخی که به گردن گوسفند بسته شده است قداست دارد با اینکه هنوز گوسفند در راه خدا ذبح نشده، روشن است، این ضریحی که بر قبر مبارک امام حسین‌علیه‌السلام نصب خواهد شود ارزشش کمتر از گردنبند گوسفند نیست. چون این ضریح بر قبر انسانی که ذبیح الله و ثارالله است نصب خواهد شد و قداست خود را پیشاپیش می گیرد. بنابراین مردم وقتی احترام می گذارند این طبق آیه قرآن است.»

 

«اقا درسته که دشمنان شاید سوء استفاده کنن ولی این ضریح همین که به نام اقاست دل ما رو می بره چکار کنیم نمی تونیم جلوی دلمون رو بگیریم بعدا ما نگاه کردیم به علما و بدعت نکردیم.»

 

«شما یک تیکه پارچه رو در نظر بگیر در حسب ظاهر هیچ ارزشی نداره ولی روی این پارچه بنویس السلام علیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها این پارچه چنان ارزشی پیدا می کنه که با هیچ چیز قابل قیاس نیست این اعتقاد قلبی ماست.
ضریحی که منتسب به امام حسین علیه السلام است و روی آن پر از الفاظ مقدس میباشد جایگاهش به روی دیدگان ماست.»

 

«همان لحظه ای که شما وسیله ای را وقف جایی می کنید و از ملکیت خودتان به ملکیت خداوند و یا حرم اهل بیت می کنید متبرک می شود. امام سجاد (ع) صدقه که می دادند دست خود را می بوسیدند و می فرمودند خداوند در اصل صدقه را می گیرد. نذری های ما هم همین حکم را دارد. ضریح ساخته شده متعلق به اباعبدالله هم چون متعلق به ایشان شده است متبرک است.»

 

«به نظر عقل ناقص بنده ضریح امام ندیده متبرک است به نام امام حسین(ع)، مثل غذای نذری و…
اما نشان دادن این صحنه ها در رسانه و در داخل کشور “فقط” در ایجاد شور مذهبی در بین خاص و عام مردم مؤثر است. اما از نظر بین المللی مانند مراسم عزاداری خیابانی در فهماندن ارادت مردم به اهل بیت(ع) عمل میکند. رسانه های غربی هم چون مانند عزاداری برای این حرکت خودجوش مردمی تحلیل نداشتند در مقابل آن سکوت کردند.
درست است که در مسیر انتقال بعضاً صحنه های ناخوشایند و خالی از بصیرت و شعور دینی دیده شد ولی اصل ماجرا در نشان دادن هرچه بیشتر این ارادت مثبت بود.»

 

«یه سئوال: مگه این ضریحی که در حال حاضر در کربلا وجود داره با بدن امام حسین در تماسه؟ به خاطر انتساب به امام حسینه که ما نه تنها ضریح رو می بوسیم بلکه خاک کربلا رو ارزش قائلیم…. مگه بر خاک فعلی کربلا خون امام حسین ریخته… به خاطر انتساب به امام حسینه ارزش داره… سادات برای چه ارزش دارن؟ به خاطر انتساب به اهل بیت… واقعا تعجب کردم از این نوشتتون و متاسفانه یه جورایی موید اندیشه وهابیون اظهار نظر کردید.»

 

«دوست عزیز اومدید جلوی شبهه بایستید خودتون شبهات زیاد دیگه ای درست کردید!

اگر وهابیت جنبه نداره این شور و عشق رو ببینه مشکل از شعور و کج فهمی خودشه -اصلا وهابیت با غالب اعتقادات شیعه مشکل داره- ما میتونستیم به راحتی این مساله رو تبیین کنیم تا پیش از اینکه شبهه در بین مردم رواج پیدا کنه جوابی آماده برای اون داشته باشیم. مثلا شما صدا وسیمایی ها در کنار پخش تصاویر ضریح مقدس می تونستید برنامه هایی برای پاسخ به شبهات هم داشته باشید.
نتیجه اینکه اگر این دغدغه شما درست باشه باید خیلی از مراسمات و برنامه های دینی خودمون رو از ترس اینکه مبادا بهانه به دست وهابیون بده یا باعث ایجاد شبهه در بین جوانان بشه تعطیل کنیم.»

 

این نظرات هم از این‌جا خوندنی‌یه:

 

«این ضریح منسوب به امام حسین(ع) است و هر چیزی که به امام منسوب باشد تبرک است .به اعتبار اینکه این ضریح روی قبر امام حسین(ع) قرار خواهد گرفت، تبرک است. وهابی ها هزاران نفر را در موزه ای می برند تا از پرده ای که هنوز روی کعبه نصب نشده است بازدید کنند و نخ های آن پرده ی نصب نشده را بعنوان تبرک به مردم می دهند. حالا چرا بازدید مردم از ضریحی که ساخته شده است اشکال دارد ولی بازدید از پرده ی در حال بافت کعبه که هنوز روی کعبه قرار نگرفته است اشکالی ندارد؟ این اشکال ها می خواهد ریشه ها را بزند. اینها می خواهند اصل اسلام را زیر سوال ببرند… کسانی که این حرفها را می زنند با اصل شیعه و انسجام آن مشکل دارند. مثلا کسی که دارد می رود کربلا او را می بوسند و بدرقه می کنند زیرا می خواهد به کربلا برود ولی هنوز که نرفته است.»

 

«آیت الله مکارم شیرازی:

کسانی که به کاروان “سفینهالنجاه” ضریح امام حسین(ع) خرده می گیرند، اشتباه می کنند، برخی افراد از بردن ضریح امام حسین(ع) به شهر های مختلف ایراد می گیرند و می گویند چه فرقی بین طلا و نقره های ضریح و دیگر طلاها و نقره ها وجود دارد؛ باید به آنها بگوییم این بوسیدن مردم به خاطر انتصاب به امام حسین (ع) است و خرافی نیست.

اشخاصی که این مسئله را خرافه می دانند، اشتباه می کنند؛ چرا که مسائلی در بین همه مسلمانان و عقلای جهان وجود دارد که همه پذیرفته اند، مانند بوسیدن پرچم یک کشور و یا نگهداری اشیای گذشتگان در موزه ها به خاطر انتصابشان به هویت یک ملت.
دو چیز بدون استثنا دربین همه مسلمانان مشترک است،در میان مسلمین بوسیدن قرآن و حجرالاسود بین شیعه و سنی و وهابی و غیر وهابی مشترک است.

در رابطه با بوسیدن حجرالاسود می پرسیم که چرا آن را می بوسید؟ می گویند سنت است.استقبال گسترده ای مردم از ضریح سیدالشهدا نشان داد به کوری چشم دشمنان که فکر می کردند: عشق حسین(ع) از پویایی و جاودانگی برخوردار است، لذا کسانی که فکر می کنند مردم ضریح را می پرستند، حرفهای مضحکی می زنند.

دشمنان می خواهند عشق به اهل بیت(ع) را کمرنگ جلوه دهند؛ در حالی که مردم ایران اسلامی با عشق به امام حسین و اهل بیت (ع) در امر ساخت ضریح سیدالشهدا(ع) شرکت کردند.»

 

این مطلب هم در پاسخ به اظهاراتِ روزنامۀ جمهوری اسلامی منتشر شده است.

 

 

خیلی حرف‌ها که دوست می‌داشتم بزنم، زده شد.

عنوانی که برای این نوشته انتخاب کردم، مربوط به خاطره‌ای‌ست برگرفته از این‌جا.

 

موضوع: تحلیلی - انتقادی
تاريخ: دوشنبه، ۲۷ آذر ، ۱۳۹۱

 
 

۲۵ مهر ۹۵

یارو رو گذاشته «مشاور اجرائی»! با این عنوان براش حکم زده! چه ترکیبِ مسخره و متناقضی! پناه بر خدا! باز معاونِ اجرائی یه چیزی‌یه برای خودش؛ اما مشاور هم مگه اجرائی می‌شه!؟ والا من از این خاله‌خان‌باجی‌های مدیریتی سر درنمی‌آرم! آخرالزمون شده!