“مدفنش را که نگاه می‌کردم، حس کردم دریافته‌ام یادش در درونم کجا خانه کرده است، زیر قلبم، زیر پردهٔ دیافراگم، خودم آنجا حبسش کرده بودم، آخرین خاطره‌ای را که از او در یادم مانده بود، از آن روز تابستانی در اوت ۱۹۸۵، آنقدر سرکوب کرده بودم که به گوی کوچک سنگینی از درد بدل شده بود.”

 

[کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم، اسلاونکا دراکولیچ، ترجمهٔ رویا رضوانی، نشر گمان، چاپ دوم، ۱۳۹۲، ص ۳۷]

 

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

از آن وصف‌ها(۳۰): تنها دارایی‌شان شعور بود

از آن وصف‌ها(۲۹): «آه کامیون» و «وصله‌ پینۀ آسفالت»

از آن وصف‌ها(۲۸): رابطۀ ما این‌گونه بود

از آن وصف‌ها(۲۷): که مشک را نه به های و هوی عطار که به عطر و بوی سرشار می‌شناسند

از آن وصف‌ها(۲۶): تاوان روح آزرده را پاهای خسته می‌داد

موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: پنجشنبه، ۲۶ بهمن ، ۱۳۹۶

 

 

کارل ریموند پوپر:

 

“در همهٔ نظمهای اجتماعی که از آنها آگاهی داریم، بی‌عدالتی، سرکوبی، فقر و درماندگی وجود داشته است. دموکراسیهای غربی ما نیز از این حیث استثناهائی نیستند. لکن نزد ما با این بیماری مبارزه می‌شود. من معتقدم که در دموکراسی غربی ما بی‌عدالتی و سرکوبی، فقر و درماندگی از هر جامعهٔ دیگری که می‌شناسیم، کمتر است.
نظمهای اجتماعی دموکراتیک و غربی ما، هنوز بسیار ناکاملند و نیاز به بهبود دارند. لکن بهتر از همهٔ آنهائی هستند که تاکنون وجود داشته‌اند. بهبود بخشیدن جنبهٔ فوری دارد. اما شاید خطرناکترین اندیشهٔ سیاسی آرزوی کامل کردن و خوشبخت ساختن انسان است. کوشش برای پدید آوردن بهشت در زمین، همواره دوزخ ساخته است.”

 

 

[انقلاب یا اصلاح، Revolution oder Reform، گفتگو با هربرت مارکوزه و کارل ر. پوپر، ترجمهٔ هوشنگ وزیری، انتشارات خوارزمی، چاپ سوم، مهرماه ۱۳۶۱، تهران، صص ۵و۶]

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: یکشنبه، ۲۲ بهمن ، ۱۳۹۶

 

“موسوی در آبان ۵۸، سلسله مصاحبه‌هایی را با عنوان «ویژگی‌های انقلاب اسلامی» برای «آشنایی با مسائل مهم بعثت مردم ایران» با رضا اصفهانی، زهرا رهنورد و اسلام کاظمیه منتشر کرد. در یکی از این مصاحبه‌ها زهرا رهنورد درباره ترکیب اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی صحبت کرد. انتخابات مجلس خبرگان، مرداد ۵۸ برگزار شده بود تا قانون اساسی جمهوری اسلامی را تدوین کرده و به تصویب برسانند.

در این انتخابات، زهرا رهنورد هم در تهران از سوی سازمان مجاهدین خلق، کاندیدا شد. رقابت سنگین و تنگاتنگ بود. همه احزاب و گروه‌ها و نیروهای اجتماعی وارد عرصه رقابت شدند. از نورالدین کیانوری، مریم فرمانفرما، احسان طبری و محمدعلی عمویی عضو حزب توده تا مسعود رجوی از سازمان مجاهدین خلق، اعظم طالقانی، ناصر کاتوزیان، حسن نزیه و… . حبیب‌الله پیمان هم از جنبش مسلمانان مبارز کاندیدا شد. وقتی نتیجه انتخابات اعلام شد، نام هیچ‌یک از این کاندیداها میان راه‌یافته‌گان مجلس نبود. رهنورد با ۷۷هزار و ۹۳۲ رأی از تهران، رتبه‌ای بهتر از ۲۵ کسب نکرد.

 

در این انتخابات، پیروزی اکثریت با کاندیداهای حزب جمهوری و جامعه روحانیت مبارز بود، اما گروه‌های چپ و ملی‌گرا، ادعای تقلب در انتخابات را مطرح کردند. حزب جمهوری اسلامی را متهم به تقلب و انتخابات را باطل اعلام کردند. زهرا رهنورد هم جزو معترضین بود. موسوی در مصاحبه‌ای اختصاصی با روزنامه که ارگان رسمی حزب به شمار می‌آمد، اعتراض همسرش را چاپ کرد. رهنورد در این مصاحبه با موضوع «ویژگی‌های انقلاب اسلامی» ضمن اعلام تقلب در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی گفت: افکار نمایندگان، ارتجاعی و غیرمکتبی است:

 

«درباره قانون اساسی باید بگوییم که اولاً با ترکیب یک‌دستی که در مجلس خبرگان هست، موافق نیستیم… حالا اگرچه در این انتخابات تقلب شده… این مسأله هست، این ترکیبی که وجود دارد، بینش مکتبی اسلام که الان برای ما اصل قضیه است در آن به‌ندرت حضور دارد.»

 

ادعای رهنورد بسیار عجیب بود، چون اولا این سخن در روزنامه رسمی حزب جمهوری اسلامی، حزب پیروز انتخابات چاپ شده بود. دوم این‌که انتخابات را دولت موقت برگزار کرده بود که وزرای آن اعضای نهضت آزادی و جبهه ملی و مهم‌ترین جریان مخالف حزب جمهوری بودند. از طرف دیگر وزیر کشور و مسئول برگزاری انتخابات، هاشم صباغیان دوست دوران دانشجویی موسوی و رهنورد بود.”

 

 

 

[آخرین نخست‌وزیر: زندگی و زمانه میرحسین موسوی (۱۳۲۰-۱۳۶۸)، جواد موگویی، نشر شهید کاظمی، قم، چاپ دوم، ۱۳۹۶، صص۱۰۷-۱۰۹]

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، ۶ آبان ، ۱۳۹۶

 

 

قتلگاه است، خطر پشت خطر بسیار است
بگذارید ببُرند… که سر بسیار است…

 

چشم وا کرد و نظر کرد به وجه اللهش
در خط عشق از این گونه نظر بسیار است

 

قیمت سر چقدر هست؟ کسی می‌داند؟
سر بازار چه اظهارنظر بسیار است

 

تیغ، حلق پسرش را که به مسلخ می‌برد

مادرش گفت: ببُرید، … پسر بسیار است

 

همسرش گفت: دلم سوخته، اما به خدا
از من سوخته هم سوخته‌تر بسیار است

 

پدرش خنده زد و ما همه دلگرم شدیم
مطمئنیم که این گونه پدر بسیار است

 

حججی رفت و نرفت از دل ما خاطره‌اش
تا بدانید که جاویدالاثر بسیار است

 

 

ایوب پرندآور

 

 

موضوع: گزیده شعر
تاريخ: دوشنبه، ۱۷ مهر ، ۱۳۹۶

 

 

“در مصر، قانون آزادانهٔ طلاق اسلامی، بارها سبب تغییر کیش مسیحیانی بوده است که زیر سیطرهٔ قانون قبطی، از جدا شدن از همسرانشان منع می‌شده‌اند، مگر در اوضاع اضطراری و اغلب اثبات‌ناپذیر. در سال ۲۰۰۵ وقتی زن ناراضی یکی از متنفذان قبطی برای جدا شدن از شوهرش مسلمان شد، رسوایی به‌بار آمد.”

 

 

 

[مسجد پروانه: سفر دختری آمریکایی به عشق و مسلمانی، جی.ویلو ویلسون، ترجمهٔ محسن بدره، نشر آرما، چاپ دوم، ۱۳۹۴، ص ۸۹]

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) پس بینواها برا چی روزه می‌گیرن؟

(+) رزق

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، ۵ مهر ، ۱۳۹۶

 

«سیف‌الدین ابوالمحامد محمد فرغانی» از شاعران قرن هفتم و هشتم هجری است که در سال ۷۴۹ هجری قمری در یکی از خانقاه‌های آقسرا از دنیا رفت. او صوفی‌مسلک و حنفی‌مذهب بود.

 

ای قوم! درین عزا بگریید

بر کشتهٔ کربلا بگریید

با این دلِ مرده، خنده تا کی؟

امروز درین عزا بگریید

فرزند رسول را بکشتند

از بهر خدای را بگریید

از خون جگر، سرشک سازید

بهر دل مصطفی بگریید

وَز معدنِ دل به اشکِ چون دُر

بر گوهر مرتضی بگریید

با نعمت عافیت به صد چشم

بر اهل چنین بلا بگریید

دلخستهٔ ماتم حسینید

ای خسته‌دلان! هلا بگریید

در ماتم او خَمُش مباشید

یا نعره زنید یا بگریید

تا روح  که متصل به جسم است

از تن نشود جدا  بگریید

در گریه، سخن نکو نیاید

من می‌گویم، شما بگریید

بر جور و جفای آن جماعت

یک دم ز سر صفا بگریید

اشک از پی چیست؟ تا بریزید

چشم از پی چیست؟ تا بگریید

در گریه به صد زبان بنالید

در پرده به صد نوا بگریید

نسیان گنه صواب نبوَد

کردید بسی خطا بگریید

تا شسته شود کدورت دل

یکدم نرسد صفا، بگریید

وز بهر نزول غیث رحمت

چون ابر، گَهِ دعا بگریید

 

 

موضوع: گزیده شعر
تاريخ: شنبه، ۱ مهر ، ۱۳۹۶

 

 

“زمانی اروپا فرمانروای جهان بود. بازرگانان، سربازها و میسیونرهایش را به همه‌ی قاره‌ها می‌فرستاد و علایق و فرهنگ خودش را به دیگران تحمیل می‌کرد (معمولاً هم در قالب روایت‌هایی جعلی). حتی در پرت‌ترین گوشه‌های دنیا هم دانستن زبانی اروپایی نشان تمایز بود، گواه تربیتی بلندپروازانه، و اغلب هم شرطی ضروری برای زندگی، کار و ارتقای مقام و گاه حتی شرط این‌که داخل آدم حساب شوی. این زبان‌ها را توی مدارس افریقایی آموزش می‌دادند، در داد و ستد به کار می‌رفت و در پارلمان‌های بیگانه به آن صحبت می‌شد، در دربارهای آسیایی و قهوه‌خانه‌های عربی.

اروپایی‌ها کمابیش به هر جای جهان که سفر می‌کردند، می‌توانستند احساس کنند در خانه‌اند. می‌توانستند حرفشان را بزنند و بفهمند دیگران درباره‌شان چه می‌گویند…”

 

 

[شاهنشاه، ریشارد کاپوشچینسکی، ترجمۀ بهرنگ رجبی، نشر ماهی، ص۱۴]

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، ۱ مهر ، ۱۳۹۶

 

 

“فقط معدودی از فیلسوفان چیزی بیش از حداقل شعور لازم برای شروع زندگی اندیشمندانه داشته‌اند…”

 

 

[تسلی‌بخشی‌های فلسفه، آلن دوباتن، ترجمهٔ عرفان ثابتی، انتشارات ققنوس، چاپ سوم، زمستان ۱۳۸۵، ص ۳۰]

 

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

از آن وصف‌ها(۲۹): «آه کامیون» و «وصله‌ پینۀ آسفالت»

از آن وصف‌ها(۲۸): رابطۀ ما این‌گونه بود

از آن وصف‌ها(۲۷): که مشک را نه به های و هوی عطار که به عطر و بوی سرشار می‌شناسند

از آن وصف‌ها(۲۶): تاوان روح آزرده را پاهای خسته می‌داد

از آن وصف‌ها(۲۵): و فقط با گریه انبساط ایجاد می‌شود

 

 

موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: پنجشنبه، ۹ شهریور ، ۱۳۹۶

 

“هیچ‌کس هست از برادرانِ من که چندانی سَمع عاریَت دهد که طَرفی از اندوهِ خویش با او بگویم، مگر بعضی از این اندوهانِ من تحمّل کند به شرکتی و برادری؟ _که دوستیِ هیچ‌کس صافی نگردد تا دوستی از مَشوبِ کدورت نگاه ندارد. و این‌چنین دوستِ خالص کجا یابم؟_ که دوستی‌های این روزگار چون بازرگانی شده است: آن‌وقت برِ دوستی شوند که حاجتی پدید آید و مُراعاتِ این دوست فرو گذارند چون بی‌نیازی پدید آید. مگر برادریِ دوستانی که پیوندِ ایشان از قَرابَتِ الاهی بُوَد و اِلفِ ایشان از مُجاورتِ عُلوی. و دلهای یکدیگر را به چشمِ حقیقت نگرند و زَنگارِ شک و پندار از سَرِ خود بزدایند. و این جماعت را جز مُنادای حق جمع نیارد…”


 

 

 


[قصه‌های شیخ اشراق، شهاب‌الدین یحیای سهروردی، ویرایش متن: جعفر مدرس صادقی، نشر مرکز، ص۳]

 

 

 

برخی واژه‌های متن:

سمع: گوش.

طرفی: گوشه‌ای.

مشوب: آمیختگی.

قرابت: خویشاوندی، نزدیکی.

اِلف: الفت، دوستی.

عُلوی: بالایین، آسمانی.

 

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) داستان سه برادر: حُسن، عشق و حزن

 

 

 

و دربارۀ نویسنده:

(+) شیخ شهاب‌الدین سهروردی

 

موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: دوشنبه، ۱۲ تیر ، ۱۳۹۶

 

“… کسانی که در آن سال‌ها روزنامه‌خوان بودند می‌دانستند که ده‌ها سال بود روزنامه در ایران عملاً در دو روزنامهٔ کیهان و اطّلاعات خلاصه می‌شد. اطّلاعات از کیهان قدیمی‌تر بود و اوّلین شمارهٔ آن در نوزدهم تیر ماه ۱۳۰۵ به صاحب‌امتیازی و مدیرمسئولی «عبّاس مسعودی» منتشر شده بود. روزنامهٔ اطّلاعات، در پنجاه‌ودو سال انتشار خود تا سال ۱۳۵۷، به‌حسب واقع، روزنامهٔ رسمی دربار و دولت بود و عبّاس مسعودی نوکر حلقه‌به‌گوش شاه. مسعودی آنچنان گوش‌به‌فرمان بود که از نوشتن مطالب و سرمقاله‌های ضدّ و نقیض دربارهٔ یک موضوع واحد، به دستور دربار و دولت، در روزنامهٔ خود هیچ ابایی نداشت. به‌عنوان مثال، می‌توان به توجیهات و توضیحات مربوط به بحرین در این روزنامه اشاره کرد که چگونه مسعودی به تبع دربار شاه یکصدوهشتاد درجه نظر خودش را عوض کرد. مسعودی با همین خوش‌خدمتی‌ها به درجهٔ سناتوری رسیده بود و روزنامهٔ او، بر خلاف روزنامهٔ کیهان که گهگاه طعم و چاشنی مختصری از روشنفکری به آن زده می‌شد، به هیچ وجه روزنامه‌ای مستقل و آزاد تلقّی نمی‌شد.”

 

 

[محض اطّلاع: تحلیل محتوای جلد هفتم یادداشت‌های عَلَم، غلامعلی حدّاد عادل، مؤسسهٔ فرهنگی هنری فرهنگ ایران و اسلام (فراوا)، چاپ اول، ۱۳۹۳، ص ۸۴]

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) هر انتقاد را با اظهار چاپلوسی جبران می‌کند

 

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۶ تیر ، ۱۳۹۶

 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.