آیت‌الله میرزا عبدالکریم حق‌شناس:

 

“… کسی رفت پیش یکی از بزرگان و گفت: می‌خواهم سیر تکاملی بکنم، گفت: باید ترک امیال نفسانی و ترک دنیا بکنی و از اینجا تا پروردگار دو قدم است.

بعد وقتی رفت پیش بزرگی دیگر، آن بزرگ فرمود: خیر، از اینجا تا پروردگار دو قدم نیست؛ بلکه یک قدم است. به یک قدم بگو: الله پروردگار من است، بعد استقامت کن و همین یک قدم کافی است.

فرمود: «یا موسی دع نفسک فتعال» خود را رها کن و بیا پیش من.”

 

 

 


 

[ز مُلک تا ملکوت؛ متن سخنان اخلاقی مرحوم آیت‌الله حق‌شناس تهرانی، انتشارات شمیم یاس ولایت، دفتر اول، ص75]

 

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: شنبه، 27 دی ، 1393

 

“ابن شهر آشوب در کتاب «المناقب» از نصیر خادم نقل می‌کند که گفت:

بارها من شنیدم که امام حسن عسکری (علیه‌السلام) با غلامانش و دیگران با زبان خودشان صحبت می‌کند و در میان آنان رومی و ترک و صقالبه‌ای بودند و من از این توانایی در شگفت بودم و با خودم می‌گفتم این آقا در مدینه متولد شده و تا وفات پدرش برای هیچ‌کس ظاهر نشده و کسی او را ندیده، پس چگونه با زبانهای بسیاری از ملل و اقوام آشنایی دارد. من در همین اندیشه بودم که امام حسن عسکری (علیه‌السلام) روی مبارک خود را به سوی من کرد و فرمود: خدا حجتش را از میان دیگر مخلوقاتش با ویژگیهایی که به آنان داده است می‌شناساند و همه چیز را به وی می‌آموزد. و او به تمام زبانها و لغتها و نسبها و اتفاقاتی که رخ خواهد داد آگاهی دارد و اگر اینگونه نمی‌بود هیچ فرقی میان حجت خدا و دیگران نبود.”

 

 

 

[داستانهای امام زمان(عجل‌الله‌فرجه‌الشریف) و عسکریین(علیهماالسلام) برگرفته از بحارالانوار، سیدجعفر حسینی، انتشارات دارالثقلین، ص106» به‌نقل از: «بحارالانوار، ج50، صص268، ح28» و نیز: «المناقب ابن شهرآشوب، ج4، ص428»]

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: جمعه، 12 دی ، 1393

 

“از علی بن الحسن بن سابور نقل شده که گفت: در زمان امامت امام حسن عسکری (علیه‌السلام) خشک‌سالی و قحطی در سرّمن‌رای (سامراء) پدید آمد، خلیفۀ عباسی از دربانش خواست که مردم را برای نماز استسقاء (طلب باران) بسیج کند، مردم سه روز متوالی به صحرا رفتند و نماز استسقاء (طلب باران) خواندند و هر چه دعا کردند باران نیامد.

 

روز چهارم جاثلیق (بزرگ نصاری) به همراه نصاری به صحرا رفتند و در میان آنان راهبی بود که تا دستش را به سمت آسمان بلند کرد به شدت باران بارید. مسلمانان از این منظره تعجب کردند و بیشتر آنها به دین نصرانیت متمایل شدند.

 

خلیفۀ عباسی (از ترس از دست دادن تاج و تختش) کسی را خدمت امام حسن عسکری (علیه‌السلام) به زندان فرستاد و آن حضرت را از زندان آزاد کرد و گفت: امت جدت را دریاب که هلاک خواهند شد.

آن حضرت فرمود: من فردا به صحرا می‌روم و ان‌شاءالله شک مردم را برطرف خواهم کرد.

 

روز بعد جاثلیق با راهبان به صحرا رفتند و امام حسن عسکری (علیه‌السلام) با جمعی از اصحابش نیز به صحرا رفتند. هنگامی که دیدند آن راهب دستش را به طرف آسمان بلند کرده است، به یکی از غلامان دستور دادند برود و آنچه در دست راست آن راهب است بگیرد و بیاورد. آن غلام رفت و از میان انگشتان آن راهب یک قطعه استخوان سیاه بود گرفت و خدمت امام حسن عسکری (علیه‌السلام) برد. آن حضرت آن استخوان را گرفتند و سپس به آن راهب فرمودند: اکنون استسقا (طلب باران) کن.

آن راهب آنچه دعا کرد باران نیامد بلکه مقدار ابر که در آسمان بود برطرف شد و آسمان صاف گردید و آفتاب تابید.

 

سپس خلیفۀ عباسی از ابومحمد امام حسن عسکری (علیه‌السلام) پرسید این استخوان چیست؟ آن حضرت فرمود: این راهب به قبر یکی از پیامبران گذشته گذرش افتاده و این قطعه استخوان به دستش افتاده و هیچگاه استخوان پیامبری نمایان نمی‌شود مگر آنکه از آسمان باران می‌بارد.”

 

 

 

[داستانهای امام زمان(عجل‌الله‌فرجه‌الشریف) و عسکریین(علیهماالسلام) برگرفته از بحارالانوار، سیدجعفر حسینی، انتشارات دارالثقلین، صص111-112» به‌نقل از: «بحارالانوار، ج50، صص270-271، ح37»]

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: جمعه، 12 دی ، 1393

 

آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی:

 

“جوانی در مسجد گوهرشاد به من گفت: لباس‌هایی که چرک و کثیف است، موادی برای شستشو و تمیز کردن آن هست، حالا اگر قلب را زنگار بگیرد آیا وسیله‌ای برای پاک کردن آن داریم؟

 

از سؤال او خوشم آمد و گفتم: بله! با دو کار می‌شود این زنگارها را از دل برد. یکی تلاوت قرآن و دوم استغفار کردن خصوصاً در سحرها.

پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: اِنّ لِلقُلوبِ صَدَأ ً کَصَدَإِ النُّحاس ِ فَاجلوها بِالإستغفار ِ وَ تِلاوةِ القرآنِ.(1) دلها را زنگار می‌گیرد مانند زنگار مس، پس آن را با استغفار و قرآن خواندن جلاء دهید.”

 

 


[تمثیلات آیت‌الله مجتهدی تهرانی(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)، محمد خانکی، انتشارات آرام دل، ص13]

 

 

 

 

پی‌نوشت:

1- بحارالانوار / 74 / 174

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: سه شنبه، 15 مهر ، 1393

 

 

“اسماعيل بن سهل مى‏‌گويد كه: به حضرت‏ جواد الائمه عليه السّلام نامه‌‏اى نوشتم كه چيزى به من بياموز كه اگر آن را بخوانم، در دنيا و آخرت با شما باشم، راوى مى‌‏گويد: حضرت با دستخط مبارک خود -كه با آن آشنا بودم- مرقوم فرموده بود:

سورۀ‏ إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏ [سورۀ قدر] را بسيار تلاوت كن، و لبهاى خود را به ذكر استغفار طراوت بخش.”

 


[پاداش نيكی‌ها و كيفر گناهان، ترجمۀ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، شیخ صدوق، ترجمۀ محمدعلی مجاهدی، انتشارات سرور، قم، ص418]

 

 

 

 

 

أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللهِ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ أَبِي مَسْرُوقٍ النَّهْدِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سَهْلٍ قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع عَلِّمْنِي شَيْئاً إِذَا أَنَا قُلْتُهُ كُنْتُ مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ. قَالَ فَكَتَبَ بِخَطٍّ أَعْرِفُهُ:

أَكْثِرْ مِنْ تِلَاوَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ وَ رَطِّبْ شَفَتَيْكَ بِالاسْتِغْفَارِ.”

 

[ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، محمد بن على ابن بابويه (الشیخ الصدوق)، دار الشريف الرضی للنشر، قم، ص165]

 

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: شنبه، 20 اردیبهشت ، 1393

 

 

در «تحف العقول عن آل الرسول (صلی‌الله‌علیه‌وآله)» مطلبی نقل شده به این مضمون که «یحیی‌بن اکثم» در دیوانِ عمومی –بیرونی ِ دارالخلافه- سؤال‌هایی از جنابِ «موسی‌بن محمد» -برادر ِ امام ِ هادی(سلام‌الله‌علیه) که به «موسی مبرقع» معروف و در شهر قم دفن است- می‌پرسد، و او از جواب بازمی‌ماند. سؤال‌هایی که بیش‌تر به شبهه افکندن می‌ماند تا سؤال پرسیدن. پس نزدِ امام هادی(سلام‌الله‌علیه) می‌رود و پاسخ می‌گیرد. این مطلب رو «علامۀ مجلسی» در «بحار»، و «شیخ مفید» در «الاختصاص»، و نیز «ابن شهرآشوب» با مختصری تفاوت در «المناقب» نقل کرده‌اند.

فرازی از این مطلبِ «تحف العقول» و تعدادی از آن سیزده سؤال و پاسخ‌شان را –از ترجمۀ آقای بهراد جعفری- نقل می‌کنم:

 

 

 

“موسى بن محمّد نوۀ حضرت رضا عليه السّلام (برادر حضرت هادى) گويد:

در دار العامّه به يحيى بن اكثم برخوردم و از من سؤالاتى نمود، پس بخدمت برادرم؛ على بن محمّد عليهما السّلام رسيدم -و پس از آنكه ميان من و او كلماتى در پند و اندرز گفتگو شد و [سرانجام‏] مرا به اطاعت خود واداشت و بينايم ساخت- بدو گفتم: قربانت گردم، همانا ابن اكثم طىّ ارسال نامه‌‏اى از من سؤالاتى كرده تا پاسخش گويم، آن حضرت عليه السّلام پس از تبسّمى فرمود: آيا پاسخش گفتى؟ عرض كردم: خير، ندانستم، فرمود: آنها چه بود؟

 

گفتم: در نامه‌‏اش مرا از اين آيه پرسيده:

«قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ‏: آن كس كه دانشى از كتاب نزدش بود گفت: من آن را پيش از آنكه چشم بر هم زنى برايت مى‌‏آورم- نمل: 40»، مگر پيامبر خدا محتاج دانش آصف بود؟

 

و از اين آيه: «وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً: و پدر و مادر خود را بر تخت بالا برد و همگان پيش او سجده كنان درافتادند- يوسف: 100»، آيا يعقوب و فرزندانش -با اينكه پيامبر بودند- بر يوسف سجده كردند؟

 

و از اين آيه: «فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ‏: پس اگر در آنچه بتو فرو فرستاديم شک دارى، از آنان كه كتاب را مى‌‏خوانند بپرس- يونس: 94»، مخاطب آن كيست؟ اگر رسول خدا صلّى الله عليه و اله و سلّم است، پس براستى او دچار شک و ترديد شده، و اگر غير او است، پس قرآن بر چه كسى نازل شده؟

 

… و سؤال ديگر او از نماز صبح بود كه چرا قراءت [حمد و سوره‏] در آن با صداى بلند خوانده مى‌‏شود با اينكه از نمازهاى روزانه بحساب مى‌‏آيد- و قراءت حمد و سوره تنها در نمازهاى شبانه بلند خوانده مى‌‏شود-؟

 

و از اين سخن على عليه السّلام در باره ابن جرموز، كه «قاتل زبير را بدوزخ بشارت ده»، در حالى كه خود او امام و پيشوا بود ولى ابن جرموز را نكشت؟

 

و اينكه على عليه السّلام در جنگ صفّين افراد مهاجم و فرارى و نيز زخميها را تماما كشت و همه را اين گونه فرمان داد و به هيچ يک امان نداد، ولى رفتار او در جنگ جمل غير از اين بود كه نه فرارى را كشت و نه بر زخمى تنگ گرفت و به همان شيوه فرمان داد، و [پس از خاتمۀ نبرد] فرمود: «هر كس به خانه‌‏اش رود در امان است، و هر كس سلاح خويش بر زمين نهد در امان است»، چرا اين گونه عمل كرد- اگر حكم نخست صحيح بود پس بايد حكم دوم غلط باشد-؟

 

 

 

 

پس آن حضرت عليه السّلام فرمود: برايش بنويس، گفتم: چه بنويسم؟

فرمود بنويس:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، خداوند تو را هدايت كند، نامه‏‌ات بمن رسيد، نامه‌‏اى كه با عيبجوئى در آن خواستى ما را بيازمائى كه اگر در آنها قصور نموديم راهى براى طعن ما بيابى، و اميدوارم خداوند مناسب نيّت و قصد درونت جزايت دهد، ما پرسشهايت را شرح و بيان داشتيم، پس بدانها گوش سپار، و فهمت را مطيع و رام ساز و دلت را بدان بسپار (حواست را جمع كن)، كه بتحقيق حجّت بر تو تمام است، و السّلام.

 

از «آن كس كه دانشى از كتاب نزدش بود» پرسيده بودى، او آصف بن برخيا بود، و سليمان عليه السّلام از آگاهى و دانسته‏‌هاى آصف عاجز نشده بود، بلكه آن حضرت -كه صلوات خدا بر او باد- مايل بود كه به امّت خود از جنّ و انس بفهماند كه حجّت [خدا] پس از وى آصف است، و آن قسمتى از دانش و علم سليمان عليه السّلام بود كه آن را به فرمان خدا به آصف سپرده بود، آن را بدو آموخت تا پس از او در امامت و راهنمائى وى اختلاف نكنند، همان طور كه سليمان در زمان حيات داود عليهما السّلام آموخته شد، تا نبوّت و امامت او پس از پدر معلوم شود، و ديگر جاى هيچ عذر و بهانه‏‌اى براى مردم باقى نماند و حجّت بر ايشان محقّق گردد.

 

و امّا پرسشت از سجدۀ يعقوب و فرزندانش، بايد بدانى كه آن از سر طاعت خدا و محبّت به يوسف عليه السّلام بود، همان طور كه سجدۀ فرشتگان به آدم عليه السّلام نه از براى او، كه تنها از سر طاعت خدا و محبّت آنان به آدم بود، بنا بر اين سجدۀ يعقوب و فرزندانش همراه يوسف عليه السّلام بشكرانۀ فراهم شدن پراكندگى آنان بود، مگر نديدى آن زمان در كلام شاكرانه‌‏اش چنين گفت: رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ‏- الآية: «پروردگارا، مرا از پادشاهى [بهره‏] بدادى، و از تعبير خوابها بياموختى- يوسف: تا آخر آيه 101».

 

و امّا در بارۀ اين آيه: «پس اگر در آنچه بتو فرو فرستاديم شک دارى از آنان كه كتاب پيش از تو را مى‏‌خوانند بپرس»، [كه مخاطب در اين آيه كيست‏]، مخاطب در اين آيه شخص رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم است، بى ‏آنكه در آنچه بر او وحى شده شكّى داشته باشد، بلكه مطلب از اين قرار بود كه افراد نادان گفتند: چگونه خداوند از ميان فرشتگان؛ پيامبرى مبعوث نداشت؟ چرا كه هيچ تفاوتى ميان ما و پيامبرش -در بى‌‏نيازى از خوردن و نوشيدن و راه رفتن در كوى و برزن- نيست، پس خداوند -در حضور جماعت نادان- به پيامبرش وحى فرستاد: «از آنان كه كتاب را مى‌‏خوانند بپرس» آيا خداوند پيش از تو پيامبرى مبعوث داشته كه نه غذا خورد و نه در كوى و برزن راه رود كه تو هم نظير او باشى؟

و تنها فرمود: «اگر تو شک دارى» بى ‏آنكه شكّى در ميان باشد، بلكه [اين سخن‏] بجهت رعايت انصاف در كلام بود، مانند آيۀ مباهله كه فرمود: «بيائيد تا ما و شما پسران خويش و زنان خويش و خودمان را و خودتان را فراخوانيم، آنگاه دعا و زارى كنيم و لعنت خداى را بر دروغگويان بگردانيم»، و اگر گفته بود: «لعنت خدا را بر شما بگردانيم» كه ديگر آنان مباهله را نمى‌‏پذيرفتند، و براستى خداوند بر اين امر واقف است كه رسول او مأموريّتهايش را انجام مى‌‏دهد و دروغگو هم نيست، و نيز پيامبر خود خبر داده بود كه در آنچه مى‌‏گويد صادق است، ولى مايل بود از جانب خود رعايت انصاف را كرده باشد.

 

… و امّا قراءت [حمد و سوره‏] در نماز صبح بلند خوانده مى‌‏شود، چرا كه پيامبر صلّى الله عليه و آله و سلّم به وقت تاريكى آن را مى‏‌خواند، بهمين خاطر قراءت آن از نمازهاى شبانه بحساب آيد.

 

و كلام على عليه السّلام كه: «قاتل زبير را به دوزخ بشارت ده!» آن پيرو فرمايش رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم بود، [كه قبلا گفته بود]، و سرانجام قاتل زبير (ابن جرموز) از خوارج نهروان گشت، و امير مؤمنان عليه السّلام او را در بصره نكشت‏. چون مى‌‏دانست كه وى در فتنه نهروان كشته خواهد شد.

 

و امّا پاسخ به پرسشى كه از دو شيوۀ متفاوت على عليه السّلام در جنگ صفّين و جنگ جمل كرده بودى اين است: چون در جنگ جمل رهبر شورشيان كشته شده بود و ديگر آنان را سپاه و لشكرى نبود كه بدان باز گردند، و بى ‏آنكه قصد جنگ و مخالفت و ستيزى داشته باشند تنها به خانه‏‌هاى خود بازمى‌‏گشتند، و بهمين راضى بودند كه كسى با آنان كارى نداشته باشد، در نتيجه حكم و فرمان در بارۀ ايشان برداشتن شمشير و عدم آزارشان بود، زيرا ديگر در پى فراهم كردن سپاه و لشكرى نبودند، در حالى كه وضع در مورد جنگ صفّين فرق مى‏‌كرد، آنان به پايگاهى مجهّز و سوى سركرده‌‏اى برمى‌‏گشتند كه براى آنان اسلحه و زره، و نيزه و شمشير تهيّه مى‌‏كرد، و بديشان جايزه داده و حقوق مى‏‌پرداخت، و از بيمارانشان عيادت و شكسته بندى كرده و به مداواى زخميان مى‌‏پرداخت، و بى‏‌مركبان را مركب؛ و برهنگان را جامه مى‌‏داد، و پس از آن ايشان را رهسپار نبرد و ميدان جنگ مى‌‏كرد، بهمين خاطر امير مؤمنان عليه السّلام ميان دو فرقه يكسان حكم نكرد، زيرا به حكم و قانون جنگ در ميان يكتاپرستان واقف بود، و ليكن آن را براى ايشان شرح و بيان داشت، پس هر كس كه آن را نمى‌‏پذيرفت كشته مى‌‏شد يا از آن توبه مى‏‌كرد.

… ما به تمام پرسشهاى تو پاسخ گفتيم، پس آن را درياب.”

 

 

[تحف العقول، حسن بن على‏ ابن شعبه حرانى، ترجمۀ بهراد جعفرى، دار الكتب الإسلامية، تهران، صص449-454]

 

 

 

 

 

 

 

“قَالَ مُوسَى بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الرِّضَا لَقِيتُ يَحْيَى بْنَ أَكْثَمَ فِي دَارِ الْعَامَّةِ فَسَأَلَنِي عَنْ مَسَائِلَ فَجِئْتُ إِلَى أَخِي عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فَدَارَ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ مِنَ الْمَوَاعِظِ مَا حَمَلَنِي وَ بَصَّرَنِي طَاعَتَهُ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ ابْنَ أَكْثَمَ كَتَبَ يَسْأَلُنِي عَنْ مَسَائِلَ لِأُفْتِيَهُ فِيهَا فَضَحِكَ ع ثُمَّ قَالَ فَهَلْ أَفْتَيْتَهُ قُلْتُ لَا لَمْ أَعْرِفْهَا  قَالَ ع وَ مَا هِيَ قُلْتُ كَتَبَ يَسْأَلُنِي عَنْ قَوْلِ اللهِ «قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ‏» نَبِيُّ اللهِ كَانَ مُحْتَاجاً إِلَى عِلْمِ آصَفَ.

وَ عَنْ قَوْلِهِ‏ «وَ رَفَعَ‏ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً» سَجَدَ يَعْقُوبُ وَ وُلْدُهُ لِيُوسُفَ وَ هُمْ أَنْبِيَاءُ.

وَ عَنْ قَوْلِهِ‏ «فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ‏» مَنِ الْمُخَاطَبُ بِالْآيَةِ فَإِنْ كَانَ الْمُخَاطَبُ النَّبِيَّ ص فَقَدْ شَكَّ وَ إِنْ كَانَ الْمُخَاطَبُ غَيْرَهُ فَعَلَى مَنْ إِذاً أُنْزِلَ الْكِتَابُ.

… وَ عَنْ صَلَاةِ الْفَجْرِ لِمَ يُجْهَرُ فِيهَا بِالْقِرَاءَةِ وَ هِيَ مِنْ صَلَاةِ النَّهَارِ وَ إِنَّمَا يُجْهَرُ فِي صَلَاةِ اللَّيْلِ.

وَ عَنْ قَوْلِ عَلِيٍّ ع لِابْنِ جُرْمُوزٍ «بَشِّرْ قَاتِلَ ابْنِ صَفِيَّةَ بِالنَّارِ» فَلَمْ يَقْتُلْهُ وَ هُوَ إِمَامٌ.

وَ أَخْبِرْنِي عَنْ عَلِيٍّ ع لِمَ قَتَلَ أَهْلَ صِفِّينَ وَ أَمَرَ بِذَلِكَ مُقْبِلِينَ وَ مُدْبِرِينَ وَ أَجَازَ عَلَى الْجَرْحَى‏ وَ كَانَ حُكْمُهُ يَوْمَ الْجَمَلِ أَنَّهُ لَمْ يَقْتُلْ مُوَلِّياً وَ لَمْ يُجِزْ عَلَى جَرِيحٍ وَ لَمْ يَأْمُرْ بِذَلِكَ وَ قَالَ مَنْ دَخَلَ دَارَهُ فَهُوَ آمِنٌ وَ مَنْ أَلْقَى سِلَاحَهُ فَهُوَ آمِنٌ لِمَ فَعَلَ ذَلِكَ فَإِنْ كَانَ الْحُكْمُ‏ الْأَوَّلُ صَوَاباً فَالثَّانِي خَطَأٌ…

 

 

 

… قَالَ ع اكْتُبْ إِلَيْهِ قُلْتُ وَ مَا أَكْتُبُ قَالَ ع اكْتُبْ‏ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. وَ أَنْتَ فَأَلْهَمَكَ اللهُ الرُّشْدَ أَتَانِي كِتَابُكَ فَامْتَحَنْتَنَا بِهِ مِنْ تَعَنُّتِكَ لِتَجِدَ إِلَى الطَّعْنِ سَبِيلًا إِنْ قَصَرْنَا فِيهَا وَ اللهُ يُكَافِيكَ عَلَى نِيَّتِكَ وَ قَدْ شَرَحْنَا مَسَائِلَكَ فَأَصْغِ إِلَيْهَا سَمْعَكَ وَ ذَلِّلْ لَهَا فَهْمَكَ وَ اشْغَلْ بِهَا قَلْبَكَ فَقَدْ لَزِمَتْكَ الْحُجَّةُ وَ السَّلَامُ سَأَلْتَ عَنْ قَوْلِ اللهِ جَلَّ وَ عَزَّ  «قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ»‏ فَهُوَ آصَفُ بْنُ بَرْخِيَا وَ لَمْ يَعْجِزْ سُلَيْمَانُ ع عَنْ مَعْرِفَةِ مَا عَرَفَ آصَفُ لَكِنَّهُ ص أَحَبَّ أَنْ يُعَرِّفَ أُمَّتَهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَنَّهُ الْحُجَّةُ مِنْ بَعْدِهِ وَ ذَلِكَ مِنْ عِلْمِ سُلَيْمَانَ ع أَوْدَعَهُ عِنْدَ آصَفَ بِأَمْرِ اللهِ فَفَهَّمَهُ ذَلِكَ لِئَلَّا يَخْتَلِفَ عَلَيْهِ فِي إِمَامَتِهِ وَ دَلَالَتِهِ كَمَا فُهِّمَ سُلَيْمَانُ ع فِي حَيَاةِ دَاوُدَ ع لِتُعْرَفَ نُبُوَّتُهُ وَ إِمَامَتُهُ مِنْ بَعْدِهِ لِتَأَكُّدِ الْحُجَّةِ عَلَى الْخَلْقِ.

 

وَ أَمَّا سُجُودُ يَعْقُوبَ ع وَ وُلْدِهِ فَكَانَ طَاعَةً لـِلـهِ وَ مَحَبَّةً لِيُوسُفَ ع كَمَا أَنَّ السُّجُودَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ لآِدَمَ ع لَمْ يَكُنْ لآِدَمَ ع وَ إِنَّمَا كَانَ ذَلِكَ طَاعَةً لـِلـهِ وَ مَحَبَّةً مِنْهُمْ لآِدَمَ ع فَسُجُودُ يَعْقُوبَ ع وَ وُلْدِهِ وَ يُوسُفُ ع مَعَهُمْ كَانَ شُكْراً لـِلـهِ بِاجْتِمَاعِ شَمْلِهِمْ أَ لَمْ تَرَهُ يَقُولُ فِي شُكْرِهِ ذَلِكَ الْوَقْتَ «رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ»‏ إِلَى آخِرِ الْآيَةِ.

 

وَ أَمَّا قَوْلُهُ‏ «فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ»‏ فَإِنَّ الْمُخَاطَبَ بِهِ رَسُولُ اللهِ ص وَ لَمْ يَكُنْ فِي شَكٍّ مِمَّا أُنْزِلَ إِلَيْهِ وَ لَكِنْ قَالَتِ الْجَهَلَةُ كَيْفَ لَمْ يَبْعَثِ اللهُ نَبِيّاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِذْ لَمْ يُفَرِّقْ بَيْنَ نَبِيِّهِ وَ بَيْنَنَا فِي الِاسْتِغْنَاءِ عَنِ الْمَآكِلِ وَ الْمَشَارِبِ وَ الْمَشْيِ فِي الْأَسْوَاقِ فَأَوْحَى اللهُ إِلَى نَبِيِّهِ «فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ»‏ بِمَحْضَرِ الْجَهَلَةِ هَلْ بَعَثَ اللهُ رَسُولًا قَبْلَكَ إِلَّا وَ هُوَ «يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْواقِ‏» وَ لَكَ بِهِمْ أُسْوَةٌ وَ إِنَّمَا قَالَ‏ «فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍ»‏ وَ لَمْ يَكُنْ شَكٌّ وَ لَكِنْ لِلنَّصَفَةِ كَمَا قَالَ‏ «تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَى الْكاذِبِينَ‏» وَ لَوْ قَالَ عَلَيْكُمْ لَمْ يُجِيبُوا إِلَى الْمُبَاهَلَةِ وَ قَدْ عَلِمَ اللهُ أَنَّ نَبِيَّهُ يُؤَدِّي عَنْهُ رِسَالاتِهِ وَ مَا هُوَ مِنَ الْكَاذِبِينَ فَكَذَلِكَ عَرَفَ النَّبِيُّ أَنَّهُ صَادِقٌ فِيمَا يَقُولُ وَ لَكِنْ أَحَبَّ أَنْ يُنْصِفَ مِنْ نَفْسِهِ…

 

… وَ أَمَّا صَلَاةُ الْفَجْرِ فَالْجَهْرُ فِيهَا بِالْقِرَاءَةِ لِأَنَّ النَّبِيَّ ص كَانَ يُغَلِّسُ بِهَا فَقِرَاءَتُهَا مِنَ اللَّيْلِ وَ أَمَّا قَوْلُ عَلِيٍّ ع بَشِّرْ قَاتِلَ ابْنِ صَفِيَّةَ بِالنَّارِ فَهُوَ لِقَوْلِ رَسُولِ اللهِ ص وَ كَانَ مِمَّنْ خَرَجَ يَوْمَ النَّهْرَوَانَ فَلَمْ يَقْتُلْهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع بِالْبَصْرَةِ لِأَنَّهُ عَلِمَ أَنَّهُ يُقْتَلُ فِي فِتْنَةِ النَّهْرَوَانِ وَ أَمَّا قَوْلُكَ إِنَّ عَلِيّاً ع قَتَلَ أَهْلَ الصِّفِّينَ مُقْبِلِينَ وَ مُدْبِرِينَ وَ أَجَازَ عَلَى جَرِيحِهِمْ‏ وَ إِنَّهُ يَوْمَ الْجَمَلِ لَمْ يَتْبَعْ مُوَلِّياً وَ لَمْ يُجِزْ عَلَى جَرِيحٍ وَ مَنْ أَلْقَى سِلَاحَهُ آمَنَهُ وَ مَنْ دَخَلَ دَارَهُ آمَنَهُ فَإِنَّ أَهْلَ الْجَمَلِ قُتِلَ إِمَامُهُمْ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُمْ فِئَةٌ يَرْجِعُونَ إِلَيْهَا وَ إِنَّمَا رَجَعَ الْقَوْمُ إِلَى مَنَازِلِهِمْ غَيْرَ مُحَارِبِينَ وَ لَا مُخَالِفِينَ وَ لَا مُنَابِذِينَ‏ رَضُوا بِالْكَفِّ عَنْهُمْ فَكَانَ الْحُكْمُ فِيهِمْ رَفْعَ السَّيْفِ عَنْهُمْ وَ الْكَفَّ عَنْ أَذَاهُمْ إِذْ لَمْ يَطْلُبُوا عَلَيْهِ أَعْوَاناً وَ أَهْلُ صِفِّينَ كَانُوا يَرْجِعُونَ إِلَى فِئَةٍ مُسْتَعِدَّةٍ وَ إِمَامٍ‏ يَجْمَعُ لَهُمُ السِّلَاحَ‏ الدُّرُوعَ وَ الرِّمَاحَ وَ السُّيُوفَ وَ يُسْنِي لَهُمُ الْعَطَاءَ يُهَيِّئُ لَهُمُ الْأَنْزَالَ وَ يَعُودُ مَرِيضَهُمْ وَ يَجْبُرُ كَسِيرَهُمْ‏ وَ يُدَاوِي جَرِيحَهُمْ وَ يَحْمِلُ رَاجِلَهُمْ وَ يَكْسُو حَاسِرَهُمْ‏ وَ يَرُدُّهُمْ فَيَرْجِعُونَ إِلَى مُحَارَبَتِهِمْ وَ قِتَالِهِمْ‏ فَلَمْ يُسَاوِ بَيْنَ الْفَرِيقَيْنِ فِي الْحُكْمِ لِمَا عَرَفَ مِنَ الْحُكْمِ فِي قِتَالِ أَهْلِ التَّوْحِيدِ لَكِنَّهُ شَرَحَ ذَلِكَ لَهُمْ فَمَنْ رَغِبَ عُرِضَ عَلَى السَّيْفِ أَوْ يَتُوبَ مِنْ ذَلِكَ.

… قَدْ أَنْبَأْنَاكَ بِجَمِيعِ مَا سَأَلْتَنَا عَنْهُ فَاعْلَمْ ذَلِكَ.”

 

 

 [تحف العقول، حسن بن على‏ ابن شعبه حرانى، جامعه مدرسين، قم‏، صص476-481]

 

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: پنجشنبه، 18 اردیبهشت ، 1393

 

 

“مسعدة بن صدقه از امام صادق عليه السّلام و آن حضرت از پدران بزرگوارش عليهم السّلام نقل كرده است كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود:

خوشا به حال كسى كه در روز قيامت در نامۀ عملش زير هر گناهى يک «استغفرالله» ثبت شده باشد.”

 


[پاداش نيكی‌ها و كيفر گناهان، ترجمۀ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، شیخ صدوق، ترجمۀ محمدعلی مجاهدی، انتشارات سرور، قم، ص418]

 

 

 

 

 

“أَبِي ره عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ ص‏ طُوبَى لِمَنْ وَجَدَ فِي صَحِيفَتِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تَحْتَ كُلِّ ذَنْبٍ أَسْتَغْفِرُاللهَ.”

 

 

[ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، محمد بن على ابن بابويه (الشیخ الصدوق)، دار الشريف الرضی للنشر، قم، ص165]

 

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: پنجشنبه، 18 اردیبهشت ، 1393

 

امام هادی (علیه‌السلام) از پدران بزرگوارشان (علیهم‌السلام) روایت کرده‌اند که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمود:

«هرگاه که خداوند به بنده‌اش نعمتی عطا کند و او قلباً سپاس‌گزاری ورزد، مستحق ِ ازديادِ نعمت خواهد شد پیش‌تر از آن‌که شُکرش را به زبان جاری سازد.»

 

 

 

الأمالي للشيخ الطوسي، جَمَاعَةٌ عَنْ أَبِي الْمُفَضَّلِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُبَيْدِ بْنِ يَاسِينَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ عَنْ آبَائِهِ (ع) قَالَ:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع‏) :

 

«مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَى عَبْدٍ نِعْمَةً فَشَكَرَهَا بِقَلْبِهِ إِلَّا اسْتَوْجَبَ الْمَزِيدَ فِيهَا قَبْلَ أَنْ يُظْهِرَ شُكْرَهَا عَلَى لِسَانِهِ.»

 

 


[بحار الأنوار، علامه محمدباقر مجلسی، دار إحياء التراث العربی‏، بیروت، ج68، ص53]

 


موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: شنبه، 13 اردیبهشت ، 1393

 

 

امام رضا (علیه‌السلام) فرمود:

… هر که از خداوند توفیق بخواهد و تلاش ِ جدی نکند، خود را مسخره کرده است.

 

 

 

عَنْ مُحمَّدِ بْنِ أَحمدَ بْنِ شاذانَ الْقُمِّيِّ عَنْ أَبيهِ عَنْ أَحمدَ بْنِ مُحمَّدِ بْنِ صالِحٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللهِ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ قالَ:

قالَ الرِّضا علیه‌السلام:

… مَنْ‏ سَأَلَ‏ اللهَ التَّوْفيقَ‏ وَ لَمْ‏ يَجْتَهِدْ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ.

 

 


[بحار الأنوار، علامه محمدباقر مجلسی، دار إحياء التراث العربی‏، بیروت، ج75، ص356]

 

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: جمعه، 5 اردیبهشت ، 1393

 

 

«به بنده‌های من خبر بده

که من آمرزنده و مهربان هستم.»

 

 

«نَبِّئْ عِبادی أَنّی أَنَا الْغَفُورُ‌ الرَّ‌حيم.»

 

 

 

 

[سورۀ حجر، آیۀ 49]

 

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: چهارشنبه، 6 فروردین ، 1393

 

“به نقل از سیّد بن طاووس:

«بارالها! از تو توفیق هدایت‌یافتگان، اعمال تقوی‌پیشگان، خلوص (و صدق) توبه‌کنندگان، عزم صابران، پرهیز ترسایان، جویندگی دانشوران، زینت پارسایان و بیم ناله‌کنندگان (درگاهت) را می‌طلبم؛ تا -ای خدا!- از تو بیم برم، بیمی که مرا از نافرمانیهای تو بازدارد، تا از تو فرمان برم، آنچنان که شایستۀ کرامتت گردم و تا از محبت تو، در خلوص توبه، برای تو زلال شوم و تا از حسن ظنّی که به تو دارم در همۀ کارهایم بر تو توکّل نمایم؛ چه پاک و منزّهی ای آفریگار نور! (آری) پاک و منزّه است خدای بزرگوار و او را می‌ستایم.»

 

 

 

«اَللّهُمَّ إنَّی أسأَلُکَ تَوفیقَ أهل ِ الهُدی، وَ أعمالَ أهل ِ التَّقوی، وَ مُناصَحَةَ أهل ِ التَّوبَةِ، وَ عَزمَ أهل ِ الصَّبر ِ، وَ حَذَرَ أله ِ الخَشیَةِ، وَ طَلَبَ أهل ِ العِلم، وَ زینَةَ [نِیَّةَ] أهل ِ الوَرَع ِ، وَ خَوفَ أهل ِ الجَزَع ِ، حَتّی أخافَکَ اَللّهُمَّ مَخافَة ً یَحجُزُنی عَن مَعاصیکَ، وَ حَتّی أعمَلَ بِطاعَتِکَ عَمَلاً أستَحِقُّ بِهِ کَرامَتَکَ، وَ حَتّی اُخلِصَ لَکَ فی النَّصیحَةِ حُبّاً لَکَ، وَ حَتّی أتَوَکَّلَ عَلَیکَ فی الاُمور ِ حُسنَ ظَنٍّ بِکَ، سُبحانَ خالِقَ النُّور ِ، سُبحانَ اللهِ العَظیم ِ وَ بِحَمدِهِ».”

 


فرهنگ جامع سخنان امام حسین(علیه‌السلام)، گروه حدیث پژوهشکدۀ باقرالعلوم(علیه‌السلام)، نشر معروف، قم، ص864، حدیث928» به نقل از:

مهج الدعوات، سید بن طاووس، دارالذخائر، قم، ص157 / بحارالانوار، مجلسی، مکتبة الاسلامیة، قم، ج86، ص3137، حدیث65]

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: یکشنبه، 9 تیر ، 1392

 

“امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) هرگز از عمق ِ خِرَدِ خود با مردم سخن نگفت.

و فرمود که رسول خدا فرموده است: ما گروه پیامبران دستور داریم که با مردم در خور ِ عقل‌شان سخن بگوییم.

 

 

 

جَماعَةٌ مِنْ أَصْحابِنا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدِ بْنِ عيسى، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيّ بْنِ فَضّالٍ، عَنْ بَعْضِ أَصْحابِنا، عَنْ أَبِی‌عَبْدِاللّهِ (علیه‌السلام) قَالَ:

مَا كَلّمَ رَسُولُ‌اللّهِ (صلی‌الله علیه و آله) الْعِبَادَ بِكُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ.

وَ قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللّهِ (صلی‌الله علیه و آله): إنّا مَعاشِرَ الْأَنْبياءِ أُمِرْنا أَنْ نُكَلِّمَ النّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ.”

 

 

[اصول کافی، ج1، کتاب العقل و الجهل، روایت 15]

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: یکشنبه، 29 اردیبهشت ، 1392

 

“ابن‌عباس می‌گوید: گفته شد: ای رسول خدا! کدام همنشینان بهترند؟

پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: هر کس که دیدارش خدا را به یاد شما آورد و سخنش بر دانش شما بیفزاید و کردارش آخرت را به یاد شما بیندازد.

 

 

 

أخبَرَنا المُفید عن محمدِ بن ِ المُظَفَّر ِ البَزّاز، عن ِ الحسن ِ بن ِ رَجاءٍ عن عبدِاللهِ بن ِ سُلَیمانَ عن محمدِ بن ِ علیٍّ العَطّار ِ عن هارونَ بن ِ أبی‌بُردَة، عن عُبَیدِاللهِ بن ِ موسی عن ِ المُبارَکِ بن ِ حَسّانَ عن عَطیَّةَ عن ِ ابن ِ عَبّاس ٍ قالَ:

قیلَ یا رسولَ‌اللهِ: أیُّ الجُلَساءِ خَیرٌ؟

قالَ: مَن ذَکَّرَکُم بِاللهِ رُؤیَتُهُ، وَ زادَکُم فی عِلمِکُم مَنطِقُهُ، وَ ذَکَّرَکُم بِالآخِرَةِ عَمَلُهُ.”

 


[ترجمۀ امالی شیخ طوسی، مترجم: صادق حسن‌زاده، انتشارات اندیشۀ هادی، ج1، ص340، حدیث262، (جلسۀ ششم، حدیث14)]

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: یکشنبه، 11 فروردین ، 1392

 

“مفضّل‌بن عمر می‌گوید: شنیدم که امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرمود:

همانا در آسمان چهارم فرشتگانی هستند که در تسبیحشان می‌گویند: «منزّه است کسی که این آفریدگانِ اندک را از میان این آفریدگانِ فراوان بر این دین ِ شکست‌ناپذیر و عزیز راهنمایی می‌کند».

 

 

 

أخبَرَنا المُفید عن ابن ِ قُولَوَیهِ عَن سعدٍ عَن ِ ابن ِ عیسی، عَن محمدِ بن سِنانٍ عَن ِ المُفَضَّل ِ بن ِ عُمَر، قالَ:

سَمِعتُ أباعبدِاللهِ جَعفَرَ بنَ محمد(علیه‌السلام) یَقُول:

إنَّ فی السَّماءِ الرّابِعَةِ مَلائِکَة ً یَقُولُونَ فی تَسبیحِهم «سُبحانَ مَن دَلَّ هذا الخَلقَ القَلیلَ مِن هذا الخَلق ِ الکَثیر ِ علی هذا الدّین ِ العزیز».”

 


[ترجمۀ امالی شیخ طوسی، مترجم: صادق حسن‌زاده، انتشارات اندیشۀ هادی، ج1، ص312، حدیث235، (جلسۀ پنجم، حدیث48)]

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: یکشنبه، 11 فروردین ، 1392

 

“محمد بن عَبَدَۀ نیشابوری می‌گوید به امام صادق(علیه‌السلام) عرضه داشتم: همانا مردم از پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) روایت می‌کنند که در شب ساعتی است که هیچ بندۀ مؤمنی در آن دعایی نمی‌کند مگر آنکه برایش اجابت می‌شود. امام فرمود: بله.

عرضه داشتم: فدایت گردم، آن چه ساعتی است؟

فرمود: مابین نیمه‌شب و یک‌سوم باقی‌مانده از آن.

عرضه داشتم: آیا آن شبی از شبهای معین است یا هر شب؟

امام فرمود: بلکه هر شب است.

 

 

 

أخبَرَنا المُفید عن محمّدِ بن ِ عُمَرَ الجـِعابیِّ عن ِ ابن ِ عُقدَةَ عن محمّدِ بن یوسُفَ عن محمّد بن زیادٍ عن أبی‌آیّوبَ الخَزّاز ِ عن محمّد بن ِ عَبَدَةَ النِّیشابوریِّ، قالَ: قُلتُ لِأبی‌عبدِاللهِ جعفر بن محمّد(علیهماالسلام) إنَّ النّاسَ یَروُونَ عَن ِ النَّبیِّ (صلی‌الله علیه و آله) أنَّ فی الَّیل ِ ساعَة ً  لایَدعُو فیها عَبدٌ مُؤمِنٌ بِدَعوَةٍ إلّا استُجیبَ لَهُ؟ قالَ: نَعَم.

قُلتُ: مَتی هیَ، جُعِلتُ فِداکَ؟ قالَ: ما بَینَ نِصفِ الَّیل ِ إلی الثُّلثِ الباقی مِنهُ. قُلتُ لَهُ: أهِیَ لَیلَةٌ مِنَ اللَّیالی مَعلُومَةٌ، أو کُلُّ لَیلَةٍ؟ قالَ: بَل کُلُّ لَیلَةٍ.”

 


[ترجمۀ امالی شیخ طوسی، مترجم: صادق حسن‌زاده، انتشارات اندیشۀ هادی، ج1، ص322، حدیث245، (جلسۀ پنجم، حدیث58)]

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: دوشنبه، 9 بهمن ، 1391

 

“در صحیفۀ امام رضا(علیه‌السلام) آمده است: از امام حسین(علیه‌السلام) روایت شده که فرمود: شخصی خدمت امام حسن(علیه‌السلام) آمد و عرض کرد: آیا اینکه مردم می‌گویند آدم(علیه‌السلام) دختر خود را برای پسر خود تزویج نمود، راست است؟

فرمود: هرگز؛ آدم(علیه‌السلام) دو پسر به نام‌های «شیث» و «عبدالله» داشت؛ خدا برای شیث، یک حوری بهشتی فرستاد و برای عبدالله، یک زن از جنّیان؛ اینان هر یک، فرزند آوردند؛ (سپس دختر عموها و پسر عموها با هم ازدواج نمودند)؛ پس (در میان بنی‌آدم) آنچه از خوشرویی و زیبایی است، از فرزندان آن حوری بهشتی است و آنچه از زشتی و بدنمایی است، از فرزندان آن جن است.

 

 

 

صحیفة الإمام الرّضا(علیه‌السلام) بإسناده إلی الأمام الحسین‌بن علی(علیهماالسلام)، قال: «جاءَ رَجُلٌ إلی الحسن‌بن علی(علیهماالسلام)، قالَ: حقّ ما یقول النّاس أنّ آدم زوّج هذه البنت من هذا الإبن؟

فقال: حاشالله، کان لآدم(علیه‌السلام) ابنان، و هما شیث و عبدالله، فأخرج الله لشیث حوراء من الجنّة، و أخرج لعبدالله إمرأة من الجنّ، فولد لهذا و ولد لذالک، فما کان من حسن و جمال فمن ولد الحوراء، و ما کان من قبح و بذاء فمن ولد الجنّیّة».”

 


فرهنگ جامع سخنان امام حسین(علیه‌السلام)، گروه حدیث پژوهشکدۀ باقرالعلوم(علیه‌السلام)، نشر معروف، قم، ص791، حدیث767» به نقل از:

صحیفة الإمام الرضا(علیه‌السلام)، مؤسسة امام مهدی(عج)، قم، ص277، حدیث23 / مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری طبرسی، مؤسسۀ آل‌البیت، قم، ج14، ص363، حدیث16963]

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: چهارشنبه، 4 بهمن ، 1391

 

“پیامبر خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمود:

خداوند عزتمند و والا می‌فرماید: ای فرزند آدم! چگونه با من به انصاف رفتار می‌کنی؟! با نعمت‌های خود به تو محبت می‌کنم و تو با گناهان با من بدرفتاری می‌کنی. نیکی من به سوی تو جاری است و بدی تو به سوی من بالا می‌آید. و همچنان فرشته‌ای بزرگوار هر روز از جانب تو با کرداری ناشایست به نزد من می‌آید. ای فرزند آدم! اگر صفات خود را از غیر خود می‌شنیدی و نمی‌دانستی که این صفات از آن کیست، به سرعت او را دشمن می‌داشتی.

 

 

 

وَ حَدَّثَنا المُفیدُ عَن عُمَرَ بن ِ مُحمّدٍ المَعروفِ بابن ِ الزِّیّاراتِ عن علی‌ِّبن ِ مَهرَوَیهِ القزوینیِّ عن داوُدَ بن ِ سُلَیمانَ عَن ِ الرّضا عن آبائِهِ(علیهم‌السلام) قالَ:

قالَ رسولُ‌الله (صلی‌الله علیه و آله) یَقولُ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی یابنَ آدَم، ما تُنصِفُنی، اَتَحَبَّبُ إلیکَ بِالنِّعَم ِ وَ تَتَمَقَّتُ إلَیَّ بِالمَعاصی، خَیری إلیکَ مَنزولٌ وَ شَرُّکَ إلَیَّ صاعِدٌ، وَ لا یَزالُ مَلَکٌ کریمٌ یَأتینی عَنکَ فی کُلِّ یَوم ٍ بِعَمَل ٍ غَیر ِ صالِح ٍ، یابنَ آدم، لَو سَمِعتَ وَصفَکَ مِن غَیرِکَ وَ أنتَ لا تَدری مَن ِ المَوصُوفُ لَسارَعتَ إلی مَقتِهِ.”

 


[ترجمۀ امالی شیخ طوسی، مترجم: صادق حسن‌زاده، انتشارات اندیشۀ هادی، ج1، ص272، حدیث197، (جلسۀ پنجم، حدیث10)]

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: سه شنبه، 3 بهمن ، 1391

 

“مُفَضَّل‌بن عمر جُعفی می‌گوید: شنیدم که امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرمود:

ایمان بنده کامل نمی‌گردد تا در او چهار ویژگی باشد: اخلاقش نیکو گردد و نفسش سخی و بخشاینده شود و از زیادیِ سخن دست بردارد و زیادیِ مالش را از اموالش خارج کند [و به فقرا عطا نماید].

 

 

 

أخبَرَنا المُفید عن ابن ِ قوُلَوَیهِ عن أبیهِ عن سَعدٍ عن ابن عیسی عن علیِّ‌بن ِ الحَکَم عن أبی‌سعیدٍ القَمّاطِ عن المُفَضَّل قالَ:

سَمِعتُ أباعبدِاللهِ(علیه‌السلام) یَقولُ:

لا یَکمُلُ إیمانُ العَبدِ حَتّی تَکونَ فیهِ أربَعُ خِصالٍ: یُحَسِّنُ خُلُقَهُ، وَ تَسخو نَفسَهُ، وَ یُمسِکُ الفَضلَ مِن قَولِهِ، وَ یُخرِجُ الفَضلَ مِن مالِهِ.”

 


[ترجمۀ امالی شیخ طوسی، مترجم: صادق حسن‌زاده، انتشارات اندیشۀ هادی، ج1، ص272، حدیث196، (جلسۀ پنجم، حدیث9)]

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: یکشنبه، 1 بهمن ، 1391

 

“ابن‌سعد با سند خود از محمد بصری نقل می‌کند که گفت:

امام حسین(علیه‌السلام) در قنوت وتر خود می‌فرمود: «بارالها! حقّا که تو (همه را) می‌بینی و دیده نمی‌شوی، و تو در چشم‌انداز برین (قیّومیّت) هستی و بازگشت همه به سوی توست، و آخرت و دنیا از آن توست؛ بارالها! از اینکه (سرانجام) خوار و رسوا شویم به تو پناه می‌بریم.»

 

 

 

قال بن‌سعد: أخبرنا سعید بن منصور، عن جریر بن عبدالحمید، عن منصور، عن محمد بن أبی‌محمد البصری، قال:

کان الحسین‌بن علی[علیهماالسلام] یقول فی وتره:

«اَللّهُمَّ إنَّکَ تَری وَ لاتُری، وَ أنتَ بِالمَنظَر ِ الأعلی، [وَ إنَّ إلَیکَ الرُّجعی]، وَ إنَّ لَکَ الآخِرَةَ وَ الأوُلی، اَللّهُمَّ إنّا نَعوُذُ بِکَ مِن أن نَذِلَّ وَ نَخزی».”

 

 


فرهنگ جامع سخنان امام حسین(علیه‌السلام)، گروه حدیث پژوهشکدۀ باقرالعلوم(علیه‌السلام)، نشر معروف، قم، ص862، حدیث924» به نقل از:

ترجمة الإمام الحسین(علیه‌السلام) و مقتله من الطبقات الکبیر لابن‌سعد، مؤسسة آل‌البیت(علیهم‌السلام) لاحیاء التراث، ص38 / کنز العمال، علاءالدین علی متقی‌بن حسام‌الدین هندی، مؤسسة الرسالة، بیروت، ج8، ص82، حدیث21992]

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: پنجشنبه، 28 دی ، 1391

 

“جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید:

پیامبر خدا (صلی‌الله علیه و آله) به علی‌بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) فرمود: آیا بشارتی به تو بدهم، آیا چیزی به تو ببخشایم؟ عرضه داشت: بله ای فرستادۀ خدا.

پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) فرمود: همانا من و تو از یک گِل آفریده شده‌ایم. پس از آن گِل مقداری باقی ماند و شیعیان ما از آن آفریده شدند. پس هنگامی که قیامت فرا رسد، مردم به نام مادرانشان فرا خوانده می‌شوند مگر شیعیان تو که به خاطر حلال‌زادگی و نسل پاکشان به‌نام پدرانشان خوانده می‌شوند.

 

 

 

أخبَرَنا المُفید قالَ حَدَّثَنا أبوبکر ٍ محمد بنُ عُمَرَ الجـِعابیُّ، قالً حَدَّثَنا أبو عبداللهِ جعفرُ بنُ محمدٍ الحسنیُّ، قالَ حَدَّثَنا أحمدُ بنُ عبدِ المُنعِم، قالَ حَدَّثَنا عبدُاللهِ بن محمدٍ الفَزاریُّ  عن جعفر بن محمدٍ عن أبیه (علیهماالسلام) عن جابر. قالَ وَ حَدَّثَنی جعفرُ بنُ محمدٍ الحسنی، قالَ حَدَّثَنا أحمدُ بن عبدِ المُنعِم، قالَ حَدَّثَنا عَمر بنُ شمر ٍ عن جابر، عن أبی‌جعفر ٍ محمد بنُ علیٍّ(علیهماالسلام) عن جابر بن عبداللهِ الأنصاری، قال:

قالَ رسولُ‌اللهِ(صلی‌الله علیه و آله) لِعَلیِّ‌بن أبی‌طالبٍ(علیه‌السلام): ألا اُبَشِّرُکَ، ألا اَمنَحُکَ؟ قالَ بَلی یا رسول‌ُاللهِ. قالَ: فَإنّی خُلِقتُ أنا و أنتَ مِن طینَةٍ واحِدَةٍ، فَفَضَلَت مِنها فَضلَةٌ فَخَلَقَ مِنها شیعَتَنا، فَإذا کانَ یَومُ القیامَةِ دُعیَ النّاسُ بِاُمِّهاتِهم إلّا شیعَتُکَ فَإنَّهُم یَدعَونَ بِأسماءِ آبائِهم لِطیبِ مَولِدِهِم.”

 


[ترجمۀ امالی شیخ طوسی، مترجم: صادق حسن‌زاده، انتشارات اندیشۀ هادی، ج1، ص172، حدیث119، (جلسۀ سوم، حدیث27)]

 

 

 

هم‎‌چون‌این:

(+) یکی از صفاتِ خداوند، ستّـار است

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: پنجشنبه، 28 دی ، 1391

 

“حرّانی می‌گوید:

شخصی پیش او [اباعبدالله سلام‌الله علیه] اظهار داشت: اگر نیکی به نااهل برسد، تباه می‌شود.

امام حسین(علیه‌السلام) فرمود: «چنین نیست، بلکه نیکوکاری، همچون رگبار باران است که (باید) به نیک و بد برسد.»

 

 

 

قالَ عنده [علیه‌السلام] رجلٌ: إنّ المعروف إذا أسدی إلی غیر أهله ضاع، فقال الحسین(علیه‌السلام): «لَیسَ کَذالِکَ وَ لکِن تَکونُ الصَّنیعَةُ مِثلَ وابِل ِ المَطَر ِ تُصیبِ البـِرَّ وَ الفاجِرَ».”

 

 


فرهنگ جامع سخنان امام حسین(علیه‌السلام)، گروه حدیث پژوهشکدۀ باقرالعلوم(علیه‌السلام)، نشر معروف، قم، صص847-848، حدیث892» به نقل از:

تحف العقول، ابو محمد بن شعبة حرانی، انتشارات شریف رضی، قم، ص175 / بحارالانوار، مجلسی، مکتبة الاسلامیة، قم، ج78، ص117، حدیث3 / مستدرک الوسائل، طبرسی، مؤسسۀ آل البیت، قم، ج12، ص368، حدیث14256 / اعیان الشیعه، سیدمحسن امین، دارالتعارف، بیروت، ج1، ص620]

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: یکشنبه، 24 دی ، 1391

 

“… و پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) دستانش را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود:

پروردگارا، با بارانی فراگیر و نیکو و طراوت‌بخش و گوارا و پوشاننده، و به‌سرعت و نه کُند، و سودبخش و نه ضرربخش، [زمین‌های] ما را آبیاری کن تا مزرعه‌ها را از آن سرشار سازی و گیاهان را برویانی و زمین را پس از مرگش زنده کنی…

 

 

 

أخبَرَنا المُفید عنعلی‌بن بلالٍ عن النُّعمان‌بن أحمد عن إبراهیم‌بن عَرَفَة عن أحمد بن رُشَیدِ بن خَثیم ٍ عن عَمِّهِ سعیدٍ عن مُسلِم ٍ الغَلابیِّ…

… وَ رَفَعَ یَدَیهِ إلی السَّماء وَ قالَ:

اللّهُمَّ اسقِنا غَیثاً مُغیثاً، مَریئاً، مَریعاً، غَدَقاً، طَبَقاً، عاجِلاً غَیرَ رائِثٍ، نافِعاً غَیرَ ضارٍّ، تَملَا ُ بِهِ الزَّرعِ، وَ تُحیی بِهِ الأرضَ بَعدَ مَوتِها…”

 


[ترجمۀ امالی شیخ طوسی، مترجم: صادق حسن‌زاده، انتشارات اندیشۀ هادی، ج1، ص164، حدیث110، (جلسۀ سوم، حدیث19)]

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: جمعه، 22 دی ، 1391

 

“رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمود:

علی(علیه‌السلام) را دوست بدارید. همانا گوشت او گوشت من و خون او خون من است. خداوند جماعتی از امت مرا که پیمان مرا دربارۀ علی تباه ساختند و سفارش مرا فراموش کردند، لعنت کند؛ آنان نزد خدا هیچ بهره‌ای ندارند.

 

 

 

أخبَرَنی المُفید عن الحسن‌بن ِ عبیداللهِ القَطّانِ عن عثمانَ بن ِ أحمدَ عن أحمدَ بن ِ الحسین ِ عن إبراهیمَ بن ِ محمد بن ِ بَسّام ٍ عن علیِّ بن ِ الحَکَم ِ عن اللَّیثِ بن ِ سعدٍ عن أبی‌سعیدٍ الخُدریِّ، قالَ:

قالَ رَسولُ‌الله(صلی‌الله علیه و آله):

أحِبّوا عَلیّاً، فَإنَّ لَحمَهُ لَحمی وَ دَمَهُ دَمی، لَعَنَ اللهُ أقواماً مِن أُمَّتی ضَیَّعوا فیهِ عَهدی وَ نَسُوا فیهِ وَصیَّتی، ما لَهُم عِندَ اللهِ مِن خَلاقٍ.”

 


[ترجمۀ امالی شیخ طوسی، مترجم: صادق حسن‌زاده، انتشارات اندیشۀ هادی، ج1، ص152، حدیث101، (جلسۀ سوم، حدیث10)]

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: پنجشنبه، 21 دی ، 1391

 

“محمد بن مُسلم می‌گوید: شنیدم که امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرماید:

همانا حسین‌بن علی(علیهماالسلام) در نزد پروردگارش به محل لشگرگاهش و شهدایی که همراه او [به مقام قرب الهی] فرود آمدند و به زائرینش می‌نگرد و او به حال و نام و نام پدرانشان و به درجات و جایگاه هر یک در نزد خداوند شکوهمند از یکی از شما نسبت به فرزندش آگاه‌تر است و او هر کس را که برایش بگرید مشاهده می‌کند و از خدا می‌خواهد که بر او ببخشاید و از پدرانش(علیهم‌السلام) می‌طلبد که برایش طلب بخشش نمایند و می‌فرماید: اگر زیارت‌کنندۀ من می‌دانست که خداوند چه چیزهایی برایش فراهم ساخته است هر آینه شادمانی‌اش بیش از بی‌تابی‌اش بود و همانا زائر حسین [از سفرش] بازمی‌گردد در حالی که هیچ گناهی بر او نوشته نشده است.




أخبَرَنا المُفیدُ عن الحسین‌بن محمدٍ النَّحویِّ عن أحمد بن مازِنٍ عن القاسم‌بن سلیمانَ عن بَکر بن هشام ٍ عن اسماعیل‌بن مهران عن الأصَمِّ عن محمد بن مُسلم ٍ قالَ: سَمِعتُ أباعبدالله(علیه‌السلام) یَقولُ:

إنَّ الحُسَین‌بن علی(علیهماالسلام) عِندَ رَبِّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ) یَنظُرُ إلی موضع مُعَسکَرهِ وَ مَن حَلَّهُ مِنَ الشُّهَداءِ مَعَهُ، وَ یَنظُرُ إلی زُوّارِهِ وَ هُوَ أعرَفُ بحالهم وَ بِأسمائِهم وَ أسماءِ آبائِهم، وَ بِدَرَجاتِهم وَ مَنزِلَتِهم عِندَ اللهِ (عَزَّ و جَلَّ) مِن أحَدِکُم بِوَلَدِهِ، وَ إنَّهُ لَیَری مَن یَبکیهِ فَیَستَغفِرُ لَهُ وَ یَسألُ آباءَهُ (علیهم‌السلام) أن یَستَغفِروا لَهُ، وَ یَقولُ: لَو یَعلَمُ زائِری ما أعَدَّ اللهُ لَهُ لَکانَ فَرَحُهُ أکثَرَ مِن جَزَعِهِ، وَ إنَّ زائِرَهُ لَیَنقَلِبُ وَ ما عَلَیهِ مِن ذَنبٍ.”



[ترجمۀ امالی شیخ طوسی، مترجم: صادق حسن‌زاده، انتشارات اندیشۀ هادی، ج1، صص122-125، حدیث74، (جلسۀ دوم، حدیث43)]


موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: پنجشنبه، 14 دی ، 1391

 

“محمد بن مسلم ثَقَفی می‌گوید: از امام باقر(علیه‌السلام) دربارۀ سخن خداوند پرسیدم که می‌‌فرماید: «خداوند بدی‌هایشان را به نیکی‌ها تبدیل می‌کند و خداوند آمرزنده و مهربان است» (سورۀ فرقان، آیۀ 70).

 

پس فرمود:

مؤمن ِ گنهکار در روز قیامت آورده می‌شود تا در جایگاه حساب قرار گیرد. پس خداوند بلند مرتبه، حساب او را برعهده می‌گیرد و هیچ‌یک از مردم را بر حساب او آگاه نمی‌سازد. پس گناهانش را به او می‌شناساند تا به بدی‌هایش اعتراف کند.

سپس به فرشتگان می‌فرماید: بدی‌ها را به نیکی تبدیل کنید و [آن گونه] بر مردم آشکار سازید. پس در این هنگام مردم می‌گویند: این بنده یک گناه هم ندارد. سپس خداوند به او فرمان می‌دهد به بهشت رهسپار شود.

پس این تفسیر آیه است و مخصوص شیعیان گناهکار ماست.

 

 

 

أخبَرَنا المُفیدُ عن أبی‌غالِبٍ أحمدَ بن محمدٍ الزُّراریِّ، عن عَمِّهِ علی‌بن سلیمان عن ِ الطَّیالِسیِّ عن العَلاءِ عن محمدٍ قالَ سَألتُ أباجعفر ٍ (علیه‌السلام) عن قَولِ اللهِ (عَزَّ وَ جَلَّ): «فَأُولئِکَ یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئاتِهم حَسَناتٍ وَ کانَ اللهُ غَفوراً رَحیماً» [الفرقان(25)، 70]

فَقالَ(علیه‌السلام): یُؤتَی بِالمُؤمن ِ المُذنِبِ یَومَ القیامَةِ حَتّی یُقامَ بِمَوقِفِ الحِسابِ، فَیَکونُ اللهُ (تعالی) هُوَ الَّذی یَتَوَلَّی حِسابَهُ، لا یُطَّلِعُ عَلَی حِسابِهِ أحَداً مِنَ النّاس ِ، فَیُعَرِّفُهُ ذُنوبَهُ حَتَّی إذا أقَرَّ بِسَیِّئاتِهِ، قالَ اللهُ (عَزَّ وَ جَلَّ) لِلمَلائِکَةِ: بَدَّلوها حَسَناتٍ وَ أظهِروها لِلنّاس. فَیَقولُ النّاسُ حینَئِذٍ: ما کانَ لِهذا العَبدِ سَیِّئَةٌ واحِدَةٌ. ثُمَّ یَأمُرُ اللهُ بِهِ إلَی الجَنَّةِ.

فَهذا تَأویلُ الآیةِ، وَ هِیَ فی المُذنِبینَ مِن شیعَتِنا خاصَّة ً.”

 


[ترجمۀ امالی شیخ طوسی، مترجم: صادق حسن‌زاده، انتشارات اندیشۀ هادی، ج1، ص160، حدیث105، (جلسۀ سوم، حدیث14)]

 

 

“قطب راوندی به سند خود، از امام موسی کاظم(علیه‌السلام)، از امام صادق(علیه‌السلام) نقل کرده است که فرمود:

امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام) پشت سر مروان‌بن حکم (از باب تقیه) نماز می‌گزاردند؛ پس به یکی از آن دو بزرگوار عرض شد: آیا پدر شما وقتی به منزل برمی‌گشت، نماز را اعاده نمی‌کرد؟

فرمود: نه، به خدا سوگند! او به همان یک نماز اکتفا می‌کرد.

 

 

روی الراوندیّ بإسناده عن موسی‌بن جعفر عن أبیه (علیهم‌السلام) قال:

کانَ الحسنُ و الحسینُ (علیهماالسلام) یُصَلّیانِ خَلفَ مَروان‌بن الحَکَم، فَقالوا لأحدهما: ما کان أبوک یصلّی إذا رَجَعَ إلی البیت؟

فقال: لا و اللهِ ما کانَ یَزیدُ علی صَلاةٍ.”

 


فرهنگ جامع سخنان امام حسین(علیه‌السلام)، گروه حدیث پژوهشکدۀ باقرالعلوم(علیه‌السلام)، نشر معروف، قم، ص763، حدیث710» به نقل از:

نوادر الراوندی، ص30 / الجعفریات، محمد بن محمد بن اشعث کوفی، چاپ جمری، ص52 / بحارالانوار، مجلسی، مکتبة الاسلامیة، قم، ج44، ص123، حدیث15 / مستدرک الوسائل، طبرسی، مؤسسۀ آل البیت، قم، ص456، حدیث7224]

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: سه شنبه، 4 دی ، 1391

 

خداوندا

یقین‌ت را بر سینه‌م نازل فرما

و امیدت را بر قلب‌م فرود آر

تا به کسی جز تو امید نبندم



اَللّهُمَّ

اَنزِل یَقینَکَ فی صَدری

وَ رَجاءَکَ فی قَلبی

حَتّی لااَرجُوَ غَیرَک



[مفاتیح‌الجنان، اعمالِ شبِ عرفه، فرازی از دعای شبِ عرفه]



هم‌چون‌این:

دعای جامع – جامعیتِ دعا (۶)، (۵)، (۴)، (۳)، (۲)، (۱)


موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: پنجشنبه، 29 آذر ، 1391

 

“طریحی می‌گوید:

[پس از شهادت و ذبح ِ اباعبدالله(علیه‌السلام)] سکینه(علیهاالسلام) جسد پدرش -حسین(علیه‌السلام)- را در آغوش کشید -او محدّثه بود- و شنید که می‌گوید: «شیعیانم! چون آب گوارا نوشیدید، مرا یاد کنید و چون از غریبی یا شهیدی یاد شد، مرا نوحه کنید.»

و کسی نتوانست سکینه را از جسد پدر جدا کند، تا گروهی جمع شدند و با خشم، او را کشیدند.

 

 

 

قال الطریحی: و اعتنقت سکینة جسد أبیها الحسین(علیه‌السلام) فکانت تحدث إنّها سمعته یقول:

شیعَتی ما إن شَرَبتُم عَذبٍ ریٍّ فَاذکُرونی

أو سَمِعتُم بِغَریبٍ أو شهیدٍ فَاندُبونی

و لم یستطع أحد أن ینحّیها عنه حتّی اجتمع علیها عدّة و جرّوها بالقهر.”

 


فرهنگ جامع سخنان امام حسین(علیه‌السلام)، گروه حدیث پژوهشکدۀ باقرالعلوم(علیه‌السلام)، نشر معروف، قم، ص579، حدیث485» به نقل از: «المنتخب، فخرالدین الطریحی، انتشارات شریف رضی، قم، ص307»]

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: چهارشنبه، 28 آذر ، 1391

 

“روایت شده است که:

امام حسین(علیه‌السلام) در روز عاشورا چون بر لشکر ابن‌زیاد حمله می‌برد، برخی را می‌کشت و برخی را با اینکه می‌توانست، رها می‌کرد. سبب را پرسیدند، فرمود: «حجاب از چشمم افتاده و نطفه‌ها را در اصلاب می‌بینم. آن را که در صلب خود نطفۀ مؤمنی دارد، رها می‌کنم و آن را که نه، می‌زنم.»



رویَ أنّ الحسین(علیه‌السلام) کان یوم الطّفّ إذا حمل علی عسکر ابن‌زیاد یقتل بعضاً و یترک آخرین مع تمکّنه من قتلهم.

فقیل له فی ذلک. فقال(علیه‌السلام):

کُشِفَ عن بَصَری فَأصبرتُ النُّطَفَ الّتی فی أصلابِهم فَصَرَفتُ مِن نُطفةِ مَن هُوَ مِن أهل ِ الایمانِ فَتَرَکتُهُ عن ِ القَتل ِ لاِستِخلاص ِ تِلکَ الذُّریَّة مِنهُ وَ رَأیتُ مَن لَم تَخرُج مِنهُ نُطفتُهُ صالِحَة ً فَقَتَلتُهُ.”



فرهنگ جامع سخنان امام حسین(علیه‌السلام)، گروه حدیث پژوهشکدۀ باقرالعلوم(علیه‌السلام)، نشر معروف، قم، صص568-569، حدیث471» به نقل از:

اسرار الشهادة، فاضل دربندی، انتشارات اعلمی، تهران، ص411 / معالی السبطین، شیخ‌محمدمهدی حائری، انتشارات شریف رضی، قم، ج2، ص31]


موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: دوشنبه، 26 آذر ، 1391

 

“ابن شهرآشوب می‌گوید: حسن بصری و امّ سلمه گفته‌اند:

حسن(علیه‌السلام) و حسین(علیه‌السلام) خدمت پیامبر خدا (صلی‌الله علیه و آله) آمدند و جبرئیل را در محضر او دیدند. آنان پیرامون او می‌چرخیدند و او را به «دحیۀ کلبی» تشبیه می‌کردند. جبرئیل با دست خود اشاره کرد، آنچنان که گویی چیزی را می‌گیرد؛ ناگاه در دستش سیب و گلابی و اناری قرار گرفت و آنها را به آنان داد. آنان شادمان رو به پیامبر خدا (صلی‌الله علیه و آله) کردند. پیامبر اکرم(صلی‌الله علیه و آله) میوه‌ها را گرفته، بویید و فرمود: اینها را نزد مادر خود ببرید و در آغاز، به پدر خود بدهید.

پس چنان کردند که فرمود: آنها از آن میوه‌ها نخوردند تا پیامبر اکرم(صلی‌الله علیه و آله) آمد و همگی از آن خوردند؛ هر چه مصرف می‌کردند، باز به همان‌سان باقی بود. پیوسته چنین بود تا رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) از دنیا رفت.


امام حسین(علیه‌السلام) فرمود: «در زمان فاطمه(علیهاالسلام) دخت رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) هیچ دگرگونی و کمبودی در آن پدید نیامد تا آن حضرت(علیهاالسلام) رحلت کرد و چون از دنیا رفت، ما انار را گم کردیم و سیب و گلابی در دوران پدرم باقی بود.

چون او به شهادت رسید، گلابی نیز گم شد و سیب به همان‌سان نزد (برادرم) حسن(علیه‌السلام) بود تا در اثر زهر به شهادت رسید. سپس در نزد من بود تا زمانی که آب را از من دریغ داشتند. از آن زمان هرگاه تشنه می‌شدم، آن را می‌بوییدم و تشنگیم آرام می‌شد. چون تشنگیم سخت شد، آن را دندان زدم و به فنای خود یقین کردم.»


امام سجاد(علیه‌السلام) فرمود: من این سخن را ساعتی پیش از شهادت امام(علیه‌السلام) از او شنیدم و چون به شهادت رسید، بوی آن سیب در قتلگاه پیچیده بود. من هر چه گشتم آن را ندیدم. و اینک بوی خوش بهشتی آن سیب، از قبر آن حضرت(علیه‌السلام) پخش می‌شود. از پیروان ما هر که زائر قبر او و خواهان آن بوی خوش است، باید سپیده‌دم آن را بجوید که در صورت اخلاص، آن را می‌باید.





و رویَ الحسن البصری و اُم‌سلمة: أنّ الحسن و الحسین دخلا علی رسول‌الله(صلی‌الله علیه و آله) و بین یدیه جبرئیل، فجعلا یدوران حوله یشبّهانه بدحیة الکلبی، فجعل جبرئیل یومئ بیده کالمتناول شیئاً، فإذا فی یده تفّاحة و سفر جلة و رمّانة، فناولهما و تهلّل وجهاهما و سعیا إلی جدّهما فأخذ منهما فشمّهما ثمّ قال: «صیرا إلی اُمّکما بما معکما و ابدءا بأبیکما»، فصاراکما أمرهما، فلم یأکلوا حتّی صار النّبیّ إلیهم، فأکلوا جمیعا، فلم یزل کلما اُکل منه عاد إلی ما کان حتّی قبض رسول‌الله(صلی‌الله علیه و آله).

قال الحسین(علیه‌السلام): «فلم یلحقه التّغییرُ و النّقصان اَیّام فاطمة بنت رسول‌الله حتّی تُوَفِّیَت فقدنا الرّمّان و بقی التُّفّاحُ و السّفر جَلُ اَیّامَ أبی، فلمّا استُشهد امیرالمؤمنین فُقِدَ السّفر جل و بقی التّفّاح علی هیئته عند الحسن حتّی ماتَ فی سَمِّه، و بقیت التّفّاحة إلی الوقت الّذی حوصرتُ عن الماء، فکنتُ اَشُمّها إذا عطشتُ فیسکن لهب عطشی، فلمّا اشتَدَّ  علیَّ العطش عضضتها و أیقنتُ بِالفناء».

قال علیّ بن الحسین(علیه‌السلام): سمعته یقول ذلک قبل مقتله بساعةٍ، فلمّا قضی نحبه و جدریحها فی مصرعه، فالتمست فلم یُرلها أثر، فبقی ریحها بعد الحسین(علیه‌السلام) و لقد زرت قبره فوجدت ریحها تفوح من قبره، فمن أراد ذلک من شیعتنا الزائرین للقبر فلیلتمس ذلک فی أوقات السّحر ، فإنّه یجده إذا کان مخلصاً.”





فرهنگ جامع سخنان امام حسین(علیه‌السلام)، گروه حدیث پژوهشکدۀ باقرالعلوم(علیه‌السلام)، نشر معروف، قم، صص536-537، حدیث433» به نقل از:

المناقب، ابن شهرآشوب، انتشارات علامه، ج3، ص391 / روضة الواعظین، نیشابوری، انتشارات شریف رضی، قم، ج1، ص159 / بحارالانوار، مجلسی، مکتبة الاسلامیة، تهران، ج43، ص289 / مستدرک الوسائل، طبرسی، مؤسسۀ آل البیت، قم، ج10، ص412 / العوالم، بحرانی، مدرسة امام مهدی، قم، ج16، ص80 / مدینة المعاجز، بحرانی، مؤسسۀ معارف اسلامی، قم، ج4، ص49، حدیث1079]


موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: چهارشنبه، 21 آذر ، 1391