روی کاپوت همچی خط انداخته؛ من موندهم بعضییا عجب روحیۀ مریضی دارن! آخه عقدهای! پرایدِ زپرتی هم خط انداختن داره؟!
روی کاپوت همچی خط انداخته؛ من موندهم بعضییا عجب روحیۀ مریضی دارن! آخه عقدهای! پرایدِ زپرتی هم خط انداختن داره؟!
سه تا رانندۀ زن که پشت هم قطار میشن، خیابون بنـد میآد!
دو روز نخوندمت؛ چاهارصـد و چاهار تا مطلب تو گودرت شیـر کردی. جدیجدی همۀ اینـا رو خودت خونـدی؟؟!
مدیر عامل آتشنشانی نالهش در اومده که: «روزانه پنج هزار تماس مزاحمی داریم»(+). حالا من موندهم مردم ما که در طــــــــــــــــــــول تاریخ، مهربونترین، بافرهنگترین، احساساتیترین و کلاً ترین هستن؛ او وخ این قلیل بیشعوری که روزانه مزاحم آتشنشانی میشن رو از لحاظ ماستمالی، «مردمنما» (بر وزن تماشاچینما، دانشجو نما و…) صدا میکنن دیگه؟!
اتوبوسهای بلیتی خط ما، از وقتی پولی شدن، مهربون شدن. مسافرها دیگه بلیتهای بیست تومنی ِ بیارزش نیستن که بالبال بزنن تا دل ِ راننده به رحم بیاد و سوارشون کنه؛ بلکه هر کدوم دویست تومن ارزش دارن؛ که دل رانندههای خط ما رو رحیـم کرده. تو مسیرشون مث رانندههای تاکسی، حواسشون جَمعه نکنه مسافری جا بمونه. یادمه اگه بیچارۀ گرفتاری هم دنبال اتوبوس میدوید، حاضر نبودن نیشترمز بزنن؛ اما حالا این قضیه اونقدر ظریف و دقیقشون کرده که حتـا به چشم پیادهها هم توجه میکنن؛ بلکه مسافر باشن.
ژستش انتقاد کردنه؛ اما همهش نق میزنه.
دیدی بعضییا دو زار رانندهگی بلد نیستن؛ اما هی زرتزرت بوق و چراغ میزنن!؟