“مدفنش را که نگاه می‌کردم، حس کردم دریافته‌ام یادش در درونم کجا خانه کرده است، زیر قلبم، زیر پردهٔ دیافراگم، خودم آنجا حبسش کرده بودم، آخرین خاطره‌ای را که از او در یادم مانده بود، از آن روز تابستانی در اوت ۱۹۸۵، آنقدر سرکوب کرده بودم که به گوی کوچک سنگینی از درد بدل شده بود.”

 

[کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم، اسلاونکا دراکولیچ، ترجمهٔ رویا رضوانی، نشر گمان، چاپ دوم، ۱۳۹۲، ص ۳۷]

 

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

از آن وصف‌ها(۳۰): تنها دارایی‌شان شعور بود

از آن وصف‌ها(۲۹): «آه کامیون» و «وصله‌ پینۀ آسفالت»

از آن وصف‌ها(۲۸): رابطۀ ما این‌گونه بود

از آن وصف‌ها(۲۷): که مشک را نه به های و هوی عطار که به عطر و بوی سرشار می‌شناسند

از آن وصف‌ها(۲۶): تاوان روح آزرده را پاهای خسته می‌داد

موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: پنجشنبه، ۲۶ بهمن ، ۱۳۹۶

 

 

“فقط معدودی از فیلسوفان چیزی بیش از حداقل شعور لازم برای شروع زندگی اندیشمندانه داشته‌اند…”

 

 

[تسلی‌بخشی‌های فلسفه، آلن دوباتن، ترجمهٔ عرفان ثابتی، انتشارات ققنوس، چاپ سوم، زمستان ۱۳۸۵، ص ۳۰]

 

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

از آن وصف‌ها(۲۹): «آه کامیون» و «وصله‌ پینۀ آسفالت»

از آن وصف‌ها(۲۸): رابطۀ ما این‌گونه بود

از آن وصف‌ها(۲۷): که مشک را نه به های و هوی عطار که به عطر و بوی سرشار می‌شناسند

از آن وصف‌ها(۲۶): تاوان روح آزرده را پاهای خسته می‌داد

از آن وصف‌ها(۲۵): و فقط با گریه انبساط ایجاد می‌شود

 

 

موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: پنجشنبه، ۹ شهریور ، ۱۳۹۶

 

 “خیلی خوب است که آدم در زمان حال زندگی بکند ولی بهتر این است که بداند آینده‌ای هم هست. یک خرده وسیع‌تر ببینیم، بهتر است.”

 

 

 

[نشریۀ راه، ش۶۱، فروردین۹۴، «آوینی؛ بنیان‌گذار جریان فکری»، نوشتۀ مینو فرشچی، ص۹۳]

 

 

 

هم‌چون‌این:

از آن استدلال‌ها(۵): اسمش را اتفاق می‌گذاریم اما…

از آن استدلال‌ها(۴): از اقتضائاتِ زندگی ِ زمینی‌ست

از آن استدلال‌ها(۳): بدان که باید تابع دلیل بود

از آن استدلال‌ها(۲): لازم نیست گاو باشی تا بفهمی آن‌جا علف ندارد!

از آن استدلال‌ها(۱): استدلالِ هلویی

 

موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: پنجشنبه، ۲۸ فروردین ، ۱۳۹۴

 

 “به نظر من هر چیز ِ «غیر طبیعی» هم طبیعی است.”

 

 

 

[قصری در پیرنه، یاستین گوردر، ترجمۀ مهرداد بازیاری، انتشارات هرمس، ص۳۱]

 

 

 


هم‌چون‌این:

از آن استدلال‌ها(۴): از اقتضائاتِ زندگی ِ زمینی‌ست

از آن استدلال‌ها(۳): بدان که باید تابع دلیل بود

از آن استدلال‌ها(۲): لازم نیست گاو باشی تا بفهمی آن‌جا علف ندارد!

از آن استدلال‌ها(۱): استدلالِ هلویی

 

موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: یکشنبه، ۲۴ فروردین ، ۱۳۹۴

 

“… روی زمین هیچ چیز خوبی نیست که سرچشمۀ اولیه‌اش کثافت نباشد.”

 

 


 

[اتاق شمارۀ ۶، آنتوان چخوف، ترجمۀ آبتین گلکار، انتشارات هرمس، ص۱۹]

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

از آن استدلال‌ها(۳): بدان که باید تابع دلیل بود

از آن استدلال‌ها(۲): لازم نیست گاو باشی تا بفهمی آن‌جا علف ندارد!

از آن استدلال‌ها(۱): استدلالِ هلویی

 

موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: شنبه، ۲ اسفند ، ۱۳۹۳

 

 

“… بزرگی بزرگان و سنت دیرین گذشتگان تو را از متابعت برهان بازندارد.”

 

 


[نهاد ناآرام جهان، عبدالکریم سروش، مؤسسۀ فرهنگی صراط، ص۲۴]

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

از آن استدلال‌ها(۲): لازم نیست گاو باشی تا بفهمی آن‌جا علف ندارد!

از آن استدلال‌ها(۱): استدلالِ هلویی

 

 

 

موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: چهارشنبه، ۵ شهریور ، ۱۳۹۳

 

 

“… راننده دندۀ معکوس کشید، آه کامیون بلند شد… آسفالت جاده صاف و یک‌دست نبود. وصله پینه داشت. با چاله‌هایی که یخبندان‌های زمستان آن را ترکانده بود. کامیون با صدای یکنواختی تاریکی را می‌شکافت و پیش می‌رفت…”

 

 

 

[گرگ‌سالی، امیرحسین فردی، سورۀ مهر، صص۴۲-۴۳]

 

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

از آن وصف‌ها(۲۸): رابطۀ ما این‌گونه بود

از آن وصف‌ها(۲۷): که مشک را نه به های و هوی عطار که به عطر و بوی سرشار می‌شناسند

از آن وصف‌ها(۲۶): تاوان روح آزرده را پاهای خسته می‌داد

از آن وصف‌ها(۲۵): و فقط با گریه انبساط ایجاد می‌شود

از آن وصف‌ها(۲۴): التیام با تار

 

موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: سه شنبه، ۳۱ تیر ، ۱۳۹۳

 

 

“… او تبدیل به دختری شد که غنچه‌اش را من شکفتم و من با او پسرکی شدم که به بلوغ رسید…”

 

 

 

[ارتباط ایرانی، علی مؤذنی، سورۀ مهر، ص۲۶]

 

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

از آن وصف‌ها(۲۷): که مشک را نه به های و هوی عطار که به عطر و بوی سرشار می‌شناسند

از آن وصف‌ها(۲۶): تاوان روح آزرده را پاهای خسته می‌داد

از آن وصف‌ها(۲۵): و فقط با گریه انبساط ایجاد می‌شود

از آن وصف‌ها(۲۴): التیام با تار

از آن وصف‌ها(۲۳): در فکر

 

موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: سه شنبه، ۳۱ تیر ، ۱۳۹۳

 

 

“… برای بستن این دکان‌های زرق و فریب، هیچ عمل کارگرتر از آن نیست که ما نیز متاع اصیل را عرضه کنیم و برای تیزشامگان و جست‌و‌جوگران که مشک را نه به های و هوی عطار که به عطر و بوی سرشار می‌شناسند، کالای مشکین و عطرآگین فرهنگ خود را به عرصۀ نمایش نهیم…”

 

 


[نهاد ناآرام جهان، عبدالکریم سروش، مؤسسۀ فرهنگی صراط، ص۲]

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

از آن وصف‌ها(۲۶): تاوان روح آزرده را پاهای خسته می‌داد

از آن وصف‌ها(۲۵): و فقط با گریه انبساط ایجاد می‌شود

از آن وصف‌ها(۲۴): التیام با تار

از آن وصف‌ها(۲۳): در فکر

از آن وصف‌ها(۲۲): فلفل ِ استدلال!

 

 

موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: شنبه، ۱۷ خرداد ، ۱۳۹۳

 

 

“«فقط می‌رفتم. شاید می‌گریختم. از خبری که شنیده بودم و باور نداشتم. تاوان روح آزرده‌ام را پاهای خسته‌ام می‌داد. از صبح تا نزدیک نیمه‌شب تمام تهران را زیر پا گذراندم.»”

 

 


[دیلماج،حمیدرضا شاه‌آبادی، نشر افق، ص۴۹]

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

از آن وصف‌ها(۲۵): و فقط با گریه انبساط ایجاد می‌شود

از آن وصف‌ها(۲۴): التیام با تار

از آن وصف‌ها(۲۳): در فکر

از آن وصف‌ها(۲۲): فلفل ِ استدلال!

از آن وصف‌ها(۲۱): حماسه‌ای که به چشمی گریان و چشمی خندان خوانده می‌شود

 

 

موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: یکشنبه، ۲۸ اردیبهشت ، ۱۳۹۳

 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.