عاشقِ گُل دروغ می‌گوید

که تحمل نمی‌کند خارَش

 

 


 


سعدی

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: سه شنبه، ۳ اسفند ، ۱۳۹۵

 

 

…مدیونِ سربازانِ گمنامند نامی‌ها

 

 

 

 

 

ریحانه کاردانی

 

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: چهارشنبه، ۲ تیر ، ۱۳۹۵

 

 

عشق، آتش بُوَد و خانه‌خرابی دارد

پیش ِ آتش، دلِ شمع و پر ِ پروانه یکی‌ست

 

 

 

 

 

عماد خراسانی

 

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: دوشنبه، ۲۴ فروردین ، ۱۳۹۴

 
 

 

رنگِ دیگری دارد نالۀ گرفتاران

ورنه نغمه‌ها دارند مرغکانِ بُستانی

 

 

 

 

 

عماد خراسانی

 

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: جمعه، ۲۱ فروردین ، ۱۳۹۴

 

 

آمد و رفت و دلم برد و کنون حاصل ِ وصل

اشکِ گرمی‌ست که بنشسته به دامانِ من است

کاش بی روی تو یک لحظه نمی‌رفت ز عمر

ورنه این وصل که باز اولِ هجرانِ من است

 

 

 

 

 

عماد خراسانی

 

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: یکشنبه، ۱۰ اسفند ، ۱۳۹۳

 

 

هرچه می‌خورم باده، هرچه می‌کنم مستی

باز ای غم ِ جانکاه باز در دلم هستی

این جوانی ِ ما بود، تا چه زاید از پیری

این بلندیِ ما بود، خاک بر سر ِ پستی


 

 

 

 

عماد خراسانی

 

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: دوشنبه، ۲۹ دی ، ۱۳۹۳

 

 

بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار

فکری به حال خویش کن این روزگار نیست!
 

 

 

 

 

عماد خراسانی

 

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: یکشنبه، ۲۸ دی ، ۱۳۹۳

 

 

ما عاشقیم و خوش‌تر از این کار، کار نیست

یعنی به کارهای دگر اعتبار نیست

 

 

 

 

عماد خراسانی

 

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: چهارشنبه، ۲۴ دی ، ۱۳۹۳

 

 

زشتیی نیست به عالم، که من از دیدۀ او

چون نکو می‌نگرم، جمله نکو می‌بینم

 

 

 

 

سیدمحمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)

 

 

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: یکشنبه، ۲۱ دی ، ۱۳۹۳

 

 

در واقعه‌ای کز آن، پرهیز و گریزی نیست

خواهم به بَرَت باشم، تا جان بسپارم مست

دیوان و کتابم مست، در حشر حسابم مست

صحرای بدان پهنا از شور و شرارم مست

 

 

 

 

عماد خراسانی

 

 

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: یکشنبه، ۲۳ آذر ، ۱۳۹۳

 
 

۲۰ خرداد ۹۶

 

یه هفته پیش، یه سایت خبری فعال و پرمخاطب، متن برنامه‌ای از سری‌برنامه‌های «راز» رو منتشر کرد؛ که جز چن دقیقهٔ اول‌ش مابقی‌شو دیده بودم. از روی کنج‌کاوی شروع کردم به خوندن اون متن. واقعاً باید ویرایش می‌شد. مغلوط بود. مثلاً جایی از متن نوشته شده: «کاری کردم که اینها در انتشارات رمضان چاپ شوند که بزرگترین انتشارات آمریکاست و در انگلستان و اروپا موجود است.»

برای اون مطلب، نظری نوشتم؛ و نیز نوشتم که انتشارات رمضان نداریم؛ اون انتشاراتی که جزو بزرگ‌ترین‌های امریکاست، آمازونه؛ نه رمضان!

 

حالا بعد از یه هفته گذرم باز به اون سایت و نوشته افتاد؛ دیدم نظرمو «غیر قابل انتشار» محسوب کرده. اون غلط‌ها هم بی‌اصلاح باقی مونده.