“سهم هزینه‌های نظامی ایران از کل هزینه‌های دولت در دوران جنگ چقدر بود؟



نگاهی به ارقام بودجه‌های دولت در سال‌های دوران جنگ نشان می‌دهد که در این دوران، سهم امور دفاعی از کل هزینه‌های دولت حداقل ۹ درصد و حداکثر ۱۵ درصد بوده است. این در حالی است که سهم امور دفاعی در سال‌های قبل از پیروزی انقلاب همواره بیش از ۲۵ درصد کل هزینه‌های دولت بوده و در سال ۱۳۵۵ به ۳۳/۸۲ درصد رسیده است.


علل کاهش هزینه‌های دفاعی در دوران جنگ نسبت به قبل از آن نیاز به بررسی جامع و همه‌جانبه‌ای دارد؛ به طور کلی باید به این نکته توجه شود که تلاش رژیم شاهنشاهی برای ژاندارمی منطقه و کسب قدرت نظامی که بتواند منافع امریکا و غرب را در منطقه تأمین نماید، از یک سو و از سوی دیگر، بی‌توجهی به امور اجتماعی و عمومی کشور، سهم هزینه‌های امور دفاعی را به شدت بالا برده بود. بر عکس، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ضرورت توجه به امور اجتماعی و عمومی و تلاش برای محرومیت‌زدایی در سراسر کشور، لازمه‌اش افزایش سهم امور اجتماعی و عمومی در بودجۀ دولت بود.


از جانب دیگر، وابستگی تقریباً کامل درآمد دولت به صادرات نفت، و در دوران جنگ، فشار شدید عراق برای جلوگیری از صدور نفت ایران، و فشار شدید کشورهای نفت‌خیز حامی عراق، به ویژه عربستان و کویت برای کاهش قیمت نفت، و فشار شدید امریکا و غرب برای جلوگیری از فروش نفت ایران -که همه برای به زانو درآوردن جمهوری اسلامی در یک جنگ اقتصادی، بسیج شده بودند- فشارهای بسیار سختی بر درآمدهای دولت وارد می‌کرد، به طوری که کاهش سهم سایر بخش‌های بودجه به نفع سهم امور دفاعی، امکان‌پذیر نبود. و اگر نبود همراهی، همکاری و کمک‌های مردمی در جنگ، و اگر قرار بود به نیروهای داوطلب بابت حضور در جبهه‌ها حقوق مناسب پرداخت شود و حداقل نیازهای آنها در زمان حضور در جبهه تأمین گردد، چنین بودجه‌ای هرگز کفاف هزینه‌های جنگ را نمی‌کرد.



در جدول زیر سهم امور دفاعی و سهم امور اجتماعی در بودجۀ عمومی دولت در چند سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و سال‌های جنگ درج شده است.”






[جنگ ایران و عراق: پرسش‌ها و پاسخ‌ها، فرهاد درویشی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، صص۱۹۵-۱۹۶]


موضوع: ۸سال دفاع مقدس
تاريخ: سه شنبه، ۱۰ مرداد ، ۱۳۹۱

 

“… یکی از کارهای دشمن این شد که این مجموعه‌های مؤمن را منزوی کند. جوان بی‌تجربه است. به مجرد اینکه ببیند در یک دستگاه رسمی کشور -مثلاً در یک مرکز فرهنگی کشور- دو نفر به او اخم کردند، به او بی‌اعتنایی کردند، او را تحقیر کردند؛ در حرکتش اثر می‌گذارد و او را کند می‌کند. یا مثلاً وقتی ببیند که در مجلات به اصطلاح ادبی و هنری کشور، چهره‌های مخالف با این روش و خط را بزرگ می‌کنند، برجسته می‌کنند، تعریف می‌کنند؛ این جوان دلش آب می‌شود و روحیه‌اش را از دست می‌دهد.


وقتی یک فیلم‌ساز اثرش را به مراکزی می‌برد که می‌توانند از او استفاده کنند و کاری کنند که بتواند کارش را ادامه دهد، اما با بی‌اعتنایی به او می‌گویند نه آقا، ما این را قبول نداریم، این طورش را قبول نداریم. و بعد در همان حال ببیند انواع و اقسام کارهایی که از لحاظ مایه‌های هنری از کار او کمتر است اما چون مایۀ اسلامی ندارد مورد قبول آنهاست؛ این جوان به خود خود منزوی و ناامید خواهد شد.

من بارها از اعماق جان، قلبم برای این جوانان مؤمن و انقلابی سوخته و گداخته است. بارها تأسف خورده‌ام که چرا باید به جوانان به این خوبی بی‌اعتنایی شود. اینها هیچ چیزشان از آن کسانی که در جاهایی به عنوان هنرمند معروف شده‌اند کمتر نیست. در بسیاری از امور از آنها خیلی هم بهترند. اما به اینها بی‌اعتنایی می‌شود. وقتی که انسان مطلب را به درستی کاوش می‌کند، می‌بیند سر رشته می‌رسد به ارادۀ خباثت‌آمیزی در نقطه‌ای! مسؤلین هم متوجه نیستند. مسؤولین فرهنگی مردمان خوبی هستند، اما در سطوح بالا از کارهایی که در سطوح متوسط انجام می‌گیرد بی‌خبرند. لذا این جوان، این مجموعۀ جوانان و این جریان‌ها را ناامید می‌کنند…”




[دغدغه‌های فرهنگی؛ شرح مزجی یکی از بیانات محوری مقام معظم رهبری در سال ۱۳۷۳ با استفاده از دیگر بیانات معظم‌له، انتشارات مؤسسۀ جهادی، ص۱۱۹]




هم‌چون‌این:

از کتابِ «دغدغه‌های فرهنگی (۴)، (۳)، (۲)، (۱)


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۱۰ مرداد ، ۱۳۹۱

 

“… ترکیه و پاکستان با اعلام سیاست بی‌طرفی، در بعضی مواقع سعی می‌کردند نقش میانجی را بین ایران و عراق ایفا نمایند… عدم مداخله در مسائل جنگ و تداوم همکاری با طرفین درگیر، منافع بسیاری برای ترکیه داشت… برخی محققان، از ترکیه به عنوان برندۀ اصلی جنگ ایران و عراق یاد می‌کنند. ترکیه با استفاده از این فرصت ضمن تنوع بخشیدن به اقلام صادراتی خود، میزان آن را نیز افزایش داد و عایدات ارزی سرشاری از طرفین متخاصم دریافت کرد و از این طریق اقتصاد متزلزل خود را از گرداب هولناک تورم سه رقمی رهایی بخشید.

مقایسۀ نرخ تورم ترکیه طی مراحل آغازین، میانی و پایانی جنگ، به خوبی بازگو کنندۀ چنین واقعیتی است. بر اساس آمار منتشره، نرخ تورم ترکیه در سال ۱۹۸۰ رقمی حدود ۱۰۸ درصد بود، در حالی که نرخ تورم این کشور در سال ۱۹۸۶ به ۳۱ درصد رسیده است…

بهبود عملکرد صادراتی ترکیه که جنگ ایران و عراق نقش مؤثری در شکل‌گیری آن ایفا نمود به دلت‌مردان آنکارا یاری رساند تا بتوانند در برنامه‌های اصلاحاتی و بهبود اقتصادی خود توفیقاتی بیابند.


از طرف دیگر، به علت گسترش جنگ به خلیج فارس و محدودیت کشتی‌رانی از این آبراه مهم، ترکیه همچون پلی بود که دو کشور ایران و عراق را به اروپا و بازار مصرف و تولید آن مرتبط می‌کرد.

به علت محدودیت ظرفیت بنادر جنوبی ایران، بخش مهمی از واردات مورد نیاز کشور که از مبدأ کشورهای اروپایی بارگیری می‌شد، از طریق بنادر ترکیه و سپس راه‌های زمینی آن کشور (راه آهن و راه شوسه) به مرزهای شمال غربی ایران و از آنجا به مراکز توزیع منتقل می‌گردید…


کشور عراق نیز همچون ایران در صادرات و واردات کالا از طریق خلیج فارس دچار مشکل بود و ترکیه توانست این مشکل عراق را مخصوصاً در زمینۀ صدور نفت این کشور از طریق خط لوله به خوبی حل نماید و همچنین از راه ترانزیت کالای عراق (وارداتی و صادراتی) سود سرشاری را نصیب خود سازد…”




[جنگ ایران و عراق: پرسش‌ها و پاسخ‌ها، فرهاد درویشی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، صص ۱۷۹ و ۱۸۲-۱۸۴]


موضوع: ۸سال دفاع مقدس
تاريخ: سه شنبه، ۱۰ مرداد ، ۱۳۹۱

 

“… آنچه مسلم است این که شکست سریع سپاه بصره (پانصد کشته در برابر بیش از نوزده هزار نفر کشته از شورشیان) نشان می‌داد که علی‌رغم وجود ام‌المؤمنین در میان آنها، سپاه شورشی انگیزه‌های قوی برای جنگ نداشته است. مشکل عمده این بود که طلحه و عایشه علی‌رغم شهرت، در قضیۀ عثمان، بدنام‌تر از آن بودند که بتوانند مردم بصره را فریب داده و خود را دادخواه خون عثمان قلمداد کنند.


پس از پایان جنگ [جمل] امام دستور داد تا کسی را تعقیب نکنند. هر کس تسلیم شد او را نکشند و مجروحی را از بین نبرند. امام حتی کسانی چون مروان و فرزندان عثمان را آزاد کرد. در آن لحظه مروان گفت: بیعت نخواهد کرد مگر آن که او را بر بیعت مجبور کنند. امام فرمود: حتی اگر بیعت کند، همچون یهود بیعت را نقض می‌کند.(۱)


امام به جز آنچه دشمن در جنگیدن از آن بهره می‌برد، اجازۀ برداشتن اموال شخصی مقتولین و شکست‌خوردگان را نداد. این امر برای مردمی که تا کنون، پس از هر جنگ فاتحانه‌ای، غنایم فراوانی می‌گرفتند، شگفت‌آور بود. در این باره به امام اعتراض شد، و امام با این سخن که اگر بنا بر تقسیم اموال باشد، عایشه سهم کدام یک از شما خواهد بود، آنان را شرمنده کرد. با این حال، این مشکل برای اذهان سادۀ عرب حل‌ناشده ماند که چگونه ممکن است ریختن خون قومی روا باشد، اما برداشتن اموال آنان نه.(۲)


آن حضرت در میان کشتگان جستجویی کرد. وقتی به کعب‌بن سور -قاضی سابق بصره از طرف عمر- رسید، دید قرآن به گردنش آویزان کرده است. امام فرمود تا قرآن را از گردن او برداشتند. آن گاه دستور داد تا کعب را در برابرش بنشانند؛ آن گاه سخنی که پیامبر(ص) در احد به کشتگان قریش فرمود، خطاب به جنازۀ او گفت: ای کعب! من آنچه را وعدۀ پروردگرم بود یافتم. آیا تو نیز آنچه را پروردگارت وعده کرده بود یافتی!؟(۳)


امام پس از تمام شدن غائلۀ جمل، به مسجد جامع در آمدو به سرزنش مردم پیمان‌شکن بصره که نخستین مردمی بودند که در برابر امام خود ایستاده بودند، پرداختند. امام آنها را «جُند المرأه و أتباع البهیمه»(۴) (سپاه زن و پیروان حیوان) نامیدند.

امام ضمن چند نامه خبر ماجرای بصره را به شهرهای مدینه و کوفه نوشتند. آنگاه دستور باز کردن بیت‌المال را دادند و آن را در میان اصحابشان که گفته‌اند دوازده هزار نفر بودند، تقسیم کردند. این بار امام بر خلاف طلحه و زبیر که با دیدن بیت‌المال [خزانۀ بصره] گفتند: این همان وعدۀ خدا و رسول است، فرمود: ای طلاهای زرد و سفید، جز من را فریب دهید.


امام علی(ع) پس از آن چندی در بصره مانده و در روز دوشنبه ۱۲ یا ۱۶ رجب سال ۳۶ هجری، پس از نصب عبدالله‌بن عباس به عنوان حاکم بصره، عازم کوفه شد.”




[ تاریخ و سیرۀ سیاسی امیرمؤمنان علی‌بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، رسول جعفریان، دلیل ما، صص۶۳-۶۵]




پی‌نوشت‌ها:

۱- انساب الاشراف، احمد بن یحیی البلاذری، مؤسسه الاعلمی، بیروت، ج۲، ص۳۶۳ (متن و پاورقی)

۲- اخبار الطوال، ابوحنیفه الدینوری، قاهره، ص۱۵۱

۳- الجمل، شیخ مفید، مکتب الاعلام الاسلامی، ص۳۹۲

۴- همان، ص۴۰۷ / اخبار الطوال، ص۱۵۱ / ربیع الابرار، ج۱، ص۳۰۸


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۱۰ مرداد ، ۱۳۹۱

 

“… امام علی(ع) به هیچ روی مایل به برپایی این جنگ [جمل] نبود. لذا سه روز پس از ورود به بصره، با ارسال پیام‌های مکرر از شورشیان خواست تا به «جماعت» و «طاعت» بازگردند، اما پاسخ مثبتی از آنان نشنید.(۱)

آن حضرت، صعصه‌بن صوحان را همراه نامه‌ای به سوی بصره فرستاد. او با طلحه و زبیر سخن گفت. وقتی با عایشه سخن گفت، احساس کرد که او بیش از دو نفر دیگر قصد برپایی شر دارد.

پس از بازگشت صعصعه، امام، عبدالله‌بن عباس را به بصره فرستاد. او به طلحه گفت: مگر تو بیعت نکردی؟ طلحه گفت: شمشیر بالای سرم بود. ابن‌عباس گفت: من خود ناظر بودم که با اختیار بیعت کردی. طلحه از خون عثمان سخن گفت. ابن‌عباس گفت: مگر نبود که عثمان ده روز از چاه خانۀ خود آب می‌خورد و تو اجازه ندادی از آب شیرین استفاده کند؛ آنگاه علی(ع) سراغ تو آمد و از تو خواست تا اجازه دهی از آب شیرین استفاده کند.

پس از آن، ابن‌عباس با عایشه و زبیر نیز سخن گفت. عایشه چنان به پیروزی خود اطمینان داشت که کوچک‌ترین انعطافی نشان نداد. ابن‌عباس با استدلال‌های محکم خود کوشید آنان را از خطری که در انتظارشان است پرهیز دهد، اما نپذیرفتند.(۲)


به هر روی اصرار امام این بود که جنگ صورت نگیرد. آن حضرت از آغاز جنگ توسط اصحابش جلوگیری کرده و رسماً اعلام کرد که کسی حق شروع جنگ ندارد.(۳) حتی در روز جنگ، پیش از ظهر، امام قرآنی به دست ابن‌عباس داد تا نزد طلحه و زبیر رفته، با دعوت آنان به قرآن با آنها سخن بگوید؛ ابن‌عباس با طلحه و زبیر سخن گفت، اما عایشه حتی اجازۀ صحبت نداد و گفت: به صاحبت بگو بین ما و او جز شمشیر حاکم نخواهد بود.

ابن‌عباس می‌گوید: من هنوز از آنها دور نشده بودم که تیرهای آنان مثل باران به سوی ما آمد.(۴)




[ تاریخ و سیرۀ سیاسی امیرمؤمنان علی‌بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، رسول جعفریان، دلیل ما، صص۵۹-۶۰]




پی‌نوشت‌ها:

۱- اخبار الطوال، ابوحنیفه الدینوری، قاهره، ص۱۴۷

۲- الجمل، شیخ مفید، مکتب الاعلام الاسلامی، صص۳۱۴-۳۱۸

۳- وقعه الجمل، محمد بن زکریا بن دینار غلابی، مطبعه المعارف، ص۳۶

۴- الجمل، صص۳۳۶-۳۳۹


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۱۰ مرداد ، ۱۳۹۱

 

“… کسان زیادی به صرف آن که طلحه، زبیر و عایشه رهبری شورش را عهده‌دار بودند، جریان شورش را حق می‌پنداشتند.

حارث‌بن حوط به امام گفت: آیا فکر می‌کنی که طلحه و زبیر و عایشه بر باطل‌اند؟ امام فرمود: «اِعرَف الحَق تَعرفُ اَهلَه، وَ اعرف الباطل تَعرفُ اَهلَه»(1) [حق را بشناس، اهلش برایت شناخته خواهند شد؛ و باطل را بشناس، پس اهلش را خواهی شناخت.]”




[ تاریخ و سیرۀ سیاسی امیرمؤمنان علی‌بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، رسول جعفریان، دلیل ما، ص۵۹]




پی‌نوشت:

۱- انساب الاشراف، احمد بن یحیی البلاذری، مؤسسه الاعلمی، بیروت، ج۲، صص۲۳۹ و ۲۷۴


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۱۰ مرداد ، ۱۳۹۱

 

“… زمانی که خبر رفتن شورشیان [جمل] به امام رسید، آن حضرت سهل‌بن حنیف را بر جای خویش گذاشته و همراه شمار زیادی از اصحاب پیامبر(ص) و سایر مردم مدینه که در نقلی تعداد آنها چهار هزار نفر دانسته شده(۱) به سرعت به سوی عراق حرکت کرد. بنا به نقل سعید بن جبیر، هشتصد نفر از انصار و چهار صد  نفر از کسانی که در بیعت رضوان حضور داشتند، در جمل همراه امام علی(ع) بودند.(۲)


زمانی که امام از ربذه، هاشم‌بن عتبه‌بن ابی‌وقاص را به کوفه فرستاد تا به ابوموسی [اشعری] پیغام دهد مردم را برای پیوستن به امام بسیج کند، از این کار سر باز زد. او با اظهار این که این ماجرا فتنه بوده و نائم در فتنه بهتر از حاضر در فتنه است،(۳) اجازه نداد تا مردم کوفه به حمایت از امام علی(ع) بشتابند. به‌علاوه هاشم‌بن عتبه را نیز تهدید کرد. هاشم نزد امام آمد و آن حضرت، عبدالله و محمد بن ابی‌بکر را برای بسیج مردم به کوفه فرستاد که آنان نیز در برابر مکاید ابوموسی نتوانستند کاری انجام دهند. این بار حضرت، فرزندش امام حسن(ع) را همراه عمار به کوفه فرستاد. به‌علاوه ابوموسی را عزل کرده و قَرَظَه‌بن کعب انصاری را بر کوفه گماشت.

سخنان پرشور امام حسن(ع) سبب شد تا نه هزار و ششصد و پنجاه نفر از کوفیان به سپاه امام ملحق شدند.(۴) حجر بن عدی که از پاکان و نیکان شهر کوفه بود، مردم را به حمایت از امام فراخواند و پس از آن بود که مردم مصمم شدند تا در هر شرایطی امام خویش را حمایت کنند.(۵)

حضور امام حسن(ع) به عنوان نوادۀ پیامبر(ص) نقش مهمی در تحریک مردم کوفه داشت. همین طور، عمار که زمانی حاکم این شهر بوده و به تقوی و پرهیزکاری شهره بود و مردم بر اساس روایت «الحَقُّ مَعَ عَمّار یَدورُ مَعَهُ حَیثَ دار» او را معیار حق و باطل می‌شناختند. سپاه کوفه در ذی‌قار به امام ملحق شده و به سوی بصره حرکت کردند.”




[ تاریخ و سیرۀ سیاسی امیرمؤمنان علی‌بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، رسول جعفریان، دلیل ما، صص۵۷-۵۸]




پی‌نوشت‌ها:

۱- تاریخ خلیفه بن خیاط، ریاض، ص۱۸۴

۲- همان

۳- اخبار الطوال، ابوحنیفه الدینوری، قاهره، ص۱۴۵

۴- همان / انساب الاشراف، احمد بن یحیی البلاذری، مؤسسه الاعلمی، بیروت، ج۲، صص۲۳۴-۲۳۵

۵- اخبار الطوال، ص۱۴۵


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۱۰ مرداد ، ۱۳۹۱

 

“امویان ساکن در حجاز از روی فرصت‌طلبی به کمک این گروه [شورشیان جمل] شتافتند. مروان‌بن حکم، عبدالله‌بن عامر، عبدالرحمان‌بن عتاب‌بن … ابی‌العاص و نیز سعید بن عاص از کسانی بودند که به تحریک مردم پرداختند. اندکی بعد، سعید بن عاص و مغیره‌بن شعبۀ ثقفی که او نیز در آغاز از مدافعان این حرکت بود، از ماجرا کناره گرفتند.(۱) همراهی امویان در این مقطع تنها و تنها از روی فرصت‌طلبی و نه اعتقاد به سخنان طلحه یا زبیر بود. می‌دانیم که مروان در پایان جنگ جمل، با زدن تیری به طلحه و کشتن او، انتقام خون عثمان را گرفت.

… زمانی که سپاه شورشی [جمل] روی به شکست گذاشت، مروان‌بن حکم که کسی جز طلحه را قاتل عثمان نمی‌دانست، تیری بر او زده، وی را به قتل رساند.(۲) شگفت آن‌که ابن‌خیاط نویسد: زمانی که جنگ آغاز شد، نخستین کشته، طلحه بود.(۳) این نشان آن است که اساساً مروان برای کشتن طلحه به این میدان آمده بود.

او بعدهابه این مسأله افتخار می‌کرد، چنان که خود این حکایت را برای امام سجاد(ع) نقل کرده بود.(۴)




[ تاریخ و سیرۀ سیاسی امیرمؤمنان علی‌بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، رسول جعفریان، دلیل ما، صص۵۰ و ۶۱]




پی‌نوشت‌ها:

۱- انساب الاشراف، احمد بن یحیی البلاذری، مؤسسه الاعلمی، بیروت، ج۲، صص۲۲۲-۲۲۳ / طبقات الکبری، محمد بن سعد، دار الاحیاء التراث العربی، ج۵، ص۳۴

۲- انساب الاشراف، ج۲، صص۲۴۶-۲۴۷

۳- تاریخ خلیفه بن خیاط، ریاض، ص۱۸۵

۴- الجمل، شیخ مفید، مکتب الاعلام الاسلامی، ص۳۸۳


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۱۰ مرداد ، ۱۳۹۱

 

“۹ خرداد

… با اینکه دیر وقت بود، به بیمارستان [قلب جماران] رفتم. امام با زحمت حرف می‌زدند. با صدای ضعیف به من فرمودند داروی زهری که قطعنامه را پذیرفتم، برایم تلخ بود و تعبیر به جام زهر کردم، اما امروز که می‌بینم بعد از مرگ من کشور مشکل جنگ ندارد، آن تلخی برایم شیرین است.

از شنیدن کلمۀ مرگ تکان خوردم و اشکم ریخت. سکوت کردم؛ نمی‌خواستم امام آن منظره را ببیند.



۱۰ خرداد

سری به بیت امام زدم. دکترها و اطرافیان راضی بودند و احمدآقا نگران بود و برای تعجیل در اتمام کار بازنگری قانون اساسی تأکید داشت. کنار تخت امام ایستادم و دستم را روی دستشان گذاشتم. انگشت شصت من را گرفتند و با کلمات مقطع فرمودند: «در بازنگری قانون اساسی تسریع شود» و سپس چشمشان را باز کردند و شمرده با صدای ضعیف اضافه کردند: «اگر متحد باشید، انقلاب پیشرفت می‌کند» مکثی کردند و ادامه دادند: «به خصوص شما و آقای خامنه‌ای، نگذارید خناسان بین شما و ایشان فتنه کنند».

محسن آمد. برای بازدید از کارهای انرژی اتمی در الموت عازم است. نظراتم را سؤال کرد…



۱۲ خرداد

صبح به بیت امام رفتم. احمدآقا اظهار نگرانی داشت. با دکترها صحبت کردم. درمان جدیدی شروع کرده‌اند. قرار شد اطلاعیه‌ای پزشکی، به گونه‌ای داده شود که کمی نگرانی در آن دیده شود. امام را زیارت کردیم. خیلی ضعیف شده‌اند. گفتند درد دارند و اشتها ندارند و ناراحتند. صدایشان خیلی ضعیف است.

… به ایشان عرض کردم می‌خواهم به نماز جمعه بروم، پیامی برای مردم ندارید؟ فرمودند به مردم بگویید دعا کنند که خداوند من را بپذیرد. بغض گلویم را فشرد. در نماز جمعه پیام ایشان را به صورت لطیفی گفتم که هم مردم متوجه شوند و دعا کنند و هم باعث انفجار نشود. با احمدآقا دربارۀ رهبری و مسائل بازنگری [قانون اساسی] صحبت شد…


ادامهٔ مطلب

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، ۷ مرداد ، ۱۳۹۱

 

“… در واقع، نقش محوری در «جماعت»، همان امامت است. در ذهنیّت سنّی، امام به هر صورتی که بر سر کار آمده، وقتی همه بر او متّفق باشند، جماعت به دست می‌آید. چنین امامی در اندیشۀ سنّی کاملاً مشروعیّت دارد. طبعاً ایده‌آل از نظر آنان نیز امامی است که همۀ شرایط علمی و اخلاقی لازم را داشته باشد؛ چنان که بسیاری از آنان حتی شرط اجتهاد را برای امام مطرح می‌کنند.

در تفکر شیعی، امام ورای صرف اتفاق نظر سیاسی بوده و طبعاً جماعت، معنای خاص خود را داراست.”




[ تاریخ و سیرۀ سیاسی امیرمؤمنان علی‌بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، رسول جعفریان، دلیل ما، ص۳۳]


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، ۷ مرداد ، ۱۳۹۱

 
 

۲۰ دی ۹۶

 

دو سال و اندی پیش، رییسِ اورند توی دفتر کارمون برای ما که کارفرماش بودیم تعیین‌تکلیف می‌کردو با تحکم و تکبری ناشی از سال‌ها انحصار، شرط و شروط می‌گذاشت. استیصالِ مسؤولینِ اون جلسه در خاطرم به‌تلخی باقی مونده.

امروز هم‌اون عالی‌جناب، باهام تماس گرفت و مث پیرزن‌ها غرغر زد؛ لعن و نفرین کرد؛ و گوشی رو قطع کرد.

نمی‌دونم پیرمرد از سکوت و آرامش‌م متوجه شد چه لب‌خندِ عمیقی بر چهره دارم یا نه.

 

 
 

مهدی پیچک؛ پیچک سر به هوا's bookshelf: read

جهان هولوگرافیک
did not like it
https://www.instagram.com/p/BjqO7apnIl-/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1b24p51z3g6jq
tagged: never
کابوس تهمت و جنایت
اگر به هر دلیلی خواستید کتابی از #چخوف بخوانید" بیخیال کتاب کابوس، تهمت و جنایت بشوید. برای درک داستان های این کتاب، آشنایی با سبک زندگی، فرهنگ و روابط کلیسای ارتدکس و اسقف ها در زمان روسیه ی تزاری واجب است." https://www.instagram.co...
tagged: never
خاطرات سفیر
liked it
کتاب «خاطرات سفیر» نوشتهٔ خانم نیلوفر شادمهری رو که خوندم، غرق در خاطرات جوونی‌ها‌م شدم. قریب به اتفاق مطالب‌شو توی هم‌اون وبلاگ‌شون خونده بودم. از پایان‌ش خوش‌م نیومد. زیادی غلیظ بود. نگارشِ متن‌شم گه‌گاه توی ذوق می‌زد. مدتی نیست که ق...
پستچی
it was ok
زرد. آبکی؛ ولی طعم‌دار.
قصه ها و تصاویر
really liked it
این ازجمله کادوهایی بود که برای تولد خواهرزاده‌م خریدم. http://www.30book.ir/Book/56900/مجموعه-قصه-های-سوته-یف-16جلدی%20نخستین نسخه‌ای که خریدم چاپ نشر نخستین بود. ساده و بامزه بود. مفاهیمی چون صبر، کمک، ایثار و فداکاری، هم‌کاری، قناعت و...

goodreads.com