حجت‌الاسلام حیدر مصلحی:

 

“… شما آقای بهزاد نبوی را در نظر بگیرید، آقای نبوی از اول انقلاب نقش مشکوکی در نظام ایفا کرده است. از ماجرای مذاکرات الجزایر گرفته تا انفجار دفتر نخست‌وزیری تا اتفاقات مجلس ششم، همیشه شما رد ایشان را می‌بینید. این حداقل به ما می‌گوید که باید به ایشان مشکوک باشیم که چرا همیشه در بحرانی‌ترین شرایط نظام، نقش ایشان پررنگ است و اینکه چرا برخی از مسئولین در سال‌های قبل به ایشان اطمینان کرده و مسئولیت داده‌اند هم جای سؤال جدی دارد…”

 

 


 

[هفته‌نامۀ پنجره، شمارۀ 222، 6 دی 1393، ص40]

 

 

 

از هم‌این گفت‌وگو:

(+) شاید به هشدارها توجهی نشده بود

(+) آقازداۀ شهید بهشتی

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: یکشنبه، 11 ژانویه ، 2015

 

حجت‌الاسلام حیدر مصلحی:

 

“… بعد از انتخابات، ما ستاد یکی از کاندیداها را گرفتیم که در آن ستاد یکی از شبکه‌های معاند ماهواره‌ای هم دفتر داشت و برنامه پخش می‌کرد. وقتی که ستاد را گرفتیم دفترچه‌ای در این ستاد پیدا شد که در آن تمام برنامه‌های بعد از انتخابات مو به مو نوشته شده بود. مثلا اینکه آن کاندیدای مورد نظر در فلان ساعت برنامۀ مصاحبه بگذارد و خود را پیروز انتخابات معرفی کند. اینکه چه کارهایی انجام دهند، همه در آن دفترچه آمده بود. مسئول نگارش آن دفترچه هم فرزند یکی از مسئولین ارشد نظام بوده است که در اوایل انقلاب توسط منافقین در انفجار هفتم تیر 1360 به شهادت رسیده بودند.

این‌ها برنامه‌ریزی شده بود و افراد چه با اطلاع و چه بی‌اطلاع در این سناریو ایفای نقش می‌کردند. این‌ها اتفاقاتی بود که افتاده بود اما متاسفانه بخشی از جامعه این را نمی‌دانست و در آن مقطع زمانی برایش باورپذیر نبود.”

 

 


 

[هفته‌نامۀ پنجره، شمارۀ 222، 6 دی 1393، صص39-40]

 

 

 

از هم‌این گفت‌وگو:

(+) شاید به هشدارها توجهی نشده بود

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: یکشنبه، 11 ژانویه ، 2015

 

مهدی نصیری:

 

“اینکه بعضی فتنۀ 88 را برای کشور و نظام خطرناک‌تر از جنگ تحمیلی دانسته‌اند، سخنی گزاف نیست. در جنگ تحمیلی ما با دشمن خارجی شناخته شده‌ای چون رژیم بعثی صدام مواجه بودیم که اهداف او برای آشنا و غریبه روشن بود اما در فتنۀ 88 -که اگر مهار نمی‌شد می‌توانست بنیان‌های انسجام و اتحاد را در کشور ویران کند و نظام را بر لبۀ پرتگاهی بسیار خطرناک قرار دهد- با نیروهای داخلی و اغلب در درون نظام مواجه شدیم که یا از سر تحلیل غلط و یا فریب‌خوردگی و یا از سر غرض‌ورزی، دست به طغیان در برابر قانون و ساختارهای رسمی و قانونی نظام زده بودند و شاید خود متوجه نبودند که چه بازی خطرناکی را علیه کیان نظام و کشور شروع کرده‌اند.

 

البته فتنۀ 88 با جنگ تحمیلی در یک امر مشترک بودند و آن اینکه در این فتنه همانند جنگ تحمیلی همۀ دشمنان و بدخواهان ایران و جمهوری اسلامی پشت سر جریان مهاجم و فتنه‌گر قرار گرفته بودند و سودای فروپاشی از درون جمهوری اسلامی را در سر می‌پروراندند.

 

شاید یکی از نکات مغفول برای جریان فتنه -که عمدتا در بین اصلاح‌طلبان بودند- این بود که آن‌ها تصور می‌کردند در صورت شکست جمهوری اسلامی ایران -که آرزوی 35 سالۀ آمریکا و غرب و اسرائیل است- آنان جایگزین و بدیل مورد نظر این قدرت‌ها برای به دست گرفتن حاکمیت در ایران خواهند بود، در صورتی که بسیار واضح است که آمریکا و غرب به کمتر از جریانهای متخاصمی چون منافقین و سلطنت‌طلبان رضایت نخواهند داد و آنان که کمترین عرق دینی و حتی ملی دارند، جایی در رژیم آلترناتیو جمهوری اسلامی نخواهند داشت.

توجه به این امر می تواند برای همۀ کسانی که داعیۀ خودی بودن و عرق ملی و مذهبی دارند، بسیار تامل‌برانگیز و درس آموز باشد. به‌خصوص برای آن‌هایی که با وجود این ادعاها به گونه‌ای حرکت و فعالیت سیاسی می‌کنند که اغلب چارچوب‌های قانونی و مشروع و مردمی نظام را نادیده می‌گیرند و آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیر براندازی حرکت می‌کنند.

 

 

و اما نکتۀ دیگری که در فتنۀ 88 قابل تامل است، ظهور دوبارۀ امداد الهی -که از آغاز انقلاب تا به امروز مصداق داشته است- در نجات کشور و نظام و دستاوردهای شهیدان گرانقدر انقلاب اسلامی بود.

در شرایطی که جریانی داخلی و متعلق به نظام،  به ایجاد شبهه‌ای که دستمایۀ یک فتنه شد، دست زد و بخش قابل توجهی از جامعه را گرفتار خود کرد و دشمنان مسلح به انواع رسانه را پشت سر خود قرار داد، تنها یک اتفاق ویژه از نوع امدادهای غیبی و آسمانی می‌توانست شعله‌های رو به گسترش فتنه را مهار کند و نه تمهیدات عادی و معمولی. البته در این میان مدیریت متین و در عین حال مسلط و قدرتمند رهبری معظم انقلاب نیز نقشی شگرف و غیر قابل انکار داشت؛ اگر چه بروز چنین مدیریتی خود مصداقی از عنایات الهی و توجهات ویژۀ حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) در حق فقیه جامع‌الشرایط حاکمی بود که منصب نیابت عامۀ آن حضرت را دارد.

در تایید این نکته باید به فرازی از توقیع شریف حضرت -روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء- خطاب به شیخ مفید (نایب عام آن حضرت) اشاره کنیم که فرمود:

«إِنّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُراعاتِکُمْ وَ لا ناسینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْداءُ فَاتَّقُوا الله جَلَّ جَلالُه / ما در رعایت حال شما کوتاهى نمى‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم، که اگر جز این بود گرفتارى‌ها به شما روى مى‌آورد و دشمنان، شما را ریشه کن مى‌کردند. پس تقوای الهی پیشه کنید» (بحارالانوار، ج53، ص175)

 

 


 

[هفته‌نامۀ پنجره، شمارۀ ۲۲۲، ۶ دی ۱۳۹۳، ص21]

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، 31 دسامبر ، 2014

 

حجت‌الاسلام حیدر مصلحی:

 

“… بنده زمانی که به‌عنوان وزیر اطلاعات کار خودم را شروع کردم که بیش از دو ماه از اعتراضات بعد از انتخابات می‌گذشت و به همین دلیل بعد از فتنه وارد جریان‌ها شدم. تا آنجا که در جریان بودم به من اطلاع دادند، این‌طور نبود که کارکنان وزارت اطلاعات قبل از فتنۀ 88 هشدارهایی را نداده باشند و فضا را رصد نکرده باشند و برای بعد از انتخابات برنامه‌ای را در نظر نگرفته باشند، بلکه در جریان بودند و فضا را نیز رصد کرده و حتی هشدارهایی داده بودند. اما شاید به برخی از گزارش‌های آن‌ها توجهی نشده بود تا اینکه جریان‌های بعد از انتخابات رخ داد…”

 

 


 

[هفته‌نامۀ پنجره، شمارۀ 222، 6 دی 1393، ص39]

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، 31 دسامبر ، 2014

 

دکتر علیرضا زاکانی:

 

“… روز سه‌شنبه 26 خرداد با آقای موسوی در دفتر کارشان در خیابان پاستور دیدار داشتیم و این دیدار در حدود یک ساعت و نیم طول کشید و آقای موسوی تنها بود و ما 6 نفر با وی صحبت می‌کردیم. یکی از دوستان به آقای موسوی گفت: 2 نفر از دوستان که اینجا هستند به شما رأی ندادند، ــ اسم من و آقای نادران را گفت ــ و دو نفر از نمایندگانی هم که هستند برای شما ستاد برگزار کردند و قطعاً به شما رأی دادند ــ که اسم آقای عباسپور و آقای کاتوزیان را آورد، به‌خاطر اینکه آقای کاتوزیان ستاد اصول‌گرایان حامی آقای موسوی را برگزار کرد و بعد هم گفت: ــ دو نفر هستند ــ که اشاره به خودشان کرد و گفت ــ معلوم نیست چه رأیی دارند. در حقیقت این را بیان کرد که “جمع ما جمع یک‌پارچه‌ای نیست که مثلاً شما فکر کنید برای یک جناح یا یک سلیقه و یک نامزد باشند”.

 

… در ادامه کار بنده به آقای موسوی گفتم: ما از شما خاطره خوشی از دوره نخست وزیری در ذهن داریم و به‌عنوان یک رزمنده شما نخست‌وزیر دوران جنگ بودید، حال اگر حرف و حدیثی هم هست هنوز این خاطره خوش شما در ذهن ما هست و اینجا هم که آمدیم ما به شما رأی ندادیم ولی علاقه‌مندیم که شما در راستای توانمندی‌های‌تان برای انقلاب در صحنه باشید اما به‌هرحال یک نفر از صندوق رأی بیرون می‌آید و یک نفر رئیس جمهور می‌شود و اگر شما  رئیس جمهور نشدید، دلیل بر این نیست که ما شما را نفی کنیم  و آرزومندیم که شما در صحنه باشید و بتوانید کار کنید ولی دلیل اینکه شما این کار را انجام می‌دهید، چیست و این اعتراضات چیست؟

آقای موسوی اولاً اظهار ناراحتی کردند و گفتند: چرا بخشی از این سایت‌هایی که به من مربوط هست را بسته‌اند و یا محدود کردند؟ و نکته دومی هم که گفتند این بود که هیچ دلیلی برای اعتراضات ذکر نمی‌کرد و تنها دلیلی که شنیدیم این بود: اگر من اعتراض نکنم این 13 میلیون رأی از من عبور می‌کند. اعتراض من به‌خاطر این است که یک پیشتازی نسبت به این 13 میلیون داشته باشم و بتوانم آنها را پشت سر خودم نگه‌‌ دارم، حال اینکه این‌ها به چه دلیل و چه نیتی است را به ما نگفتند. حتی موقعی که جلسه تمام شد، همان‌جا با خداحافظی مناسبی جدا شدیم که دوستانه و خیلی صمیمی بود و اظهار آرزو کردیم که در فرصتی دیگر مجدد بتوانیم این جلسات را ادامه بدهیم… فردای آن روز که روز 27 خرداد بود با آقای هاشمی دیدار داشتیم و آقای هاشمی هم تنها بودند. اولین نفری که صحبت کرد آقای ابوترابی‌فرد بود که ایشان گزارش مثبتی از جلسه ما 6 نفر با آقای موسوی ارائه کرد و فضای مثبتی را منتقل می‌کرد. آقای هاشمی وقتی گزارش آقای ابوترابی را شنید، نکته‌ای را گفتند: آقای موسوی همه حرف‌هایی را که هست به شما نگفته‌اند و بحث این است که آقای موسوی خواهان ابطال انتخابات است و اصرار بر تقلب دارند و برای رسیدگی به اعتراضاتشان راه‌هایی که در چهارچوب قانون هست را قبول ندارند. آقای هاشمی گفت: صبح روز شنبه 23 خرداد آقای خاتمی با من تماس گرفتند و اعلام کرد: ما می‌خواهیم با آقای سیدحسن خمینی و آقای موسوی پیش شما بیاییم، و من هم گفتم: جلسه مجمع تشخیص مصلحت را باید بروم و شما بعدازظهر بیایید، و آقای هاشمی گفت که این 3 نفر ظهر آمدند. آقای هاشمی گفت: موسوی می‌گوید: تقلب شده و نتایج انتخابات را قبول ندارم و اینکه در حقیقت راه‌های قانونی را هم قبول ندارم. این سه نفر آمده بودند اعتراض کنند و البته گفتند میزان اعتراض آقای موسوی نسبت به بقیه بیشتر بود.

 

نکته‌ای را که آقای هاشمی گفت این بود که در انتخابات تقلب شده و خود آقای هاشمی هم قائل به تقلب بود و در مورد 2 تا از دلایلش برای تقلب گفت: اولاً آقای ری‌شهری پیش من (هاشمی) آمدند و گفتند که هفته قبل از انتخابات روز 15 خرداد، یکی از کارمندان آستانه مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) به کرج پیش پدر و مادرشان رفتند و مشاهده کردند پدرشان نیست و بعد از مدتی که پدرشان برگشت دیدند که انگشتان پدر جوهری است و جوهر استامپ بوده و بعد هم شناسنامه در دست داشته که پرسیدم: پدرجان، کجا بودی؟ پدر گفت: من 50 هزار تومان پول گرفتم و به احمدی‌نژاد رأی دادم. بعد آقای هاشمی گفت: ناقل این صحبت خود آقای ری‌شهری است، لذا معلوم بوده که این‌ها از قبل تقلب در انتخابات را شروع کردند… بعداً وزارت اطلاعات بررسی کرد و نتایج را آقای اژه‌ای وزیر اطلاعات وقت در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام به آقای هاشمی گفت که این حرف، حرف دروغی است و به هیچ وجه صحت ندارد و همان‌جا چون نقل از آقای ری‌شهری بود، آقای ری‌شهری هم سؤال کردند که صورت موضوع چیست و موضوع را که گفتند آقای ری‌شهری به آقای هاشمی اعتراض کردند: بنده این حرف را به شما نگفتم.

نکته دوم؛ آقای هاشمی بیانش این بود که آقای محسن رضایی گفت: از40 میلیون رأی، 8 میلیون رأی “آب” است که من سؤال کردم آقا محسن این را گفتند و آقای هاشمی گفت: بله، خود آقای رضایی به من گفتند.

 

…  ما به منزل آقای رضایی در شهرک شهید دقایقی رفتیم که آقای نادران، آقای جلالی، آقای ابوترابی و بنده و آقای دانش جعفری هم بودند (آقای دانش جعفری مسئول ستاد آقای محسن رضایی بودند) طبق معمول نشستیم و بنده راجع به همان سؤال محل اشکالی که آقای هاشمی راجع به 32 میلیون رأی و هشت میلیون رأی اضافی سؤال کردم: شما این را گفتید؟ آقای رضایی تأیید کرد، و گفتم: چه دلیل یا سندی دارید که 8 میلیون از رأی خودساخته است؟ آقای رضایی گفت: به این خاطر که تا ساعت پنج بعدازظهر به ستاد مرکزی وزارت کشور مصرف تعرفه 17 میلیون تعرفه اعلام شده و ساعت 5 بعدازظهر تا ساعت 10 شب، 5 ساعت را ضرب در 60 دقیقه  ضرب در 60 ثانیه و ضرب در 45 هزار صندوق رأی 21 میلیون نفر می‌شود که به‌اضافه این 17 میلیون 32 میلیون نفر است و این میانگینی بود که آقا محسن حساب کرده بود را ضرب در این عدد می‌کرد و می‌گفت که امکان ندارد 21 ــ 22 میلیون پای صندوق رفته باشند.

همان‌جا برای آقای رضایی استدلال کردیم و گفتیم اشکال ما این است که به‌صورت پیوسته مصرف تعرفه اعلام نمی‌شود و ممکن است در یک صندوق 5 بسته مصرف شود و به‌دلیل ازدحام با مرکز تماس گرفته نشود و تعرفه مصرفی اعلام نشود. من به آقای رضایی گفتم: اگر این استدلال شماست، این استدلال از پایه سست است، به‌دلیل اینکه الکترونیکی نیست که در لحظه اعلام شود، و آقای رضایی هم پاسخی نداشت و معلوم بود استدلال غلطی را هدف‌گذاری کردند.

 

ما با آقای رضایی صحبت کردیم و همه سعی هم بر این بود: اگر شما نسبت به صندوقی یا شرایطی اشکال می‌بینید این را بیان کنید که ما پیرامون آن تحقیق کنیم، و آقای رضایی هم استقبال کرد و ما هم خیلی خوشحال شدیم، به‌خاطر اینکه آقای موسوی در مورد تحقیق در این زمینه استقبال نکرده بود ولی آقای رضایی استقبال کرد و ما خیلی خوشحال شدیم و گفتیم شورای نگهبان هم نظر مثبت دارند به اینکه اگر ما بنای تحقیق داشته باشیم میدان تحقیق را کاملاً باز کردند تا به‌قدر کافی تحقیق کنیم. بااین‌حال در عمل باز هم آقای رضایی پیگیری نکردند، یعنی همان‌جا شماره تلفن ما را خواستند که بعداً هرچه زنگ زدیم و پیگیری کردیم برای بررسی‌های بعدی نیامدند، حدوداً آنجا یک ساعت ــ یک ساعت و‌ نیم جلسه داشتیم.

 

… به محل کار آقای کروبی رفتیم… ما چهار نفر بودیم، آقای گرامی مقدم با آقای کروبی هم بود که جمعاً 6 نفر شدیم. آقای ابوترابی، جلالی، نادران، بنده، آقای گرامی‌مقدم با آقای کروبی. این جلسه نزدیک 2 ساعت طول کشید و جمله‌ای که آقای کروبی دائماً تکرار می‌کرد این بود: من دلم برای “اسلامیت” و “جمهوریت” نظام می‌سوزد. گفتیم: چرا برای اسلامیت و جمهوریت نظام؟ گفت: چون تقلب شد. گفتیم: دلیل تقلب چیست؟ گفت: من دفعه قبل 4 میلیون و نیم رأی آوردم و این بار 350 هزار، پس یقیناً تقلب شده، و ما گفتیم: مردم رأی ندادند، اینکه اسمش تقلب نیست! گفت: نه! تقلب شد. ما اصرار کردیم تا اینکه آقای گرامی‌مقدم به آماری از برخی صندوق‌های بزرگ بجنورد اشاره کرد و ما خواهش کردیم: شما بیایید این 600 ــ 700 صندوقی که در حوزه‌های خراسان شمالی هست را انتخاب کنید، و اصرار از ما بود: این کار را انجام بدهید، آنها ابتدا قبول کردند ولی در آخر قبول نکردند که صندوق‌های رأی را باز کنیم و کمک کنیم و اگر اشکالی هست در هر صندوقی که خودشان می‌خواهند؛ اما قبول نکردند.

 

…  این کل واقعه‌ای است که ما در جریانش بودیم. البته من به خاطر آقای هاشمی یک بخش آن را ذکر کردم و دفتر آقای هاشمی تکذیب کرد اما در صحن علنی مجلس که همه نمایندگان و آن ۶ نفر نماینده‌ای که در کمیته ویژه مجلس بودند و آقای ابوترابی هم صحن را اداره می‌کرد، من این خاطره را در نطق پیش از دستور گفتم و به شهادت گرفتم، بعد از آن اگر جایی گفتم دیگر دفتر آقای هاشمی تکذیب نکرد، از این جهت هم گفتم که حرف‌ها واضح و مشخص است.

 

… یکی از نکاتی را که آقای موسوی در مناظرات روی آن تأکید داشت، قانون‌مداری بود و نکته‌ای که آقای هاشمی و خودشان در روز ۲۳ خرداد گفتند این بود که تقلب شده است و من قانون را قبول ندارم و روش رسیدگی را قبول ندارم. این اظهارات در حقیقت خلاف شعار قانون‌مداری بود و یک دروغ بزرگ بود که به مردم گفتند…”

 

 

 

[گفت‌وگوی خبرگزاری تسنیم با دکتر علیرضا زاکانی، 1392/10/3، شناسۀ خبر: ۲۱۴۵۸۱]

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، 25 دسامبر ، 2013

 
 

24 نوامبر 22

تجربه‌ی سینما رفتن با دخترکم برای من تجربه‌ی تازه و نویی‌یه. پیش‌تر وسط‌های هفته و توی خلوتی رفته بودیم سینما. این‌بار که وارد لابیِ سینما شدیمو جمعیت رو دیدم، با خودم فکر کردم ضدحال می‌شه و با این‌همه خانواده و بچه، لابد نمی‌شه درست فیلم دید؛ اما تجربه‌ی معرکه‌ای بود.

 

در شرایطِ پمپاژِ یأس و نفرت، جنگِ بی‌امانِ خصم، و عمل‌کردِ انتقادبرانگیزِ مدیرانِ کشور، من حالا با دخترکم در یه سالن سینما به فیلم‌دیدن نشستیمو هر چند دقیقه صدای خنده‌ی معصومانه‌ی قریب به صد کودک فضا رو پر می‌کنه.

 

در تاریک‌روشنِ سینما هر از گاهی به چهره‌ی دخترکم سیر نگاه می‌کنم که محوِ فیلمه و از سِحرِ سینما مسحور.

 

تجربه‌ی فیلم‌دیدن با بچه‌ها تجربه‌ی ناب و روح‌بخشی‌یه. اصن هم‌نشینی و هم‌بازی شدن با کودکان، نشاط‌آور و حیات‌بخشه.

 

اخیراً با دوستی که هر دو سخت درگیرِ کاریم و با مدیریت‌های بی‌عمل و بدعمل، چالشی مستمر و فرسوده‌کننده داریم، صحبت می‌کردم؛ که ای رفیق! بیش‌تر با بچه‌ت وقت بگذرون و بذار فطرتِ زلال‌شون این سرخورده‌گی‌های ناشی از سر و کله زدن با بی‌شعوریِ مسؤولین رو بشوره ببره…

 
 

مهدی پیچک؛ پیچک سر به هوا's bookshelf: read

جهان هولوگرافیک
did not like it
https://www.instagram.com/p/BjqO7apnIl-/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1b24p51z3g6jq
tagged: never
کابوس تهمت و جنایت
اگر به هر دلیلی خواستید کتابی از #چخوف بخوانید" بیخیال کتاب کابوس، تهمت و جنایت بشوید. برای درک داستان های این کتاب، آشنایی با سبک زندگی، فرهنگ و روابط کلیسای ارتدکس و اسقف ها در زمان روسیه ی تزاری واجب است." https://www.instagram.co...
tagged: never
خاطرات سفیر
liked it
کتاب «خاطرات سفیر» نوشتهٔ خانم نیلوفر شادمهری رو که خوندم، غرق در خاطرات جوونی‌ها‌م شدم. قریب به اتفاق مطالب‌شو توی هم‌اون وبلاگ‌شون خونده بودم. از پایان‌ش خوش‌م نیومد. زیادی غلیظ بود. نگارشِ متن‌شم گه‌گاه توی ذوق می‌زد. مدتی نیست که ق...
پستچی
it was ok
زرد. آبکی؛ ولی طعم‌دار.
قصه ها و تصاویر
really liked it
این ازجمله کادوهایی بود که برای تولد خواهرزاده‌م خریدم. http://www.30book.ir/Book/56900/مجموعه-قصه-های-سوته-یف-16جلدی%20نخستین نسخه‌ای که خریدم چاپ نشر نخستین بود. ساده و بامزه بود. مفاهیمی چون صبر، کمک، ایثار و فداکاری، هم‌کاری، قناعت و...

goodreads.com