به نظرم تو نوشتن وبلاگ،این که نویسنده «خود نویس» باشه یا نباشه و شدت و حدت ش زیاد مهم نیست؛ اما این خیلی مهمه که نویسندۀ وبلاگ «روان نویس» باشه…

…رها کنم!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ته نوشت ۱: اولین بار این ترکیب جالب رو تو تیتراژ پایانی مستند ادواردو آنیلی شنیدم؛ نوای اذان رحیم مؤذن زاده که خیلی قشنگ با آهنگ محمدرضا علیقلی میکس شده؛ از این جا(۲٫۰۶MB) (و یا این جا) می تونین دانلودش کنین.

 

 

ته نوشت ۲: این(۱٫۵۲MB) فایل صوتی شعری یه که خلیل جوادی فکر کنم تو شب شعر شکرخند خونده؛ شعر محکمۀ الهی! (از این جا هم می تونین دانلودش کنین).

 

 

ته نوشت ۳: لوگوی گوگل ولی اون جور که شما می خواین! وقتی کلمۀ مورد نظرتونو تایپ کردینو  رو Create Now کلیک کردین،پنجره ای باز می شه که می پرسه آیا می خوای این صفحه،صفحۀ خانگی ت بشه؟ (من که خودم این صفحه رو صفحۀ خونگی م نذاشتمو NO رو زدم). در واقع این صفحۀ خانگی،همون موتور جست و جوی گوگل خواهد بود ولی با کلمۀ مورد نظر شما که مث لوگوی گوگل نمایش داده می شه. مثلاً به جای گوگل می تونین اسم خودتونو بزنین،مث این پیچک.

 

 

ته نوشت ۴: مسابقه‌ی بیست سئوالی خاورمیانه؛ مطلب جالبی که که چارلی ریسه نوشته و بامدادی ترجمه ش کرده…

 

 

ته نوشت ۵:  ” متأسفانه امروز کار به جایی رسیده است که وقتی در مهرماه گذشته، یک خانم پزشک جوان ـ و از استعدادهای درخشان ـ که به همراه نامزدش در همدان به پارک رفته، دستگیر می‌شود و دو روز بعد جنازه اش از بازداشتگاه بیرون می‌آید، تقریبا همه دست اندرکاران حکومتی با سکوت خود نظام را تقویت! می‌کنند. هیچیک از آنان حتی در حد ابراز ناراحتی و یا دلجویی بازماندگان دم بر نمیآورد. فریادهای دادخواهی پدر زهرا، آقای بنی یعقوب نیز که زندانی سیاسی قبل از انقلاب بوده و سالها در شغل شریف پاسداری به این انقلاب خدمت کرده است به جایی نمی‌رسد.

 

 

ته نوشت ۶: از کتاب خاطرات ناطق‌نوری: فکر می‌کردیم این کارها صدور انقلاب است!

 

 

ته نوشت ۷: احمدی نژاد در یک تبلیغ اسراییلی؛ تو این تبلیغ یه دقیقه ای وقتی (بازی گر نقش)احمدی نژاد (با فارسی شکسته بسته ای) نطق می کنه که: «برادران! اورانیوم را گرفتیم! …روز دوشنبه خداحافظ اسرائیل!»

و  مردم که یا چادر به سر دارن یا عمامه،اول هیجان نشون می دن ولی وقتی یکی از تو جمع پا می شه و اعتراض می کنه که : «چی چی رو روز دوشنبه؟! …دوشنبه قراره قسمت آخر سریال Danny Hollywood پخش بشه!»

اون وقته که مردم (به طور موزیکال) شورش می کنن و به خاطرخواهی اون کانال ماه واره ای به خیابون ها می ریزن…!

 

 

ته نوشت ۸:…البته من هم کمی نگران شدم و فکر کردم چرخ های هواپیما باز نشده و هواپیما منتظر آماده شدن باند برای فرود اضطراری و بدون چرخ است . از همکار هما پرسیدم چه خبره ؟ چرخ ها باز نمی شه ؟ او گفت: وضع از این حرف ها خطرناکتره ،طاقت داری که فریاد نزنی ؟ گفتم مشکلی ندارم بگو . گفت: گم شدیم …

 

 

ته نوشت ۹:به من نگو استاد!‌ من از این کلمه نفرت دارم. روشنفکر‌ها دوست دارند که به‌شان بگویی استاد. من از روشنفکر‌ها بدم می‌آید، آنها هم از من…

 

 

ته نوشت ۱۰: آخرین لحظات یک مرزبان ایرانی/ فیلم 

 

 

ته نوشت ۱۱: سخنی دل سوزانه با دادستان کل کشور: بازی خطرناکی که با ابهام آغاز شد…