«اظهار نظرهای رسمی» مقامات رو جدی تر باید گرفت، یا «اظهار نظرهای غیر رسمی» شونو؟!
پی نوشت: گرچه نیم نگاهی به مسائل کشورم دارم،ولی این مسأله به صورت کلی و بین المللی واسه م مطرحه…
ته نوشت ۱: قطعۀ «جامه دران»(516KB) از آلبوم «نی نوا»ی حسین علیزاده،عجیب چیزی یه… گرچه خود آلبوم «نی نوا» چیز معرکه ای یه… اما این موسیقی «جامه دران» محزون ولی در عین حال پر شوره… شیدایی و بی تابی و تب داری ش هوایی می کنه آدمو…
ته نوشت ۲: “…به مقتضای اینکه توی بیشتر جاهای دنیا و از جمله اینجا، جامعه مسلمان دور و بر اکثرا سنی هستند، حالا از خطیب عربستانی نماز جمعه گرفته تا استاد مراکشی دانشکده و تا دوست خانوادگی فلسطینی، توجهم به بحث شیعه و سنی بیشتر شده است…“
ته نوشت ۳: برترین مینیمالهای وبلاگستان!
ته نوشت ۴: نامه منتشر نشده ابراهيم گلستان به نادر ابراهيمی (شنبه 21 دسامبر 1991)
ته نوشت ۵: “در خبرها آمده بود که شما ظرف امروز و فردا دوباره قصد دارید با دانشجویان در دفتر کارتان دیدار کنید؛ احتمالن هم مثل دفعه قبل چهار، پنج ساعتی مهمان آنها هستید و تا نیمه های شب، درهای ساختمان ریاست جمهوری را برای آنها باز نگاه می دارید…
…فقط امیدوارم شما خود تان باور نکرده باشید که این دیدارهای شبانه تان، دیدار با دانشجویان است. فکر کنید و بپذیرید که با اعضای ستاد انتخاباتیتان که باید کمتر از یک سال دیگر تشکیل شود جلسه دارید؛ توجیهشان کنید، شاید باورتان کردند و به وعده و وعید صدارت و مدیریت به دنبالتان راه افتادند. همانگونه که آن جوان بلندبالا باورتان کرد و مدیریت “سایپا” گرفت، اینان هم کم از او نخواهند داشت. بالاخره دولت شما دولت جوانان است دیگر.“
ته نوشت ۶: می تونی حال خوش مو بعد از خوندن این ترانه تصور کنی؟ …نمی تونی! …دکتر جان! نو به نو بجوشی الهی!…
خدا دسّش به روی شونۀ ماس
خونه ش کنج دل ویرونۀ ماس
خدا دوس داره ما دیونه ها رو
یه جورایی اونم دیونۀ ماس !!
ته نوشت ۷: “دیشب در یکی از استثناییترین عروسیها، در چند تا اطاق و یک حیاط کنار آن اطاقها در مرقد امامخمینی، نوهی دو آیهالله بزرگ تاثیرگذار در تاریخ این قرن در ایران و عراق مراسم ازدواج زنانه و مردانه گرفتند.علی آقای خمینی نوهی امامخمینی و خانم شهرستانی نوهی آیهالله العظمی سیستانی…“
ته نوشت ۸: آرام باشید؛ بگذارید ببینیم چه خبر است… از جمله به ترین مطالبی بود که در این رابطه خوندم… باهاش موافق م…
ته نوشت ۹: «ثواب بد» و «گناه خوب»…
ته نوشت ۱۰: ” ۲ راه بيشتر نداشتم؛ يا بايد خودم از كار كنار ميكشيدم يا اينكه بركناري آقاي ذوالقدر را ميپذيرفتم. خود آقاي ذوالقدر هم طبيعي بود كه راضي نبود و نميپسنديد كه در اين ماجرا، من كل سيستم وزارت كشور را متزلزل كنم… “
ته نوشت ۱۱: کودکی که پس از مرگ مادر و هنگام مراسم خاک سپاری وی زنده به دنیا آمد…
ته نوشت ۱۲: ” زمان می گذرد و ساعت حدود ساعت یازده شب بدون تفهیم اتهام بازجویی می شویم و البته اولین سوال این بود که از کی در سازمان جنبش زنان فمونیسم(!) عضو شده اید؟ ژیلا به بازجو می گوید این غلط املایی دارد…“
ته نوشت ۱۳: گفتوگویی با رضا کیانیان به بهانهی سالروز تولدش
ته نوشت ۱۴: عبدالله شهبازی روانه زندان شد… هر از دم از این باغ بری می رسد… کلافه م… همین!!! -سایتش که هیچ- خود شهبازی هم فیلتر شد!
ته نوشت ۱۵: “…باور کنین علیرغم همه پیشرفتی که در علم و تکنولوژی و مد و پست مدرنیسم حاصل شده هنوزه هنوزم سلیقه دخترا در انتخاب مردی که کاملا مرد باشه و ظاهر کاملا رسمی مردونه داشته باشه تغییر نکرده! به خدا راست میگم!“
ته نوشت ۱۶: “به حول و قوۀ الهی، و به کوری چشم حسود و بخیل و استکبار جهانی، شب شعر جهانی «شکرخند» دو ساله شد. به همین مناسبت مجلس ختمی(ختم دوسالگی شکرخند) روز شنبه اول تیرماه، راس ساعت 5 بعد از ظهر در فرهنگسرای هنر(ارسباران) منعقد می باشد…“
ته نوشت ۱۷: عکسی از مهاتما گاندی در کنار چارلی چاپلین
ته نوشت ۱۸: تعدادی از کاریکاتورهای «کامبیز درمبخش» که با موضوع کتاب و کتابخوانی ترسیم شده،تو سایت کتابخانۀ ملی منتشر شده: کاریکاتورهای کتابانه…





































20 ژوئن ، 2008 در ساعت 13:30
سلام
لينكهاي خوبت رو خوندم و ديدم. آفرين به زحمت و تلاشت :)
20 ژوئن ، 2008 در ساعت 15:04
– نگووووووووووو!

یعنی می گی «مقامات» یه جاهایی راس می گن یه جاهایی راست نمی گن؟!
– آره عزیزم!


… به خصوص وقتی ناهار «آش شله قلم کار» باشه… بفرمایید ناهار!!!


یه جاهایی که پای منافع حزبی و سیاسی که می آد وسط، بعضی «مقامات» یه جا یه جور اظهار نظر می کننو جای دیگه جور دیگه! …به عبارت اتو کشیده ش می شه گفت: تقوای سیاسی یعنی کشک!
البته ما مخلص جناب کشک هم هستیما!
20 ژوئن ، 2008 در ساعت 15:39
…راستی!!!
بابا به صورت کلــــــــــــــــــــــــــی!


بین المللـــــــــــــــــــــــــــــــی!
20 ژوئن ، 2008 در ساعت 15:44
چه جالب. خودتون برا خودتون کامنت میذارین؟
من یه انتقادی میخوام بکنم. شما چرا مطلب جدی نمی نویسید؟ همش که شد ته نوشت که!!! هر جایی هم میخواید نظرتون رو درباره یه چیزی بگید زود میگید رها کنم! این رها کنم تون ما رو کشته! یادمه اون اوایل پستهای جدی و پرمحتوا هم داشتید. البته نه اینکه الان بی محتوا شده ها. ولی همش شده مطالب دیگران.
به هر حال حتما این هم یک جور وبلاگ بازیه دیگه!
موفق باشید 
20 ژوئن ، 2008 در ساعت 17:42
:: به پیچک سر به هوا ::
!
تقوای سیاسی؟!؟؟؟!!!
عجبا!
توقعی داریا!
داداش یه جوری حرف می زنی و از یه چیزایی حرف می زنی که انگاری تو این دنیا زندگی نمی کنیا…!
برو داداش! برو!
برو بیشین همون آش تو بخور!
:: به جواد ::

راس ش خودمون واسه خودمون کامنت می ذاریم که بخندیم! اما چیزی که نمی فهمم اینه که دیگرون چرا واسه ما کامنت می ذارن!!!
آمّـا در مورد اون که فرمودین: “شما چرا مطلب جدی نمی نویسید؟ همش که شد ته نوشت که!!!”
کامنت تونو که دیدم با خودم گفتیم یه نگاهی به پست های یکی دو ماه اخیرم بندازم ببینم چه جوریاس… پست های اسفند ماه به بعد رو مرور کردم… به نظر خودم پست هام «جدی» بوده ن… البته ممکنه تو تعریف «جدی»بودن پست ها و وبلاگ نویسی با هم اختلاف نظرهایی داشته باشیم… اما من اگه به کاری اعتقاد نداشته باشم نمی تونم جدی ش بگیرمو اون وخ نمی تونم این همه وقت صرف ش کنم،در حالی که می بینی چه قدر وبلاگ نویسی واسه م جدی بوده…
قبول دارم فراز و فرود داشتم؛ و قبول دارم پر از نقص و ایراد بوده کارم… خودم نقد دارم به این تجربۀ یک ساله م… اما قبول ندارم که وبلاگ نویسی رو شوخی گرفتمو…
قبول ندارم الان کم محتواست بلاگ م…
بستگی داره چه تعریفی از «محتوا» داشته باشیم…
دربارۀ «رها کنم» هم عرض کنم اولن این لفظ رو از نوشته هایی که از جلال آل احمد مطالعه کردم به عاریه گرفتم،دوست دارم این عبارت رو! یه جور رندی ِ باحالی توشه…
در ثانی،رها نکنم چه کنم؟!
در ضمن!

ما مخلص مرام تونیم آقا جواد!
ان شالله نفسی که تازه کردی و تنفسی چاق کردی،باز نوشتن رو از سر می گیری و ما هم مشتری ایم…
نـاز تنفس ت مشتی
:: به راهنما ::



ما درس پس می دیم استاد
ممنون که گیرها رو در گوشی به مون می رسونی…
20 ژوئن ، 2008 در ساعت 19:27
شرمنده می کنید! منظورم از اینکه جدی نیست این نیست که شوخیه! (چی گفتم!!!) غرض این بود که ما دوست داریم در مورد مسائل مختلف فقط به لینک دادن بسنده نکنید یا در حد همون یک جمله دو جمله رها نکنید! گرچه انتخاب جمله هاتون این قدر هوشمندانه و ظریف هست که توی همون یکی دو جمله کلی مطلب رو میرسونه. به هر حال شما خودتون استاد هستین.
در مورد گوگل ریدر: نخیر منظورم اون نبود. اونو که بلدم. بابا خیلی دیگه دست کم گرفتین ما روها!!!
ببینید توی گوگل ریدر یه جایی هست که مطالب اشتراکی دوستانتون رو می تونین ببینین. شیر میگن دیگه نه؟ (Share) برای این هم فکر کنم باید اکانت گوگل اون دوست مربوطه رو توی لیستمون داشته باشیم. نمیدونم منظورمو گرفتین یا نه!
21 ژوئن ، 2008 در ساعت 00:17
با جناب جواد موافقم
چه بامزه خوتون به خودتون نظر میذارید
احیانا دچار تجزیه هویت که نشدید خدای نکرده!!! آخه دیده بودم کسی با خودش حرف بزنه اما ندیده بودم کسی برای خودش مکتوب نظر بذاره خلاقانه بود
21 ژوئن ، 2008 در ساعت 08:30
این هم صبحانه ی من!
پیچک سر به هوا و لینک هایش با چایی و نون پنیر!
21 ژوئن ، 2008 در ساعت 11:25
سلام سلام
آقای محمد رضا زائری رو میشناسید حتما!!اگه نمیشناسید لینکشون توی وبم هست….این محض پز!!!
ایشون میگن: آمریکا دروغ میگه،جمهوری اسلامی هم دروغ میگه!!
منتها آمریکا در مسائل جزئی راست میگه و اعتماد مردمش رو جلب میکنه اون وقت یه دروغ بزرگ میگه(مثل وجود سلاحهای شیمیایی در عراق و…)
و مردمش این ها رو باور میکنن!!
ولی جمهوری اسلامی در مسائل کوچیک دروغ میگه و یه سری محافظه کاریهای الکی داره که این باعث میشه وقتی در مورد مسائل بزرگ راست میگه،مردم حرفشو باور نکنن!!!
من هم با این نظر شدیدا موافقم





22 ژوئن ، 2008 در ساعت 11:53
سیاست را که فقط می خوانیم !
و دیگر هیچ !
اما
ته نوشت شماره 15 را لازم دیدیم رسما تایید نماییم
22 ژوئن ، 2008 در ساعت 11:56
جامه دران هم که همان بود که گفتید .
22 ژوئن ، 2008 در ساعت 17:29
vay che michasbe adam biyad bebine in hame khondani dare
arze eradat ghorban
22 ژوئن ، 2008 در ساعت 22:54
سلام
دلم خیلی براتون تنگ شده بود.
واقعا از پی نوشتهاتون لذت میبرم .انشاءالله پربارتر هم بشن.
سوال خیلی سختی هم پرسیدید به نظر من هیچ کدام را نباید جدی گرفت.
موفق تر باشید
23 ژوئن ، 2008 در ساعت 17:06
به نظر من اصلا خود مقامات رو نباید جدی گرفت
حرفاشون که بماند…
24 ژوئن ، 2008 در ساعت 05:20
هووووووووووووووووووووووم؟؟!!



.
.
.
ما در نمیزنیم … از پنجره سرک می کشیم
.
.
.
جناب شما نمیخوای بگذری اصلا مهم نیست ولی من اگه نمی گذشتم اونوقت حالا حالا ها اون پست به قولی هوا نمیشد و احتمالا برای سال بعد آماده میشد یعنی شاید یک کتاب الکترونیکی میشد
.
.
.
در مورد سوال اول این پست… یا هیچکدام را باور نکنیم یا هر دو را بشنویم و بعد به یک باور برسیم!
.
.
.
نیم نگاهی به ته نوشتها داشتیم
گل سر سبدش ته نوشت 6 همین پست بود
ته نوشت 8 هم به نوعی گوشزدی است برای همه مواقع ممکن… شخصا هم نظری در مورد موضوع مربوطه ندارم … هر چند که فیلم هزار و یک جور اما و اگر دارد …بگذریم!
ته نوشت 15 هم راست بود هم دروغ
….
ته نوشت 7 پست قبلی هم باز نشد!؟؟در واقع فیلتر شد
.
.
.
همین !
24 ژوئن ، 2008 در ساعت 05:26
یعنی ما باید همه این ته ها را ببینیم و بخوانیم!؟ اووووف!
خوب به عنوان یک دانش اموخته علوم سیاسی(اٍهه) عرض شود آن چه که سر شام گفته می شود شاید لُب تمام مذاکرات و حرفهای رسمی و غیر رسمی باشد. فکر کنم برای یک بار هم که شده باید با حضرات شام بخوریم!
25 ژوئن ، 2008 در ساعت 18:58
سلام

بابا تحولات!
25 ژوئن ، 2008 در ساعت 22:12
چقدر ته نوشت….
حوصله ام سر رفت
26 ژوئن ، 2008 در ساعت 19:59
سلام…
روز خوش! دست مریزاد بابت لینکها…
وبگردی بعد یه مدت طولانی هم حال خودش را دارد… دجار سرگیجه ای می شوی نوستالژیک!
27 ژوئن ، 2008 در ساعت 16:14
به نظرم ایراد دوستان در زمینه زیادی ته نوشتها بی مورد است.در این دنیای بی سر و بی ته ایرادی نیست اگر سر تا ته یک مطلب ته نوشت باشد! ولی از شوخی گذشته لینکهای جالبی بود و ممنون…
28 ژوئن ، 2008 در ساعت 08:33
آيا شما اعتياد داريد؟
http://www.netaddiction.com/resources/internet_addiction_test.htm
28 ژوئن ، 2008 در ساعت 10:36
درست نوشتيد حالا شما پايتخت را مثال زديد ديگر فكرش را بكنيد براي امثال ما شهرستاني ها ديگر اوضاع چه شكلي مي شود.
ترمي كه گذشت يك نيمچه درسي داشتيم با عنوان
Communication Mediated Computer) CMC) يا همون ارتباطات مبتني بر كامپيوتر ،مباحث اين درس خيلي برام جالب بود ، بيشتر از بعد فني در مورد روابط انساني و ارتباطات ميان فردي و گروهي در فضاي آن لاين صحبت مي كرد.
اين تست در حين جستجو براي CMC به تورم خورد.
29 ژوئن ، 2008 در ساعت 15:47
بالا غیرتا نا محسوس آپ نفرمایید!
29 ژوئن ، 2008 در ساعت 23:31
کاش یه توضیحی هم درمورد دعوت افراد دیگه توی گوگل ریدر هم می نوشتید. من با این مورد اساسی مشکل دارم!
30 ژوئن ، 2008 در ساعت 02:04
سلام.
گلچین لینکه؟
یاعلی
30 ژوئن ، 2008 در ساعت 23:52
http://bp1.blogger.com/_TMlQo_69v-0/SDmHGBbKpuI/AAAAAAAAj78/pbIPbWCNHrU/s1600-h/new-age-technology.jpg
1 جولای ، 2008 در ساعت 00:17
باران
جائیکه من هستم روز اول تابستان دو ساعت تمام باران بارید … این روزها هم گه گاه رگبار میزنه
جای تعجب هم داره چون بی سابقه است… خیلی عجیبه
فقط موندیم نعمت یا…؟!!!
2 جولای ، 2008 در ساعت 20:36
گوگل ریدر می گوید هستید
وبلاگ ما می گوید نیستید
هستید بالاخره یا نیستید؟!
3 جولای ، 2008 در ساعت 16:52
گوگل ریدر با آر اس اس فرقش چی بید؟
5 جولای ، 2008 در ساعت 08:18
سلام خانم یا آقای پیچک سر به هوا
راستش من در مورد گوگل ریدر سوال داشتم.
من با راهنمایی شما یک جی میل درست کردم و همینطور آدرس وبلاگ ها را وارد کردم. اما نگفتید چه جوری دوباره برم سراغ آنها؟ امروز که میلم را باز می کنم هیچ قسمتیش راجع به subscription چیزی نمی بینم. ممنون میشم راهنماییم کنی؟
5 جولای ، 2008 در ساعت 08:20
سلام
اوه خیلی می بخشی فهمیدم کجاش رو اشتباه متوجه شدم.
بازم ممنون
5 جولای ، 2008 در ساعت 11:52
:: به جواد ::
سلام جواد جان
ممنون بابت تذکرت،اتفاقن تو همین فکرا هم هستم که پست های وبلاگ مو از «ته نوشت»ها خالی کنم. به همین دلیل هم هست که گوگل ریدر و آموزش شو به رفیق رفقا جدی گرفتم تا اگه بروبچز پی گیر وب گردی هام هستنو مشتری «ته نوشت»ها هستن،مطالب اشترکی گوگل ریدر مو دنبال کنن…
از طریق گوگل ریدر هم من می تونم وب گردی هامو به اشتراک بذارم،و هم می تونم از وب گردی های شماها استفاده کنم… حالی به حولی
اما دربارۀ سؤال تون پیرامون گوگل ریدر،(همون طور که تو کامنت خصوصی به تون توضیح دادم) از طریق جی میل و یا از طریق گوگل تاک می شه به فرد مورد نظرت(که اون م حتمن باید جی میل و گوگل ریدر داشته باشه) یه دعوت نامه بفرستی،اون طرف هم دعوت نامه تو از طریق جی میل ش دریافت می کنه و اوکی می کنه،این طوری شما خود به خود جزو لیست دوستان گوگل ریدر هم دیگه می شید
با این عنوان تو گوگل ریدر:(Friend’s shared items )
البته اینو تو پست بعدی م توضیح خواهم داد…

5 جولای ، 2008 در ساعت 12:13
:: به روای ::
آره! گاهی وقتا دچار تجزیۀ هویت می شیمو گاهی دچار ترکیب هویت… خدا شفا بده! …بد دردی یه
:: به بهنوش ::

نوش جان!
گوشت بشه به تن تون الهی!
:: به بی نشان ::
بله! ایشون وبلاگ شون جزو لیست گوگل ریدرم هستن،و تا آپ می کنن تو ویترین م مطالعه شون می کنم. اون پست رو هم مطالعه کردم همون موقع،و همون موقع هم نظرمو مطرح کردم که با فرمایش شون تا حدودی مخالف م…
قدری اطلاعات و اندکی انصاف داشته باشیم مواردی هم هست که جزو دروغ های جمهوری اسلامی به حساب می آد… هر کسی به اندازۀ خودش… دروغ های امریکا به اندازۀ قدرتی است که در جهان داره،و اتفاقن ما هم به اندازۀ قدرت مون در جهان(به خصوص خاور میانه) دروغ هایی داریم تو کارنامه مون… البته ما که نه،ما که عددی نیستیم،منظورم همون حاکمان جمهوری اسلامی ایرانه…
:: به رها ::

از تأییدات رسمی و غیر رسمی تان تشکر می کنیــــــــــــــــــم!
:: به نقطه سر خط ::

آره مزه می ده… برا همین م پیش نهاد می کنم شما هم یه گوگل ریدر واسه خودت راه بنداز و چیزای خوش مزه ای که می بینی رو تو مطالب اشتراکی گوگل ریدر ت در اختیار ماها قرار بده…
:: به الهه ::


5 جولای ، 2008 در ساعت 12:24
:: به ستاره ::
اگه به ما ربطی نداشتند جدی نمی گرفتیم شون خانوم؛ ولی مسأله این جاس که این حضرات تصمیمات شونو فرمایشاشون تو عرصۀ زندگی ما دخالت مستقیم داره…
:: به خیس باران ::


:: به عشقی ::


ما کسی رو این جا به کاری مجبور نمی کنیم. خواستید بخونید ته نوشت ها رو نخواستید نخونید… به همین سادگی!
در ضمن ما مخلص این قبیل فرمایشات نکته سنجانه و مغز پخت تون،تو جمیع موارد پلیتیک و غیر پلیتیک هستیم
:: به عطش شکن ::

چه کنیم دیگه!
ما اینیم دیگه!
دیگه دیگه!
:: به مداحی ::


آقا جان!
این همه وبلاگ فرهنگی و غیر فرهنگی توی نت ریخته دادا… درسته در این جا به روی همه بازه… ولی قرار نشد سر تو بندازی بیای تو و فقط افۀ ناله تو هوار بکشی ها
ما هم هیچ نوع تضمینی برای حوصله های جنابان نداده ایم هیش وخ!
اما می توانیم توصیه کنیم حوصلۀ مبارک تان را سهمیه بندی کنید تا هویجوری فرتی سر نرود
5 جولای ، 2008 در ساعت 13:48
:: به بی بی گل ::
ممنون بابت کلیک رنجه تون
سلام خانم صدر
خوش تشریف باشین
در ضمن،ما منظور تیکۀ شما رو گرفتیم ها… گفته باشم!
:: به رها ::

…
:: به جواد ::

پست های بعدی…چشم
:: به باران ::

خیر! ته چین لینکه!
:: به … ::
حدیث حاضر غایب شنیده ای…؟!
:: به همشهری جواد ::
«فید آر اس اس» یه جور خروجی برای وبلاگ یا سایته؛ یه جور ویترین.
«اما گوگل ریدر» ابزاری یه که باهاش می شه این خروجی ها رو دید؛ این ویترین ها رو تماشا کرد.
با همۀ این توضیحات،توصیه می کنم به جای بحث و جدل و توضیح و تفصیل،با توجه به راه نمایی هام،خودتون آستین بالا بزنید و یه گوگل ریدر واسه خودتون راه بندازین. وقتی وارد عمل شدین خود به خود خیلی از این سؤالا رو خودتون متوجه می شید
5 جولای ، 2008 در ساعت 14:20
:: به مریم ::
اگه دوباره پست رو با حوصله مرحله به مرحله مطالعه کنیدو حین مطالعه عملن اجراهاشو پیش ببرید حله…
در ضمن،هر جاشم مشکلی پیش اومد یا فکر می کردین می تونم مفید باشم باهام تماس بگیرین… بر روی دیده…
)
هم ای میل هست،هم کامنت خصوصی هست،هم یاهو مسنجر(اون پایین سمت چپ وبلاگ،آی دی م هست… کافی یه کلیک کنین
6 جولای ، 2008 در ساعت 08:46
سلام دوست عزیز
از این که به من سر زدین و لطف داشتین ممنون. یه دو سه ماهی هست که ما مشتری شما هستیم . با اجازه به شما لینک میدم و منتظر نظراتتون هستم.
یا علی
6 جولای ، 2008 در ساعت 17:51
حالا که کلاس آموزشی گذاشتی میشه کار با فیلتر شکن هم دقیق توضیح و آموزش بدی ؟!
البته برای 18+
7 جولای ، 2008 در ساعت 21:11
سلام پیچک
میای ببینی یه سیمرغ چی ممکنه بنویسه درباره …؟