سلام
کامنت های عمومی پست پیشیـن پر از اظهار تعجب،گلایه،هم دردی،دل گرمی و گوشه کنایه های تشرآلود بود؛ هم چنین کامنت های خصوصی و ای میل ها و کسانی که از طریق مسنجـر ارتباط می گرفتند.
ممنون تانم مهربان آشناهای نادیده.
دوست می داشتم (و قرار هم بر این بود که) این وبلاگ پس از رمضان آپ شود؛ مشکلاتی مزید بر علت شد و نشد. مدتی بعد هم اسباب کشی کردیم. بعدش هم چشمان م را عمل (لازک) کردم. به هر حال قرار نبود این قدر طولانی شود غیبت مان،ولی شد.
برای رسیدن به این فرم قالب،به آقای محمدعلی طائبی (+) خیلی زحمت دادم؛ و ایشان هر بار با حوصله و متانت پذیرای حرف ها و نقطه نظرات م بودند. ممنون شانم.
***
هـوفّ! (این «هـوفّ» با تلفظ غلیظ نوشته شده! لطفاً هنگام خوندن ش حق مطلبو ادا کنین!) …جون م در اومد این قدر عصا قورت داده حرف زدم! …عجب کار سختی یه ها!
خب! …بگذریم! …حال شما خوبه؟ …خوش اومدین …کلیک رنجه فرمودین.
این پست،پیش غذاست؛ قدری حوصله بفرمایید،غذاها رو می آرن خدمت تون؛
…آهای گارسون!





































12 نوامبر ، 2008 در ساعت 00:03
سلام پيچك عزيز
خوش آمدي. قالب متين، حرفهاي و زيباست. رنگش هم كه صَفْرَاء فَاقِـع لَّونُهَا تَسرُّ الناظِرِينَ هست. مبارك باشه قدومت
12 نوامبر ، 2008 در ساعت 01:22
سلامممممممم

مباركه! دلمون براتون تنگ شده بود. بي تعارف ميگم. خوشحالم كه برگشتيد.
12 نوامبر ، 2008 در ساعت 06:56
::به راهنما::
سلام



خیلی ممنون
با این کامنت ت روح مونو سرحال آوردی
تو دوران کودکی با اون آیه و داستان ش چه عالمی داشتم؛ دیدن ش این جا و اشارۀ کنایه آمیزت خاطره انگیز بود
الان که این کامنتو گذاشتم به ذهن م اومد شاید بعضی دوستان این کامنتو بخونن اما متوجه اون داستان نشن؛ با یه جست و جوی کوچولو کلی مطلب در این باره به دست می آد ولی من برای نمونه به این آدرس اشاره می کنم:
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=18395&AyeID=79<r2=5
::به جواد::
علیک سلامممممممم

ممنون از لطف تون
…ولی این تعارفا رو بذار کنار دادا …به جای این تعارفا بیـشیـن اون بلاگ تو آپ کن
شایدم زیرآبی جای دیگه ای مشغول نوشتنی و ما بی خبر!؟
12 نوامبر ، 2008 در ساعت 09:23
سلام
تقديم به پيچك سر به هوا:
دیرگاهیست دلم سخت مکدر شده است
حجم تنهایی من چند برابر شده است
دیرگاهیست که در خلوت خود می بینم
سایه ای پشت سرم دست بخنجرشده است
وسعت سینه من چند صباحیست که باز
خالی از همهمهء بال کبوتر شده است
فصل عریانم و بی روی تو در باغ خیال
حرمت سرخ گل عاطفه پرپر شده است
باورم کن که من وعادت وتنهایی واشک
دیر گاهیست که درشهر تو باورشده است
12 نوامبر ، 2008 در ساعت 10:50
سلام ،
الحمد لله !
به ميمنت بازگشت ” پيچك ” و با استعانت از حضرت مولانا :
مدتي اين مثنوي تاخير شد
مهلتي بايست تا خون شير شد
تا نزايد بخت تو فرزند نو
خون نگرددشير شيرين خوش شنو
چون ضياء الحق حسام الدين عنان
بازگردانيد ز اوج آسمان
چون به معراج حقايق رفته بود
بي بهارش غنچه ها نشكفته بود
چون زدريا سوي ساحل بازگشت
چنگ شعر “پيچك” اندر ساز گشت
بلبلي زين جا برفت و بازگشت
بهر صيد اين معاني باز گشت
ساعد شه مسكن اين باز باد
تا ابد بر خلق اين در باز باد……..
12 نوامبر ، 2008 در ساعت 11:36
چشمهای نو مبارک. دلمان برای “نو به نو بجوشیدهایتان” تنگ شده بود.
12 نوامبر ، 2008 در ساعت 13:13
سلام
چه دیزاین قشنگی!
12 نوامبر ، 2008 در ساعت 16:19
::به سیمرغ::
سلام بر شما
راس ش ما سوات موات درست حسابی ای نداریم؛ دو زاری مربوطه مون نیفتاد؛ به هر حال ممنون از تقدیم تون؛ عزت مزیدتون الهی
::به چند لحظه….::

سلام آقا سعیـد
ممنون از محبت تون
عجب شعری یه هاااا
با این که پیش تر خونده بودم اما این بار که خوندم نمی دونم چرا این قدر مزه داد
::به مریم::
خیلی مرسی!
جالب این جاس الان که مرور می کنم می بینم بقیۀ آشناهای وبلاگی هم چندان پر کار نبوده ن؛ خدا بزنه پس ِ کله هاشون تا قوت بازو بگیرنو زود به زود آپ کنن الهی!
::به محمدعلی::
حکمن دیزانرش خوش مایه و خلاقه که دیزاین هاش این قدر هلو از آب در می آن
::به آب و آتش::


علیکم السلام
از شما چه پنهون آقای دژاکام،خیلی سعی کردیم به بهونۀ میلاد آپ بشه ولی به هر حال نشد؛ خدا قبول کنه الهی!
دربارۀ خوش خطی هم چی بگم والا؛ چشاتون خوش خط ببینـه الهی
12 نوامبر ، 2008 در ساعت 16:20
سلااااااام

ذوق زده مون كرديد.
حتما كه تصادفي نبوده به روز كردن و تغيير قالبتون با ميلاد امام مهربان “ع” ؟!
خيلي خوشحال شدم .
اميدوارم حالا كه چشمتونم عمل كرديد ، خوش خط تر بنويسيد از اين پس ( لطفا علامت صفت تفضيلي “تر” در اين عبارت ديده شود. ).
خوب ، يك كار به كارهاي روزانه ما اضافه شد.
سر فراز و سبز باشيد.
14 نوامبر ، 2008 در ساعت 15:06
خوش به حال شما كه همچين ديزاينرهايي دارين

دوستاي ما كه مي خوان پول دكتر چشمشونو از من بگيرن !
دستش زير سر ما !
14 نوامبر ، 2008 در ساعت 16:53
خانه نو مبارک. چشمانت هم سالم و سلامت باشد. خیلی وقت است که بی خبریم رفیق
16 نوامبر ، 2008 در ساعت 09:36
google reader خبرمون نكرد اما يه سر بازش كرديم و يه كم اومديم پايين ديديم يه پست هست كه قبلاً نخونديمش (اين پست قبل از نصب تابلو بود!)، آمديم اينجا و ديديم كه بــعــــله، به سلامتـــي آپ شده است! (21ام آمده بودم؛ اما گويا كمي زود رسيده بودم!
)
به هرحال؛ رسيدن به خيـــــــر!
16 نوامبر ، 2008 در ساعت 14:12
سلاااااااااااااام
خیلی آفرین که آپ کردین.
دل یه نشانه رو در راه خدا البته!! شاد کردین.
16 نوامبر ، 2008 در ساعت 14:13
راستی این قالبتونم خیلی خشگله.فقط جای اون پروانه هه خالی!
اون کلیک نظراتتون هم باکلاس میباشد.
16 نوامبر ، 2008 در ساعت 15:25
به قول اجنبی ها welcome back کجا بودید قربان..
اینجا هم خیلی باکلاس شده است و از این حرف ها و آدم روحش تازه می شود…
16 نوامبر ، 2008 در ساعت 20:09
سلام
فعلا فقط همين !
17 نوامبر ، 2008 در ساعت 10:06
::به سمیه::

خوش اومدین خانم توحیدلو
ممنون از احوال پرسی و لطف تون
ان شالله خبرمون زین پس بیش تر می رسه
الهی!
::به نگارنده::
متشکرم
لطف تون سرشار باشه الهی
::به نشانه::

ممنون م
خداوند روح تونو شاد کنه الهی
:: به نقطه سر خط::
به قول همان اجنبی ها
tnx a lot
خیلی مرسی!
::به نگاه::
علیک سلام
«فعلا فقط همین !» تان را هم عشق است
25 نوامبر ، 2008 در ساعت 13:43
سلام.
خوشحالم از برگشتن تان.
خیلی.
امیدوارم چشم های همیشه روشن داشته باشید.
28 نوامبر ، 2008 در ساعت 07:26
:: به گیومه ::
سلام
ممنون از دعای خیرتون
دست تون درد نکنه الهی