سلام

 

 

کامنت های عمومی پست پیشیـن پر از اظهار تعجب،گلایه،هم دردی،دل گرمی و گوشه کنایه های تشرآلود بود؛ هم چنین کامنت های خصوصی و ای میل ها و کسانی که از طریق مسنجـر ارتباط می گرفتند.

ممنون تانم مهربان آشناهای نادیده.

 

 

دوست می داشتم (و قرار هم بر این بود که) این وبلاگ پس از رمضان آپ شود؛ مشکلاتی مزید بر علت شد و نشد. مدتی بعد هم اسباب کشی کردیم. بعدش هم چشمان م را عمل (لازک) کردم. به هر حال قرار نبود این قدر طولانی شود غیبت مان،ولی شد.

 

 

برای رسیدن به این فرم قالب،به آقای محمدعلی طائبی (+) خیلی زحمت دادم؛ و ایشان هر بار با حوصله و متانت پذیرای حرف ها و نقطه نظرات م بودند. ممنون شانم.

 

 

 

 ***

هـوفّ! (این «هـوفّ» با تلفظ غلیظ نوشته شده! لطفاً هنگام خوندن ش حق مطلبو ادا کنین!) …جون م در اومد این قدر عصا قورت داده حرف زدم! …عجب کار سختی یه ها!

خب! …بگذریم! …حال شما خوبه؟ …خوش اومدین …کلیک رنجه فرمودین.

این پست،پیش غذاست؛ قدری حوصله بفرمایید،غذاها رو می آرن خدمت تون؛

…آهای گارسون!