از بدبختی های نسل من، یکی هم طرز فکر سلبی برخی زمام داران حکومته. متأسفانه در میان مردان حاکم کم نیستن قدرت مندانی که مشخصات فکری سلبی دارن. فرمایشات اخیر (+ و +) رییس شورای نگه بان (و امام جمعۀ موقت تهران) رو لابد ملاحظه کردین:

 

بدبختی این است که یکی از مشکلاتی که دانشگاه و دانشجو شدن خانم ها برای ما درست کرده، این است که وقتی کسی برای خواستگاری می رود شاید اولین سؤالی که مطرح می شود این است که چقدر درس خوانده است. واقعاً انسان بهتش می زند. یعنی درس چند درصد در سلامت زندگی و آرامش زندگی نقش دارد؟ آنچه نقش دارد اخلاق، دین، صبوری و سازگاری است. این مسائل درجه دوم است که مثلاً اگر احیاناً این خانم دکتر بود و آن آقا لیسانس، امکان ندارد آن خانم قبول کند. بدانید که روزگار خود را دارید سیاه می کنید و مملکت هم در اثر بالا رفتن سن ازدواج مشکلاتی پیدا می کند.

 

 

آقا پسرهای جامعۀ ما هر سال کم تر از سال پیش، تو کنکور شرکت می کنن: (کنکور٨٠: %۴٢ ، کنکور٨۶: %٣٧)؛ چون به وضوح می بینن برای تحصیل کرده های دانش گاهی ما، چه قدر از مشخصه های رفاه و آرامش (واسه تشکیل خانواده و زندگی) تأمینه. به جای مانع تراشی برای قبولی دخترها، به فکر رونق اوضاع تحصیل کرده ها باشید مشکل حل می شه (نمی شه؟).

 

من فکر می کنم اگه رییس شورای نگه بان، این واضحات رو می دید، چنین سخن نمی راند.