تو را می خواستم دیروز از دنیا – چه می گویم؟
تورا می خواهم از فردا و پس فردا – چه می گویم؟
شبی تاریک – شکل یک جزیره – دور تا دورش
تو صبح خلوت من بودی و… دریا – چه می گویم؟
تو ای شیطان تر از آهو – تو ای آهوتر از صحرا
تو ای شیطان بی همتا – خداوندا – چه می گویم؟
من از چشم تو ساده – مثل یک همکار- همسایه
تو از چشم من اما- کشف یک رویا– چه می گویم؟
من و این شعر… می بخشی – علاقه پیش می آید
که شد پیشامد من با تو – ما… ما… ما– چه می گویم؟
( بگو گوساله آخه وضع تو عاشق شدن داره ؟ )
در این وضعیت ناجور کشور –.ها..؟.– چه می گویم؟
تو را می خواستم دیروز از دنیا – حواسم نیست…
ببین… من دوستت… ول کن… دلم… حالا –چه می گویم؟
نگفتم – جرأت گفتن ندارم – در خیال من…
تو هستی تا ابد در گوشه ای… اما… – چه می گویم؟
…خداحافظ …فرار بیت آخر …چشمهای تو…
…بمانم دستگیرم می کند اینجا – …چه می گویم؟…





































11 دسامبر ، 2008 در ساعت 21:19
چون معمولاً خودم از خالی بودن بخش کامنت های پای یه پست خیلی بدم میاد پس:
کامنت!
همین!
13 دسامبر ، 2008 در ساعت 15:21
خدائیش شعرش دبش بود

14 دسامبر ، 2008 در ساعت 23:39
:: به حسین ::
کامنت شما رو حذف نکردمو توی آرشیوم نگه میدارم تا با دیدنش بیش از پیش قدردان کامنتهای خوب دوستانم باشم؛ اسمایلی ادب از که آموختی از بیادبان!
:: به مهدی ::
مکثها رو که خوب رعایت کنی ریتم قشنگش بیشتر به دل میشینه
بیچاره شاعر!