گاهی قطعهای موسیقی، دلبـری میکنـه…
چهل ثانیـۀ اولشو ملاحظه کنیـن… زندهباد این چهل ثانیـه…
جانانه… دلبـرانه…
بخشی از موسیقی متن سریال «در برابر باد»؛ [دانلود: ١٨/١ مگابایت]
گاهی قطعهای موسیقی، دلبـری میکنـه…
چهل ثانیـۀ اولشو ملاحظه کنیـن… زندهباد این چهل ثانیـه…
جانانه… دلبـرانه…
بخشی از موسیقی متن سریال «در برابر باد»؛ [دانلود: ١٨/١ مگابایت]
تجربهی سینما رفتن با دخترکم برای من تجربهی تازه و نویییه. پیشتر وسطهای هفته و توی خلوتی رفته بودیم سینما. اینبار که وارد لابیِ سینما شدیمو جمعیت رو دیدم، با خودم فکر کردم ضدحال میشه و با اینهمه خانواده و بچه، لابد نمیشه درست فیلم دید؛ اما تجربهی معرکهای بود.
در شرایطِ پمپاژِ یأس و نفرت، جنگِ بیامانِ خصم، و عملکردِ انتقادبرانگیزِ مدیرانِ کشور، من حالا با دخترکم در یه سالن سینما به فیلمدیدن نشستیمو هر چند دقیقه صدای خندهی معصومانهی قریب به صد کودک فضا رو پر میکنه.
در تاریکروشنِ سینما هر از گاهی به چهرهی دخترکم سیر نگاه میکنم که محوِ فیلمه و از سِحرِ سینما مسحور.
تجربهی فیلمدیدن با بچهها تجربهی ناب و روحبخشییه. اصن همنشینی و همبازی شدن با کودکان، نشاطآور و حیاتبخشه.
اخیراً با دوستی که هر دو سخت درگیرِ کاریم و با مدیریتهای بیعمل و بدعمل، چالشی مستمر و فرسودهکننده داریم، صحبت میکردم؛ که ای رفیق! بیشتر با بچهت وقت بگذرون و بذار فطرتِ زلالشون این سرخوردهگیهای ناشی از سر و کله زدن با بیشعوریِ مسؤولین رو بشوره ببره…





















23 دسامبر ، 2008 در ساعت 01:49
توی اکسپلورر و گوگلکروم مشکلی ندارهها… ولی…
23 دسامبر ، 2008 در ساعت 05:30
چه احساس مشترکی…همین اوایل ماه من از این آهنگ نوشته بودم..تازه به نظر من
با شعر و صدای جان انگلیش یک چیز دیگه است…
23 دسامبر ، 2008 در ساعت 07:22
:: به نقطه سر خط ::

صدا و ترانهای که بر روی این آهنگ خوانده هم قشنگ است؛ گرچـه این چهل ثانیـه، بیصدا و بیترانه، چیـز دیگری است
برای دوستان عرض میکنم، آن ترانهای که ایشون میگن رو میتونین از این لینک دانلود کنین:
http://avazsonati.com/PersianBB.com/six_ribbons-Jon_English.wma
من از طریق اینجا به اون فایلها دسترسی پیدا کردم:
http://www.persianbb.com/t4886.html
راستی پست شما رو هم یادمهها
:
http://www.varash29.blogfa.com/post-207.aspx
23 دسامبر ، 2008 در ساعت 09:32
سلام پیچک جان
بنده کاملا موافقم: گاهی وقتها یک تکه موسیقی یکروز تمام شارژت میکنه، عین دیشب من…. شاید همزمان مشغول دل دادن بوده باشیم
هنوز نشنیدهم، بعدش بازم میام نظرمو میگم
مرسی، شاد باشی
… و پر از موسیقی
23 دسامبر ، 2008 در ساعت 09:42
خب شنیدمش
تم خیلی زیبایی هست، آخرین بار یادمه تو دانشگاه یه نفر با فلوت اجراش کرد، اون شب خیلی به دلم نشست، الان باز یاد خاطرات افتادم. ممنون از انتخابت
البته اگه یادت باشه سریال به شدت غمناک بود و حالگیر، مخصوصا اگه اشتباه نکنم جمعه آخر شب پخش میشد و ما بچه مدرسه ای ها که غم مدرسه رفتن فرداش رو هم داشتیم، دیگه خیلی مغموم بودیم
23 دسامبر ، 2008 در ساعت 15:56
آهنگه قشنگیه.این فیلم آقای هادوی رو من چند روز پیش دیدم داشت شاخهام در میومد .یعنی ببین چقدر پشتش گرمه که هر کاری بخواد میکنه و زور هیچکس هم بهش نمیرسه…مطلبش رو لینک میکنم.
23 دسامبر ، 2008 در ساعت 18:19
:: به مانی ::
…بابا هنـرمند! …اینکاره! …کار درست!
راسش من زیاد تو نخ سریالش نبودم؛ یعنی پیگیر نبودم. اما واسه خیلیـا نوستالژییـه اون سریال.
:: به گلصنم ::
من چهل ثانیۀ اولشو خیلی حال میکنم؛ اما نخواستم فقط همون یه تیکه رو در اختیار بذارم. به نظرم رسید اون قطعه رو کامل در اختیار بذارم بهتره. هرچند ما دلبستۀ اون چهل ثانیه هستیم همچنان
دربارۀ اون فیلم هم امیدوارم حالا که قدری سر و صدا بهپـا شده و گندش در اومده و افکار عمومی، بهخصوص دانشجوها حساس شدهن، داد ِ مظلومو از ظالم بسِتانند.
بابت لینک ممنـون