آیـۀ یأس، «بسم الله» ندارد؛ و تو که یکبنـد آیـۀ یأس بلغور میکنی میانهای با نـور نداری.
خودمونی بگم؟
اینقدر آیـۀ یأس دود نکن؛ واسه قلبت ضرر داره! اصـن خودت به جهنم، ما رو هم خفه کردی یارو!
آیـۀ یأس، «بسم الله» ندارد؛ و تو که یکبنـد آیـۀ یأس بلغور میکنی میانهای با نـور نداری.
خودمونی بگم؟
اینقدر آیـۀ یأس دود نکن؛ واسه قلبت ضرر داره! اصـن خودت به جهنم، ما رو هم خفه کردی یارو!
تجربهی سینما رفتن با دخترکم برای من تجربهی تازه و نویییه. پیشتر وسطهای هفته و توی خلوتی رفته بودیم سینما. اینبار که وارد لابیِ سینما شدیمو جمعیت رو دیدم، با خودم فکر کردم ضدحال میشه و با اینهمه خانواده و بچه، لابد نمیشه درست فیلم دید؛ اما تجربهی معرکهای بود.
در شرایطِ پمپاژِ یأس و نفرت، جنگِ بیامانِ خصم، و عملکردِ انتقادبرانگیزِ مدیرانِ کشور، من حالا با دخترکم در یه سالن سینما به فیلمدیدن نشستیمو هر چند دقیقه صدای خندهی معصومانهی قریب به صد کودک فضا رو پر میکنه.
در تاریکروشنِ سینما هر از گاهی به چهرهی دخترکم سیر نگاه میکنم که محوِ فیلمه و از سِحرِ سینما مسحور.
تجربهی فیلمدیدن با بچهها تجربهی ناب و روحبخشییه. اصن همنشینی و همبازی شدن با کودکان، نشاطآور و حیاتبخشه.
اخیراً با دوستی که هر دو سخت درگیرِ کاریم و با مدیریتهای بیعمل و بدعمل، چالشی مستمر و فرسودهکننده داریم، صحبت میکردم؛ که ای رفیق! بیشتر با بچهت وقت بگذرون و بذار فطرتِ زلالشون این سرخوردهگیهای ناشی از سر و کله زدن با بیشعوریِ مسؤولین رو بشوره ببره…





















23 دسامبر ، 2008 در ساعت 19:20
دعوت شما اجابت شد ببخشید که کمی دیر شد…
23 دسامبر ، 2008 در ساعت 22:28
«آیه ی یأس بسم الله ندارد»

خیلی جالب بود
24 دسامبر ، 2008 در ساعت 00:26
آهاااااااااان
فهمیدم چرا خیلی جاها نفسم بند میاد
24 دسامبر ، 2008 در ساعت 11:38
24 دسامبر ، 2008 در ساعت 12:48
سلام
تازه شما را کشف کردیم .خوب مینویسید.دلچسب است .
24 دسامبر ، 2008 در ساعت 16:36
این هم “عجب…” داشت…
حرف بجایی بود.
24 دسامبر ، 2008 در ساعت 19:08
:: به نقطه سر خط ::
لینک مطلبتونو وارد کردم. تشکر
:: به مانی ::

:: به گلصنم ::

:: به عبور ::


شما خودتان هم یه پا کشفیـد
متوجه شدم آشناهای مشترکی داریم. خوش وقت م
:: به پاپایا ::
…خب دیگه! …چیزی که عوض داره، گله نداره!
این کامنت به اون کامنت، در!