فرنی و زویی / جی. دی. سلینجر / امید نیک‌فرجام / انتشارات نیلا / چاپ سوم / ١٣٨۵ / ١۶٠ صفحه / ١۵٠٠ تومان

 

 

 

 

 

این رمان از جمله کتاب‌هایی بود که از نمایش‌گاه کتاب امسال (بهار ٨٧) تهیه کرده‌بودم. شروع کردم به خوندن. مقداری که پیش رفتم به نظرم آشنا اومد. کنج‌کاو بودم سر در بیارم چرا این نوشته برام آشناست؛ اما این‌قدر به توصیف جزئیات پرداخته‌بود که کلافه‌م می‌کرد. فصل «فرنی» که تموم شد یادم اومد این آشنایی از کجا سرچشمه می‌گیره؛ پری.

 

«پری» نسخۀ ایرانیـزه شدۀ «فرنی و زویی»یه. مو نمی‌زنه این شباهت. البته من «پری» رو دوست دارم؛ جزو فیلم‌های مورد علاقه‌م محسوب می‌شه؛ اما یه نموره شاکی شدم  چرا کارگردان و تهیه‌کننده توی تیتراژ فیلم اسمی از این رمان نیاوردن.

 

…بگذریم!

 

به‌هرحال باید اعتراف کنم «فرنی و زویی» رو با یاد و خاطرۀ سکانس‌های «پری» مطالعه کردم. شاید اگه «پری» رو ندیده بودم، این رمان رو هم نیمه‌کاره رها می‌کردم. البته هشتاد صفحۀ آخرش برام دل‌پذیر بود. از توصیف‌هایی که استفاده کرده‌بود لذت می‌بردم. از جر و بحث‌ها و کل‌کل کردن‌های زویی و مادرش، و زویی و فرنی خوش‌م می‌اومد. گرچه هیچ نتونستم با لحن بی‌ادبانۀ زویی خطاب به مادرش کنار بیام.

از کله‌شقی زویی و سر و کله زدن‌هاش با فرنی لذت می ‌بردم. حرفای قلمبه سلمبه‌شم جلب نظر می‌کرد. به نظرم هرقدر کش و قوس دادن جزئیات اول ِ رمان، بی‌خود و کلافه کننده بود، توصیف جزئیات بگو مگوهای آخر  ِ رمان هنرمندانه و بکر بود.

 

ترجمه هم به نظرم خوب و رَوون بود. اما به‌هرحال، من این رمان رو با حال و هوای «پری» سپری کردم.