نواختنی آرامو ملایم؛ انگار هیچ عجله‌ای واسه مسحور کردن‌ت نداشه باشه. خیلی خون‌سرد و با طمأنینه کلیدهای پیانو رو یکی پس از دیگری فشار می‌ده. و تو کم‎‌کم داری فکر می‌کنی با یک موسیقی معمولی طرفی؛ ثانیه‌شمار، به ۵٠ نزدیک می‌شه که با ضرب‌آهنگ تندش غافل‌گیرت می‌کنه. سعی می‌کنی تمرکز کنی. اما از دست‌ت در رفت؛ چون پیانیست فرود اومده. ولی تو کنج‌کاوی یه بار دیگه اون ریتم تند رو بشنوی. و باز پیانیست، پنجه‌های سحرآمیزشو به‌کار می‌گیره و باز اون ریتم تند…

 

به نظر من سری ِ دوم‌شو قشنگ‌تر از سری اول پیاده کرده. اولین بار که شنیدمش با خودم گفتم این چی‌یه دیگه! (یه چیزی تو مایه‌های: عجب چیز بی‌خودی‌یه!) اما وسوسه شدمو یه بار دیگه تکرارش کردم؛ دوباره، سه‌باره و…  انگار تازه برام جالب می‌شد شنیدن‌ش….

و حالا  گه‌گاه  دل‌م برای شنیدن‌ش تنگ می‌شه…

 

 

قطعه‌ای از موسیقی متن فیلم «امیلی» [دانلود: ٨۵٩ کیلوبایت؛ + یا +]