به مسخره می‌گه: «دست‌شویی‌هامون پرکارترین قسمت ادارات‌مونه؛ همیشۀ خدا یکی اون تو هست که…» …و بقیه، فرمایشات‌شو تأیید می‌کننو می‌خندن.

 

اگه در گیر و دار سازمان‌ها و کارهای اداری، بالا و پایین رفته باشید و ساعت‌ها از نزدیک، بی‌چارۀ کاغذبازی‌های اداری، اون وقته که تأیید می‌کنید حرف‌های ابتدای این پست، گزاره‌های صحیحی هستن که می‌شه به‌ش خندید. اما به این می‌گن «تخریب».

 

نوعی از تخریب شامل حرف‌ها و عباراتی‌یه که دروغ نیستن؛ عبارت‌هایی هستن درست -یا لااقل قریب به صحت- اما به شدت مخرب. از این نمونه‌ها خیلی می‌شه مثال آورد. لابد شما هم نمونه‌هایی رو سراغ دارید. نمونه‌هایی از حرف‌های منظوردار و پرکنایه که هیچ استنباط ِ معقولی از توش نمی‌شه کشید بیرون. به دو نمونه از وبلاگستان فارسی توجه کنید: «+ و +». گزاره‌های صحیحی استفاده شده؛ اما مبنای چه استدلالی می‌تونن باشن این حرف‌ها؟!

 

من دو پست از نویسنده‌های باجنبه و مورد اقبال وبلاگستان رو نمونه آوردم که می‌دونم نویسنده‌های انتقادپذیری به حساب می‌آن؛ وگرنه نمونه‌های متعددی از نویسنده‌های سطحی و بی‌ظرفیت وبلاگستان رو سراغ دارم که می‌شد تو این پست مطرح‌شون کرد.

 

درسته که از تحصیل‌کرده‌های وبلاگستان که اهل اندیشیدن و نقادی هستن، انتظار می‌ره این‌قدر به منطق آراسته باشه نوشته‌هاشون که دست به دامان «تخریب» نشن؛ اما ما چه می‌کنیم؟! مایی که کامنت می‌نویسیمو  لایک می‌زنیم؛ مایی که تشویق می‌کنیم تخریب کردنو.