به مسخره میگه: «دستشوییهامون پرکارترین قسمت اداراتمونه؛ همیشۀ خدا یکی اون تو هست که…» …و بقیه، فرمایشاتشو تأیید میکننو میخندن.
اگه در گیر و دار سازمانها و کارهای اداری، بالا و پایین رفته باشید و ساعتها از نزدیک، بیچارۀ کاغذبازیهای اداری، اون وقته که تأیید میکنید حرفهای ابتدای این پست، گزارههای صحیحی هستن که میشه بهش خندید. اما به این میگن «تخریب».
نوعی از تخریب شامل حرفها و عباراتییه که دروغ نیستن؛ عبارتهایی هستن درست -یا لااقل قریب به صحت- اما به شدت مخرب. از این نمونهها خیلی میشه مثال آورد. لابد شما هم نمونههایی رو سراغ دارید. نمونههایی از حرفهای منظوردار و پرکنایه که هیچ استنباط ِ معقولی از توش نمیشه کشید بیرون. به دو نمونه از وبلاگستان فارسی توجه کنید: «+ و +». گزارههای صحیحی استفاده شده؛ اما مبنای چه استدلالی میتونن باشن این حرفها؟!
من دو پست از نویسندههای باجنبه و مورد اقبال وبلاگستان رو نمونه آوردم که میدونم نویسندههای انتقادپذیری به حساب میآن؛ وگرنه نمونههای متعددی از نویسندههای سطحی و بیظرفیت وبلاگستان رو سراغ دارم که میشد تو این پست مطرحشون کرد.
درسته که از تحصیلکردههای وبلاگستان که اهل اندیشیدن و نقادی هستن، انتظار میره اینقدر به منطق آراسته باشه نوشتههاشون که دست به دامان «تخریب» نشن؛ اما ما چه میکنیم؟! مایی که کامنت مینویسیمو لایک میزنیم؛ مایی که تشویق میکنیم تخریب کردنو.





































6 مارس ، 2009 در ساعت 19:22
اولی را که اگر به کامنتهایش نگاه کنید متوجه میشوید که توسط کارشناسان گرافیک و … فتوشاپی بودن عکس ثابت شد و این از نظر متن پستتان با مضمون حرفهای صحیح اما… مناسب نمیباشد زیرا این عکس صحیح نیست و فتوشاپی هست.
دومی را هم که اگر کمی آشنایی داشته باشید متوجه میشوید که از طرفداران متعصب احمدینژاد هست! گاهی آمادگی مخالفت حتی با نظام را در سیاستهای انتخاباتی خواهند داشت.
در مورد پستتان هم این حرفها دیگر کهنه شده، اکثرا هم قبول دارند اما کسی درصدد حل مشکل نیست، گاهی میتوان گفت از ماست که بر ماست.
6 مارس ، 2009 در ساعت 19:50
:: به سلام ::
ای بابا!
ای کارشناس ِ فن!
شما گویا تا حالا هیچ کدوم از تصاویر مربوط به سفرهای مدیران مملکتی به استانها رو ندیدین تا حالا؛ اولن اون عکس، فتوشاپی نیست؛ این هم مرجعش تو سایت فارسنیـوز:
http://www.farsnews.com/plarg.php?nn=M434657.jpg
در ثانی؛ در تمام عکسهای مربوط به سفرهای استانی و بازدیدهای اینچنینی نمونههای متعددی وجود داره که به اون پست ِ آقای کمانگیر میخوره؛ اینو ملاحظه کنین:
http://kashkool.persianblog.ir/post/424
لطفن سر ِ مبارک از برف، به در آورید.
پس همونطور که توی پست اشاره کردم حرفها و گزارهها صحیح بوده؛ اما استنباط قابل تأملی نمیشه دریافت کرد از چنین حرفها و گزارههایی.
اما دربارۀ آهستان، حرفاتونو قبول ندارم؛ این دو نویسندۀ وبلاگستان جزو فعالترین و پویاترین نویسندههای مؤلف، در وبلاگستان فارسی به حساب میآن. پستهای مفید و کاربردی و قویای دارن و نمیشه بیاعتنا از کنار استدلالهاشون گذشت. اما به هر حال، خالی از اشکال نیستن.
دربارۀ این که این حرفا کهنه شده، متوجه نمیشم منظورتون چییه؛ یعنی حرفای کهنه رو نباید زد، حتا اگه درست و منطقی باشه؟! چون کهنهن؟! خیلی چیزای کهنه تو عالم داریم که قیمتی هستن و هرچی کهنهتر میشن، قیمتیتر.
در پایان عرض کنم این پست در صدد طرح مسأله بوده؛ متولی ِ حل ِ چیزی هم نیست. بیاسمو آدرس کامنت گذاشتنو عیبجویی کردنم ازون کاراست والا!
6 مارس ، 2009 در ساعت 20:14
سلام. عرض شود كه ما كلهم عاشق اين وبلاگيم. نگرش تازه ايه به وبلاگ نويسي شخصي….ديگر اينكه ما اگر بخواهيم يه سفارش قالب به طراح قالب وبلاگ بديم كيو بايد ببينيم؟!
7 مارس ، 2009 در ساعت 11:43
تلخند است شاید.
شاید هم گریه به حال فقر فرهنگی، آن هم در میان دست به قلمان…
8 مارس ، 2009 در ساعت 00:09
:: به فرهاد ::


سلام آقای صفریان
کامنتدونی ما رو منور فرمودین. ما که دلبستۀ قریحه و ذوق شاعرانۀ شماییم. ممنونم از لطفتون.
دربارۀ قالب هم سمت راست بلاگم اون پایین، لوگوی طراح قالب موجوده و میتونین از اون طریق باهاشون ارتباط بگیرین.
وبلاگ آقای طائبی هم اینه: http://pat.riot.ir
انشالله سایتتونو ببینیم.

:: به نشانه ::
راه گم کردین… چه عجب ازین طرفا
پارسال دوست! امسال آشنا!؟
بله، تأملبرانگیـزه… همیشه باید سعی کرد که بهتـر شد… از طریق فرندفید متوجه شدم آقایون این پست رو دیدن؛ امیدوارم بهشون برنخورده باشه…
ما که خیرخواه بودیم…
بماند!
8 مارس ، 2009 در ساعت 08:20
می دونین حرفتون رو از چه بابت قبول دارم؟از این بابت که خسته شدم از این همه سیاسی کاری وپست های انتقاد آمیز از چیزایی که می دونیم و نوشتنشون راه کار ارائه نمیده بلکه فقط دستاویزی میشه واسه دشمنان نظام.
موفق باشید وسر به هوا بمانید.
8 مارس ، 2009 در ساعت 11:44
وای نگید تو رو خدا
کامپیوتر و اینترنت ما دیزلی تشریف دارد
کشش اینجا را ندارد.
همین.
9 مارس ، 2009 در ساعت 00:12
:: به پریزاد ::

ممنونم از دعاتون
:: به نشانه ::

ای باباااااااااا
9 مارس ، 2009 در ساعت 23:11
لینک ها را نرفتم ببینم، به اندازه کافی از این نوع تخریب ها که نقل کردی خوانده و شنیده ام.
در مجموع خواستم بگویم بسیار موافقم!
فارسی ترش میشه، دمت گرم!
موفق باشید
سلام
10 مارس ، 2009 در ساعت 01:35
واه واه چقدر فلسفیش کردی
اولا که کارشناس فن نمیخواد اگه یه سی دی آموزشی فتوشاپ بخری یاد بگیری متوجه میشی که کدوم یکی از عکسا فتوشاپی هستند، در ضمن تو همون وبلاگ کمانگیر هم خود نویسنده بعد از ارسال با توضیحات بازدیدکنندگان متوجه فتوشاپی بودن عکس شد که دیگه بحث رو ادامه نداد، به هر حال بحث زیاد مهمی نیست وگرنه اگه نیاز باشه اثباتش هم کار سختی نیست.
و البته به دور از فتوشاپی بودن اگه بخوایم تحلیل کنیم، مغز نویسنئه اون مطلب بیشتر فتوشاپیه! واقعا خنده داره که اون همه جمعیت رو نمیبینه و اون تیکه جلو رو زردرنگ کرده!! ارزش بحث رو نداره.
در مورد وبلاگ آهستان هم که چرا دارین جنجالی برخورد میکنین!! مگه بنده گفتم وبلاگ فعالی نیستن؟ مگه گفتم بیخیال نوشتههاشون بشین! یعنی چی این حرفایی که میزنین یعنی چی! اگه قراره دو خط بنویسیم، 5 خط بیایم توضیح بدیم که دیگه نشد! وبلاگ آهستان وبلاگ بدی نیست! منظور بنده چیز دیگه ای بود، اینکه تمام وبلاگ نویسان به اصطلاح توی بازار، متوجه طرفداری متعصبانه وبلاگ آهستان از دکتر احمدینژاد شده اند، این را میتوانید با خواندن پست های جریانات کردان و محصولی و …. متوجه بشین! کاملا یک طرفه به تحلیل میرن، جوری که از حرف شروع پستشان مشخص میشود که طرف که را گرفته اند! وبلاگ نویس سیاسی باید تمام ارکان را حفظ کند! نمیشود که یک رییس جمهور خوب مطلق باشد! اما ایشان تمام پست هایشان مبنی بر خوب بودن دکتر احمدی نژاد است و وقتی هم سوتیهای شدیدی جلوه میدهد، شدیدا جبهه گرفته و حمایت میکنند! البته ناگفته نماند بنده خود از طرفداران رییس جمهور هستم، اعتراضم به ریس جمهور نیست بلکه به تحلیل برخی متعصان است.
و اکنون هم که دیگر خوبیها تمام شده شروع کردهاند به تخریب کاندیداهای ریاست جمهوری! امروز خاتمی فردا میرموسوی، پس فردا کروبی ….، این بازی ها سیاسی کاران حفظ شده اند.
10 مارس ، 2009 در ساعت 01:36
و در مورد بحث آخر و اظهارات فیلسوفانه شما!! حالا خوبه بحث چیچی ئیسم هارو وسط نکشیدین! منظور بنده این بود که این حرفها دیگه کهنه شده که ای داد ای بیداد ….، البته شما راست میگین خیلی از چیزای کهنه هستن که ارزشی هستن ولی خیلی از چیزای کهنه هم هستن که میرن تو سطل آشغالی و اینو شما انتخاب نمیکنین! حالا بیخیال؛ منظور من این بود که تا خود ملت نخوان درست بشن، وضعیت همینه که هست، امروز یکی میاد تو وبلاش به یکی توهین میکنه، یه ساعت دیگه اون یکی اون یکی رو تخریب میکنه، یه نوسنده وبلاگ که تازه چیز مهمی هم نیست کلی مکر و حیله …! اون موقع انتظار داریم فلان وزیر کارشو به نحو احسن انجام بده!
یا علی
13 مارس ، 2009 در ساعت 16:06
:: به م.ه.م ::


ممنون
:: به سلام ::
به نظرم کامنت قبلیم خطاب به شما، به اندازۀ کافی گویا و روشن هست؛ کامنت جدیدتونو خوندم. توضیح ِ دیگهای رو نیاز نمیبینم که بخوام کامنت ِ دیگهای بذارم. چنانچه تمایل داشتین میتونین همون کامنت قبلیمو، این بار با حوصله و تأمل مطالعه بفرمایید.
2 دسامبر ، 2009 در ساعت 10:56
سلام و ممنون از لطف شما. سعي ميكنم حتما رعايت كنم. فقط درباره نظر يكي از دوستان كه به من ايراد گرفته اند كه خيلي در دفاع از احمدي نژاد تعصب دارم. فكر ميكنم ايشان خيلي وقته وبلاگم رو نمي خونند! چون من الان چند ماه است كه به خاطر نقد احمدي نژاد، دارم حرف مي خورم نه به خاطر دفاع از احمدينژاد! :) موفق باشيد