به یادتونم… تکتکتون… مطمئن باشید… اینقدر حافظۀ خوبی دارم که به یاد داشته باشمتون… کامنتهاتونو… لایکهاتونو… ای آشناهای نادیده… تکتکتونو یاد میکنم اهالی فرندفید… توییتریها… آشناهای وبلاگی… اصلاحطلب و اصولگرا هم نداره… استقلالیهاش که جای خود… پرسپولیسیهاشم تکتک از صمیم قلب دعا میکنمو خیرخواه همهتونم… اینقدر رندی حالیمه جوری دعا کنم که هیچ کدومتون از قلم نیفتین…
شما هم از دعای خیر بیبهرهم نذارین… وقتی میگید حوّل حالنا… وقتی زمزمه میکنید حال ما را دریاب… یادی هم از ما بکنید… این پیچک سر به هوا… اگه شما نمیشناسین… اونی که باید اجابت کنه که میشناسه…
زائرم…





































17 مارس ، 2009 در ساعت 12:00
چیز غریبی نیس اگه موقعیتی برام پیش اومد که حالا حالاها آپ نشد اینجا؛ گفته باشم!
هنوز هیچی معلوم نیس… والا خودمم نمیدونم چی رقم میخوره برام… رها کنم!
17 مارس ، 2009 در ساعت 13:16
رها کن :)
خوشت باشد.
17 مارس ، 2009 در ساعت 17:48
اين پستتون چه دلي لرزوند و اشكي در آورد!
يا هر چيز ديگهاي كه نميدونيم و لازم به حلال شدن است!
چراش رو نميدونم؟!
شايد واسه اون “حول حالنا” كه گفتنش هم حالم رو تغيير ميده،
شايدم به خاطر اين “رندي”اي كه ازش ياد كردين،
شايدم چون ياد سه روز از رجب امسال و شب هاي قدر بي قدر و با دعا براي دوستان، افتادم. دوستاني كه حتي اسمي از من نميبرن، دوستاني كه فقط خونده شدن و عمراً حتي اين منِ مجازي رو هم ميشناختن، دوستاني كه…
نميدونم چي بود سّر اين حال.
به قول رفيقي، چه حسيست اين پستهاي آخر سالي!
به هرحال آروم زمزمه ميكنم:
“حول حالنا الي احسن الحال”
.
حقيقت اومده بودم چيز ديگهاي بگم (شايد يه انتقاد كوچيك)، باشد گروي ما كه برگرديد.
حلال بفرماييد پرگوييهاي ما رو
.
عيدتان مبارك…سبزي و طراوت بهار و بركت در زندگيتان جاري باد!
انشاءالله كه خوب و خير رقم خورد!
سفرتان هم به سلامت و حق يار و نگهدارتان.
18 مارس ، 2009 در ساعت 00:26
زائر؟! سفر بخیر
برسانید سلام مارا ….
هر چه که پیش خواهد آمد آرزوی ما بهترینهاست
قولی! خوب فکر کنید!! زود برگردید
منتظر می مانیم
18 مارس ، 2009 در ساعت 10:22
سلام.. نمی دونم منو یادتونه یا نه. وبلاگ نیستان ….
التماس دعا… امیدوارم منم تو لیست باشم…
ما هم دعا گوی همه دوستان دیده و ندیده خواهیم بود انشالله ….
انشالله که این سال برای هممون احسن الحال رو در پی داشته باشه
18 مارس ، 2009 در ساعت 14:18
سلام نمیدونم چرا ولی ندیده خیلی باهات حال میکنم…
دعام کن
19 مارس ، 2009 در ساعت 11:51
20 مارس ، 2009 در ساعت 11:04
عیدت مبارک
22 مارس ، 2009 در ساعت 11:37
قبول باشد انشاءالله.
روزی ِ دوباره…
22 مارس ، 2009 در ساعت 21:07
مطمئن نیستم تو لیست دعا کردن هاتون باشم
سال نو مبارک
24 مارس ، 2009 در ساعت 15:19
سلام سال نو مبارک زیارت قبول
چه خوب که استقلالی ها رو بیشتر دعا می کنید!
اگه دوست داشتید یه غزل دیگه از من بخونید منت بذا رید
26 مارس ، 2009 در ساعت 10:59
گرچه ما امسال را با زیارت شروع نکردیم
ولی خوش حالم که شما زائر شدید
نماینده تمام و کمال بی تابی های سی صد و شست و پنج روز رفته!زیارت بهار قبول
26 مارس ، 2009 در ساعت 12:27
تو کیستی؟ شریک غم اهل عالمی
در خاک توس کعبهی اولاد آدمی
آن رازها که از همه پوشیده داشتم
تنها در این حرم به تو گفتم، تو محرمی…
30 مارس ، 2009 در ساعت 21:51
:: به علی ا ::
راسش اگه آدرس بلاگتو نذاشته بودی و ناشناس همچیـن کامنتی میذاشتی، بهم برمیخورد؛ گفته باشم!
خوشمان نیست؛ اما گمانم بر صبرم قدری افزوده… الحمدلله.
:: به نجوا ::
ممنون از لطفتون
ما به گوشیم برای اون انتقادتون.
:: به خیس باران ::

دعاگو بوده و هستیم. ممنون
:: به محبوبه ::

البته که یادم هست. خردک حافظهای مونده برامون هنوز
دعاگو بوده و هستیم.
عجب حکایتیست دعاگویی در حق آشناهای نادیده. گمونم خدا حال میکنه همچیـن معرفتی رو تو بروبچههای وبلاگی میبینه
:: به بنده ی خدا ::
عجب!
اصن کلن جالب شد این پست؛ کامنتها و ایمیلهایی رو برانگیخت که بعضیشونو اصن نمیشناختم با این که همهشون میگفتن مدت مدیدییه مشتری هستن اینجا.
دعاگوییم

و سخت محتاج دعا
30 مارس ، 2009 در ساعت 22:07
:: به بد شانس ::
ای بابا
چی شده؟!
این آدرسی که گذاشتین برام باز نشد.
امسال بر شما هم عید باشد الهی

بر شما هم مبارک باشد الهی
:: به کنز ::

بسی ممنون
قسمت همهمون کنه هماره.
خدا توفیقتون بده الهی
:: به روای ::
مطمئن باشید بودید
هم دعاگو بودهایم، هم نائبالزیاره.
بر شما هم امسال مبارک باشه الهی
:: به محبوبه ::
ای بابا!
من شوخی کردمو پای استقلالو پرسپولیسو کشیدم وسط ِ پست؛ وگرنه اینقدرها هم آتیشمون تند نیست خانوم
نو به نو بجوشید الهی
:: به عطش شکن ::

دلتون زائـر باشه هماره الهی
دکان ِ عطششکنتان به راه باشد الهی
دعاگوییم

:: به محمد آرمند ::

بهبه جناب عکس
منوّر فرمودید…
فایل صوتیشم از بلاگتون دانلود کردمو گوش دادم… دلنشین
خداوند بر لنـزهایتان بیفزاید الهی

31 مارس ، 2009 در ساعت 16:07
پیچک جان لینک زیاده که یکیش اینه. اغلب لینک ها به مقاله آقای جعفریان اشاره میکنند ولی من جز این مقاله هم جای دیگه دیده بودم که متاسفانه الان پیدا نمی کنم.
http://www.zemzeme2.blogfa.com/post-25.aspx
البته من مراکشی یادمه ولی انگار تونسیه.
1 آوریل ، 2009 در ساعت 16:03
زیارت قبول زائر
زائران دست خدا همراهتان من همین اینجا عبادت می کنم
من همین اینجا در چشمانتان حضرت عشق را زیارت می کنم
طراحی وبلاگت خیلی جالب بود
ممنون می شم مطالب من رو هم که خیلی نیست بخونی و نظر،نظر بدی
3 آوریل ، 2009 در ساعت 12:19
اصل بر اینه که نقد و این چیزها رو تو جمع نگن، ما هم اون به اصطلاح نقد رو خصوصی مطرح کردیم.
خواستیم ببینیم که احیاناً ناراحت نشدین که؟
یا این جور که بهتون بر بخوره و بگین که صبر کردین بهش! هان؟
5 آوریل ، 2009 در ساعت 21:04
:: به سمیه ::
کلن دربارۀ نوشتههای تاریخی و تحقیقی آقای جعفریان با احتیاط برخورد میکنم؛ در اینباره نیز نمیشه نظر قطعیای داد. نه رد میکنم و نه تأیید.
این لینک هم هست:
http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?id=52596
به هر حال بابت مطرح کردن نظرتون ممنونم

:: به دلتنگ ::
تشکر
:: به نجوا ::
خیر ناراحت نشدم؛ از صراحتتون خوشحال هم شدم. فکر نمیکردم برای کسی اینقدر مهم باشه اون کامنت.
چند جملهای براتون خواهم نوشت؛ اما نه عمومی!
8 آوریل ، 2009 در ساعت 17:23
اول اونجا رو خونديم، بعد اينجا.
خوشحالم كه ناراحت نشدين و خوشحال تر و ممنون كه جوابيدين.
البته توجه دارين كه مطلب فقط يه كامنت ساده نبوده. پشت هر كامنت كسي نشسته، ايده اي، فكري، حسي و … كه البته تحت شرايط مختلف ممكنه تغيير كنه و اين حق آدماست!
بازم ممنون.
موفق باشين.