– با اون هیکل گاو، یه نخود عقل نداره!
– چییه سرتو مث گاو انداختی پایینو میری!؟
– اون جور مث گاوا نیگام نکن!
– عینهو گاو سرتو تو آخورت کردی خبر نداری…!
– مرتیکۀ گاو…!
و…
اینها فقط بخشی از مواردییه که متأسفانه از گاو تو روابط اجتماعیمون مایه گذاشته میشه. لذا بدین وسیله سال گاو رو مغتنم میشمرم و ضمن اعلام مراتب عذرخواهی، از هرچی گاوه حلالیت میطلبم. این مراتب، مواردی چون «اوهوی گوساله!» یا «تو چی میگی گوساله!؟» رو هم شامل میشه.
امیدوارم بابت چنین سوء استفادههای معنوی، هیچ وخ ازمون شاکی نشن و ما رو از استفادههای مادیشون محروم نفرمایند.
امضا: یکی که زمانی تصور میکرد بیشتر از گاو جماعت، حالیشه.
رونوشت به: گاوهای مقیم مرکز، به نمایندهگی از هرچی گاوه.





































6 آوریل ، 2009 در ساعت 02:00
و من آن ماتادور اسپانیاییم که جنون گاوی گرفته است…!
6 آوریل ، 2009 در ساعت 09:39
این برای درج نظر شما نوشته شده است!
6 آوریل ، 2009 در ساعت 13:08
سلام سال نو (همون گاو…) مبارک

برام نوشته بودید غزل دوست دارید اما قابل ندونستید قدم رنجه کنید و یه سر بزنید
مهم نیست سال گاوه دیگه…
تو زیارت معلومه برای استقلال زیاد دعا کردی برای استقلالیها چی ؟
موفق باشید
6 آوریل ، 2009 در ساعت 19:06
بايد نشت و نيگاه كرد كه امسال حجم گاز هاي گلخانه اي چقدر تغيير ميكنه؟
وگرنه فرهنگ گاوي ما كه تغييري نمي كنه!
7 آوریل ، 2009 در ساعت 00:55
:: به ش ض ::
که تو فنارسه(به قول مرحوم جلال آل احمد) هم ماتادور پیدا میشه!؟
عجب!
آدم ماتادور اسپانیایی باشه، دکتر هم باشه، چه شود! آخرالزمون شده ننه!
:: به ا.ا. ::
ای بابا!
کامنتتون باحال بود که! چرا خصوصی ارسالش کردین؟! بعدش چرا عمومی این ریختی کامنت گذاشتین؟!!
…در پاسخ باید عرض کنم خدا رو شکر که باز لااقل خودتون مچ خودتونو میگیرینو اصلاح میکنین اونچه رو که باید؛ بدبخت اونی که نداند و نداند که نداند / در جهل مرکب ابدالدهر بماند
ممنونم بابت کامنتتون که اشارات داشتو تنبیهات
:: به محبوبه ::


برای همه دعاگو بودیمو هستیمو خواهیم بود. دعاگوی شما هم بودیم.
در ضمن شما غزلهاتونو برای نظر امثال بنده نسرایید که اهمال و کامنت نگذاشتنمون شاکیتون کنه.
در ضمنتر! اعتراف میکنم برای استقلال دعا نکردم.
شما هم موفق باشین الهی
:: به تيرمن! ::
بهبه! چه کامنت محیط زیستگونۀ فیلسوفانهای
8 آوریل ، 2009 در ساعت 12:58
سلام ممنون از اینکه برای من هم دعا کردی به قول خودتون ای بابا من شوخی کردم پای استقلالو کشیدم وسط…
در ضمن من شعرامو برای شخص خاصی آپ نمیکنم شما گفته بودی غزل دوست داری گفتم خبر بدم وگر نه هرکی نظر بده منت گذاشته هر کسی هم که نه سرش سلامت
در ضمن تر خیلی ها تو این دنیا هستند که اسم و عنوانیو یدک میکشن که اصلا لیاقتشو ندارن
شاد باشید
8 آوریل ، 2009 در ساعت 13:24
:: به محبوبه ::
این کامنتتون توی پست بعدی بود؛ چون ربطی به اون پست نداشت و دربارۀ این پست و کامنتاشه، منتقلش کردم اینجا تا اگه کسی کامنت شما رو دید، براش سؤال نشه که من چه کردم که چنین کامنتی از شما جواب گرفتم؛ اینجا هم کامنت اول شما هست و هم پاسخ من به اون. حالا هم که کامنت گذاشتینو فرمودین: “خیلی ها تو این دنیا هستند که اسم و عنوانیو یدک میکشن که اصلا لیاقتشو ندارن”.
عجب!
شما همونی هستین که اینو کامنت گذاشتین دیگه:
“برام نوشته بودید غزل دوست دارید اما قابل ندونستید قدم رنجه کنید و یه سر بزنید
مهم نیست سال گاوه دیگه…”
؟!!!
برای کسی که نمیشناسیدش کامنت کنایهگونه و توهینآمیـز نذارید؛ یا اگه گذاشتین، جنبۀ شنیدن پاسخشم داشته باشین.
گرچه من تو کامنت قبلیم اشارهای به این توهینتون نکردم؛ ولی چون شما پیشو گرفتینو توی پست تازهم گلایهای کردین که مربوط به کامنتدونی ِ این پسته، بیان این توضیحاتو لازم دونستم.
وقت به خیر
8 آوریل ، 2009 در ساعت 17:53
خيام ميگه:
“گاویست در آسمان و نامش پروین
يك گاو دگر، نهفته در زیر زمین
چشم خردت باز کن از روی یقین
زیر و زبر دو گاو، مشتی “خر”بین
با اين توصيفات شما و اشارهي جناب خيام، بايد بگم كه؛


يا خرها تغيير هويت دادن؛
يا گاوها رو در جمع خود راه دادن؛
يا خطاي ديد زياد شده؛
يا…
ولي خدايي اين رو خوب اومده بودين و خوب جمع كرده بودين مصطلحات رو.
و اينكه، خدايي اين موجودات نجيب و سودمند اگه بخوان از ما شكايت كنن چه كنيم؟! كه مايي كه اسم خودمون رو گذاشتيم اشرف مخلوقات بعضاً خيلي پايينتر ازون حيواناتيم!
10 آوریل ، 2009 در ساعت 19:26
:: به نجوا ::
من اینـو از خیام نشنیده بودم. باحال بود. ممنون که نقلش کردین