
عمو «فیل-ترباف»، سلام!
حالت خوبه؟
عمو میدونم سرت خیلی شلوغه و گرفتاری. وقتی وب نامرئی از بروبچهها خواست برات نامه بنویسن، بهشون گفتم عمو خیلی کار داره نباید مزاحمش بشیم! همهش تقصیر این رویای چاهار ستاره شد که تهدیدم کرد اگه چیزی برات ننویسم، بهت میگه فیل-تر منو زودتر از مال خودش ببافی!
عمو من درکت میکنم!
یادمه چن سال پیش وقتی تو گفت و گوی خبری شبکه دو، عمو حیدری از اون عمویی که معاون وزیر بود دربارۀ مسدود کردن سایتها پرسید، اون عمو گفت: همۀ سایتها بازه. گفت: فقط سایتهای ٣ک٣٠ رو مسدود میکنن. گفت: تو دنیا ما از همه بازتریم!
همون موقعا بود که استادمون ازمون خواست دربارۀ یه پروژۀ علمی تو اینترنت تحقیق کنیم؛ اما ما هرچی تحقیق کردیم، «مشترک گرامی» شدیم. عمو! بعد فهمیدیم «مشترک گرامی» یه جور فحشه. بعدتر متوجه شدیم از این فحشا زیاده تو اینترنت. من که دیدم اینترنت این همه بدآموزی داره بیخیال ِ مقالۀ علمی شدم؛ اما دوستام چن تا نرمافزار بهم دادنو گفتن اگه از اون نرمافزارها استفاده کنم، کمتر فحش میخورم تو اینترنت. عمو! راست میگفتن!!
من درکت میکنم عمو! درکت میکنم وقتی میبینم سیماجون حتا به فیلمی که سینما چاهار پخش کرده رحم نمیکنه و واسه پخشش تو سینما یک، سر و تهشو میزنه.
اصن میدونی چییه عمو؟! وقتی عموهای دیگه (منظورم عموهای بزرگتره؛ اون عموهایی که خیلی عموتر از شمان!) با بیبیسی و رفیق رفقاش مصاحبه میکننو حرفایی میزنن که عمراً با رسانههای خودمون بزنن، یاد تو میافتم عمو. انگار بیبیسی محرمشونه و میفهمه عموهام چی میگن، اما ماها نامحرمیمو جیزه این اطلاعات و جزئیات رو باهامون مطرح کنن.
بگذریم عموجون!
خودت که خوب میدونی امسال باید الگوی مصرفتو اصلاح کنی! من خیرخواهانه پیشنهاد میکنم بیا و بزن کرکرۀ اینترنت مملکتو بکش پایین! باور کن اینجوری خیال خودمونو خودتونو خودشون، راحت میشه میره پی کارش!
عمو تو خیلی زحمت میکشی! دست درد نکنه! کسی قدر تو رو تو این مملکت نمیدونه عمو! الهی بری فرار مغزها بشی!
این بود نامه من، عمو!
اما میخوام به چن تا از دوستامم بگم اونا هم برات نامه بنویسن. تو که فقط عموی من نیستی؛ تو عموی همۀ مشترکهای گرامی هستی!
از دغدغههایم، عطششکن، راهنما، روحتکانی، سایبریـا، من از تو ناگزیرم!، کلبه دنج، رسم روزگار، واژگون، نجوای من و بقیۀ بروبچـز دعوت میکنم به عمو نامه بنویسن. هر کدوم از رفقا که تمایل داشتن، خبرم کنن تا لینکشونو اضافه کنم.
اجابت فرمودند:
واژگون: اگه فیل-تر چیز بدیه پس چرا کاربراتور ماشین فیل-تر داره؟
رسم روزگار: عمو فیل-ترباف تو هم با ما نبودی
نجوای من: عمو فیلــ ـترباف؛ فیلـ ـتر کی رو میبافی؟
من از تو ناگزیرم! : عمو فیل-ترباف گرامی! سلام!
سایبریـا: تند و کوتاه در مورد فیل-ترینگ





































10 آوریل ، 2009 در ساعت 19:14
سلام / من هم دیروز نامه ای نوشتم
11 آوریل ، 2009 در ساعت 13:03
از نامه نوشتن چه سود وقتی هر کس هر جور دلش بخواد حرفاتو تعبیر میکنه!!!
به خدا اینها نه توهین بود نه کنایه یه وخ سوتفاهم نشه!
شادباشید
11 آوریل ، 2009 در ساعت 14:54
اینجا رو هم بخونید بد نیست.http://www.slider.blogfa.com/post-212.aspx
11 آوریل ، 2009 در ساعت 15:17
سلام.
آمدم سال نو رو تبریک بگم و سال خوب و خوشی براتون آرزو کنم. نشنوم اخوی ما غم بشینه روی چهره اش.
11 آوریل ، 2009 در ساعت 17:09
نوشتم خوب
11 آوریل ، 2009 در ساعت 19:39
:: به مسعود ::

این نامه نوشتن از اون بازیهای خوب وبلاگییه که تا حالا راه افتاده. همهگیر شدنش مفیده.
:: به محبوبه ::
از نامه نوشتن، خیلی سود!
اتفاقن باید پرسید از بیاعتنا گذشتن چه سود؟! از دست روی دست گذاشتن چه سود؟!
…بگذریم
:: به گلصنم ::
رونوشت به عمو!
:: به سایه ::

سلام
ممنونم
لطف دارید
آدمی که غم نداشته باشه، بهرۀ کمی از آدمیت میبره؛ انشالله که غمها رو تو سینه نگه داریمو به چهره نیـاریمشون
:: به واژگون ::
بـهبـه!
12 آوریل ، 2009 در ساعت 23:31
هی ما صبر کردیم، هی ما صبر کردیم، هی ما صبر کردیم، هی هی هی!
بعد دیدیم هیشکی دعوتمون نکرد! بعد خودمون خودمون رو دعوت کردیم! چه بلا!
نامه خوبی بود. دغدغه هایت را درک می کنم.
13 آوریل ، 2009 در ساعت 00:13
يعني ما الان مشترك گرامي ایم؟!
ذوق کردم


راستی سلام مشترك گرامي
ما اصولاً از حركات وبلاگي لذت میبریم، حداقل کاری که میکنه باعث میشه به یه مطلب نگاه دقیق تر و چند جانبه تری بشه.
از دعوتتون ممنون، اگه فرصتی باشه و ذهنی یاری کنه حتماً اجابت امر خواهد شد.
یا حق!
16 آوریل ، 2009 در ساعت 10:51
اجابت شد!
16 آوریل ، 2009 در ساعت 11:15
عزیز جان
ممنون از دعوتتان
نامه شما را خواندم
لکن بنده زیاد اهل این بازی های وبلاگی نیستم، کما اینکه نامه نویسی ما هم زیاد خوب نیست
شاید جسته و گریخته چیزهایی لابلای پست هایم بنویسم.
موید باشید جانم
16 آوریل ، 2009 در ساعت 17:43
سلام
ممنون از دعوت تان
نامه که…
یک “شبه نامه” ای نوشتم!
18 آوریل ، 2009 در ساعت 00:47
از من برای نامه نوشتن دعوتی نشده وبا اینکه هنوز بر این باورم که نوشتن سودی نداردهین کوچلو را مینویسم
عمو جان من از شما کمال تشکر را دارم که این قدر به فکر ما هستی و نمی گذاری ما به چیز های جیز نزدیک شویم آخر ما که شعورمان نمی رسد که چه چیزی خوب است چه چیزی بد!!!!!!!!
19 آوریل ، 2009 در ساعت 01:12
:: به حسن میثمی ::

گاهی نباید منتظر ِ دعوت کسی بود.
:: به نجوا ::
تشکر
:: به کلبه دنج ::
هر طور که راحتید. غرض ِ ما لینکی بوده به بلاگ شما
وگرنه آنهایی که تمایل داشتند و پستی آپ کردند رو جداگانه لینک دادهم.
:: به یگانه ::
ممنون که اجابت فرمودین
:: به محبوبه ::

21 آوریل ، 2009 در ساعت 09:00
سلام! اجابت شد.