هرچند سر و ته سریال اشکها و لبخندها رو زدند طوری که صدای اعتراض کارگردانش بلنده، ولی اونایی که از اوضاع و احوال سیما خردک اطلاعی دارن تأیید میکنن شبکۀ یک کجا و سریالی اینچنینی کجا!؟
شبکۀ اول سیما که خودشو شبکۀ ملی صدا میزنه، بستهترین و کنترل شدهترین شبکۀ سیماست. حالا چه طور شده سریالی با چنین فرم و ادبیات و کاراکترهایی برای پخش نوروزی این شبکه تولید شده -که البته جلوی پخششم گرفتن اما بعدش به هر حال تصمیم گرفتن با جرح و تعدیلهایی پخشش کنن- بماند!

من از روابط و سیاستگذاریهای پشت پردۀ سیما بیاطلاعم، اما به نظر میرسه فروش قابل توجه اخراجیهای١ در چراغ سبز سیما برای تولید چنین سریالی بیتأثیر نبوده. حالا هم که فروش اخراجیهای٢ از مرز ۶میلیارد گذشته…
توجه و اقبال مردم به سریال اشکها و لبخندها هم چیز مخفیای نیست. به نظر میرسه استفاده از کاراکترهای لمپن و چنین ادبیاتی برای برنامهسازان سیما بعد از این راحتتره. حتا اگه حکم ضرغامی برای ۵سال دیگه تمدید نشه، باز قبحش شکسته شده و چیزی که زمانی برای سیمای جمهوری اسلامی جیز بوده، دیگه نیست.
به نظرم گذر زمان به آقایون کمک میکنه تا به اعتدال برسند؛ همیشه اولش جلوشو میگیرن؛ بعدش کمکم این چیزی که روزی خط قرمز محسوب میشده، مزمزه میشه؛ بعدترش اینقدر افراط میشه در استفاده ازش که از دماغ همهمون در میآد؛ بعدترترش از جوگیری به اعتدال میرسند قدری.

















Y! messenger











۴ اردیبهشت ، ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۵۷ ب.ظ
سلام کلن گذشتیم

اما به نظرتان بی انصافی نیست حسن فتحی و کار هایش را با ده نمکی واراجیفش مقایسه کنیم…این البه نظر شخصی است اما من فکر میکنم این فروش ۶ میلیاردی نشان دهنده ی سلیقه ی نازل مردم ما حتی در مورد شوخی و خنده است این که مردم فکر می کنند باید به زور وبا قلقلک دادن خودشان هم که شده بخندند …متاثر کننده است
و من هنوز در کامنت گذاشتن برای شما محذورم…خودمانیم بد جبهه میگیرید وآدم می ترسد چیزی بنویسد وباعث کدورت شود…ومن دراین مورد (رنجاندن دیگران )
حساسیت احمقانه ای دارم
شاد باشید
۶ اردیبهشت ، ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۲۵ ب.ظ
به نظرتون خط قرمز خیلی چیزا این سالهای اخیر شکسته نشده؟

حرف زدن از خیلی از چیزها امکان نداشت و الان..
واردات میوه ای که در برابرش واکنشهای زیادی بود و الان تو ظرف میوه ما فقط خیارش ایرانیه و بدترش اینکه پرتقالشم لو رفت که اسرائیلیه!
و ….!
الان خیلی چیزا دیگه تو اون کادرها نیستن، و البته بیشتر هم خواهند شد.
خیلی حرمت ها شکسته شده، این وسط بعضاً چیزهایی هم بوده که از اول حرام نبوده، خودشون کردن و بعد هم…
این تلویزیون هم که جای خود داره؛
یادم نمیره اون وقتایی که تو فیلمامون همه بدبخت و بیچاره بودنو سطح پایین جامعه بودن. دختربچههای حتی زیر پنج سال هم باید روسری میکردن و …. الانم بیا و ببین. خانههای آنچنانی، دخترهای بالای ۹ سال و بی حجاب که هیچ، خانوم ها هم اوضاع بهتری ندارن و ….
یه زمان میخواستن تو یه فیلم هرچی نکته اخلاقی هست بدن به خورد ملت و الان از یه سریال چندین و چند قسمتی شاید به زور بشه چهار تا نکته آموزندهی مثبت گرفت!
کلیش از قانونِ ادب از که آموختی، از بی ادبان، پیروی میکنه!
اینه اوضاع افراط و تفریط!
شاید حرف شما درست باشه در مورد تعادل، اما مشکل اینه که برای رسیدن به این اعتدال، زمان زیادی صرف میشه و از همه بدتر اینکه باید همه چیز رو تجربه کنن، گاهاً تجربه مجدد! تازه اینها بدون در نظر گرفتن پیشرفتهای دنیا تو عرصهی رسانهست!
به قولی؛ “ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی…این ره که تو میروی به ترکستان است”
واسه هماهنگی با عنوان این پست:
“ترسم نرسی به مقصد ای «سیما»جون…این ره که تو میروی به ترکستان است”
۷ اردیبهشت ، ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۳۳ ق.ظ
:: به محبوبه ::
تو مطلب این پست، فتحی و اثرش با دهنمکی و اثرش مقایسه نشده؛ بلکه خطاب ِ مطلب من به سیماجون -به خصوص شبکۀ ملیش- بوده. من تصور میکنم با این که پیشتر هم نقشهای جاهلی و لاتی داشتیم تو سریالها و فیلمهامون، ولی این بار خیلی فرق میکرد. این سری خیلی پررنگتر و خاص بود؛ سریالهای تاریخی، توجیه خودشو داره؛ ولی سریالی که به زمان حال میپردازه، برای برنامهسازان ِ سیماجون اینـا تومنی صنار توفیر داره… مطمئنم متأثر از اقبال عمومی اخراجیها بوده چنین تولیدی توسط شبکۀ ملی سیما… رها کنم!
:: به نجوا ::
هـیء (غلیـــــــظ) روزگااااااااااار!
۷ اردیبهشت ، ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۰۸ ق.ظ
قبح خیلی چیزها شکسته شده این روزها تو سیمای اسلامی ما!!!!من جمله روابط دختر وپسر.
سریال های کره ای هم این روزها واقعا دارن به نحو افراطی پخش میشن.
۱۱ اردیبهشت ، ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۱۹ ب.ظ
:: به پریزاد ::
سیماجونه دیگه!
آنچه البته به جایی نرسد فریاد است!