«آیتالله کاشانی در ٢٧ مرداد ١٣٣٢ نامهای خطاب به مصدق نوشته و جریان کودتا را اینطور مطرح میکنند:
«…مرا لکه حیض کردید، خانهام را سنگباران و یاران و فرزندانم را زندانی فرمودید و مجلس را که ترس داشتید شما را ببرد، بستید. حالا نه مجلس هست، نه تکیهگاهی برای این ملت گذاشتهاید. زاهدی را که من با زحمت در مجلس تحت نظر و قابل کنترل نگاه داشته بودم با لطایفالحیل خارج کردید و حالا همانطور که واضح بوده در صدد به اصطلاح کودتا است.
اگر نقشه شما نیست که مانند سیام تیر عقبنشینی کنید و به ظاهر قهرمان زمان بمانید و اگر حدس و نظر من صحیح نیست که همانطور که در آخرین ملاقاتم به شما گفتم و به «هندرسن» هم گوشزد کردم که امریکا ما را در گرفتن نفت از انگلیس کمک کرد، حالا به صورت ملی و دنیاپسند میخواهد به دست جناب عالی این ثروت ما را به چنگ آورد. اگر واقعاً با دیپلماسی نمیخواهید کنار بروید، این نامه من سندی است در تاریخ ملت ایران که من شما را با وجود همه بدیهای خصوصیتان نسبت به خودم از وقوع حتمی یک کودتا به وسیله زاهدی که مطابق با نقشه خود شماست آگاه کردم که فردا جای هیچ گونه عذر موجهی نباشد…»
مصدق در پاسخ به نامه آیتالله کاشانی چنین مینویسد:
«٢٧ مرداد مرقومه حضرت آقا به وسیله آقا حسن آقا سالمی زیارت شد. اینجانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم. والسلام، دکتر محمد مصدق»
دکتر مصدق برای راهاندازی شرکت نفت و فروش نفت به بنبست رسیده بود. هر راهی را که مصدق فکر میکرد و تصمیم میگرفت، انگلستان و بعد امریکا جلوی مصدق را مسدود میکردند.
امریکا و انگلیس از طریق سفیر کبیر امریکا در ایران به مصدق اعلان میکنند که حامیان خود را که ١/٥سال مانع حل مسأله نفت بودهاند کنار بگذارد تا از بحران اقتصادی و مالی نجات پیدا کند. مصدق در صدد کنار گذاشتن آیتالله کاشانی برآمد، اما عنوان ریاست مجلس کاشانی هم خود مشکلی در این جهت بود. در این رابطه طرح انحلال مجلس وارد مرحله جدی شد.
سفیر کبیر امریکا در ملاقات با مصدق، سوء ظن و نگرانی شدید دولت امریکا را نسبت به فعالیت کاشانی اعلام داشت و شرط شروع مذاکره برای حل قضیه نفت را عدم مداخله کاشانی در این امر قرار داد و مصدق هم که از کاشانی دل خوشی نداشت، این تقاضا را پذیرفت و از مذاکرات نفت کوچکترین اطلاعی در اختیار کاشانی نگذاشت و افرادی را که به دشمنی و خصومت با آیتالله کاشانی معروف بودند، بر سر کارهای مهم گذاشت…
…او افرادی را در پستهای حساس گذاشت که قبل و بعد از انتصاب، دشمن نهضت بودند. نظیر سرلشکر وثوق که قیام ٣٠ تیر ١٣٣١ را سرکوب کرده بود و مصدق با یک ترفیع درجه او را به جانشینی وزارت جنگ منصوب کرد و اتفاقاً وثوق یکی از کودتاچیان ٢٨ مرداد ١٣٣٢ بود و زاهدی همان پست را برای وثوق در نظر گرفت.
زاهدی وزیر کشور بود. متین دفتری از مهرههای انگلستان بود، ولی مورد اطمینان در کارهای سری و محرمانه مصدق بود. هرچند آیتالله کاشانی و دیگران مخالف بودند و اقداماتی هم انجام میدادند، مثلاً زاهدی مدتی در مجلس شورای ملی نگه داشته شده بود و تحت نظر آیتالله کاشانی بود، ولی با انحلال مجلس نزد شاه رفت، حکم نخست وزیری را گرفت و کودتا را سازماندهی کرد…»
(«امام خمینی و جنبشهای صد سال اخیر، علی فلاحزاده ابرقوئی، نشر هدی، صص۱۵۴-۱۵۸» به نقل از: «تاریخ سیاسی معاصر ایران، سيد جلالالدين مدنی، ج١، دفتر انتشارات اسلامی، صص ۴۷۶ و ۴۸۳ و ۵۰۷»)





































9 آوریل ، 2011 در ساعت 09:06
این جمله در صدر تحلیل کلیدی است: «امریکا و انگلیس از طریق سفیر کبیر امریکا در ایران به مصدق اعلان میکنند که حامیان خود را که ١/۵سال مانع حل مسأله نفت بودهاند کنار بگذارد تا از بحران اقتصادی و مالی نجات پیدا کند. مصدق در صدد کنار گذاشتن آیتالله کاشانی برآمد،»
که پایه ی استدلال تا انتهای مقاله است. ولی آیا به کت شما می رود چنین چیزی؟ یعنی مصدق را این قدر ساده لوح می شود دانست؟
9 آوریل ، 2011 در ساعت 10:20
در اعتماد بیاندازۀ مصدق به امریکاییها تردید دارید؟
تا جایی که من اطلاع دارم، میشه گفت مصدق برای رهایی از چالۀ انگلیس، به چاه امریکا افتاد…
در ضمن، به نظرم گاهی چیزهایی مث حب و بغضها (و در اینجا لجبازیهای عنودانه) آدمی رو اینقدر نابینا میکنه که پهلو به پهلوی سادهلوحی بزنه. تو خود ِ کودتای ٢٨ مرداد میشه نمونههاییشو سراغ گرفت که سابقه در اتفاقات پیشتر داشته…
چه تو گزارشهای طرفدارهای مصدق از نهضت نفت، و چه مخالفین، اشتراکِ نظرهایی هست که جالبه؛ مثلاً هر دو گروه، منتقدِ انتصابهای او هستن؛ انتصابهای بوداری که زمینۀ کودتا رو فراهم کرد؛ و خیلی فراتر از «سادهلوحی»یه.
عجالتاً عرض کنم در حال مطالعهم.
9 آوریل ، 2011 در ساعت 10:37
این که شما گفته ای معقول است و حرفی درش نیست ولی آن چه در متن است یک چیز دیگری است.
14 آوریل ، 2011 در ساعت 18:53
نامه ی ایت الله کاشانی به مرحوم مصدق پیش از کودتا شدیدا توسط مسئول دفتر آن مرحوم تکذیب می شود.
نگاه جامع الاطراف لازمه یک برداشت و تحلیل عمیق از یک انگاره ی تاریخی است.
الله اعلم..
23 آوریل ، 2011 در ساعت 09:10
لطف میفرمایید رفرنس بدین؟؟
در ضمن، اینجا هم در رد ِ امثال فرمایشات شما مطلبی نوشته شده:
http://iscq.ir/?part=menu&inc=menu&id=142