«…گروهشان شاخه‌ای از توده‌ای‌هایی بودند که خود را «مسلمان مبارز» می‌نامیدند و حزب توده هم با این تفکر، آن‌ها را جذب کرده و پشتیبانی‌شان می‌کرد. اعضای گروه، نماز می‌خواندند و روزه می‌گرفتند، ولی مشی مبارزاتشان کمونیستی بود. رژیم پس از دستگیری چند نفر از افراد و بازگرداندنشان از مقابل جوخه‌ی اعدام توانست به درون گروه نفوذ کند و بعد از چند ماه، تمام عناصر اصلی آن را دستگیر کرد و گروه متلاشی شد. اسم «مارکسیست اسلامی» که از طرف ساواک برای «مجاهدین خلق» انتخاب شد در اصل مربوط به این گروه بود…»




(شبیخون به خفاش، محمد ستاری وفایی، نشر کتاب یوسف، مؤسسۀ عمـاد، ص١٢)