«…نکتۀ تاریخی-اجتماعی دیگری که از جهتی برای فهم شرایط کلی فرهنگی در ایران مؤثر است، حضور و وجود دو گرایش عرفی و شرعی در ریشه و اساس فرهنگ ایرانی است. برای فهم اینکه چگونه این دو گرایش در سیاست نقش دارد و اساساً برای اینکه هدف ما از طرح این مطلب روشن شود، به ذکر یک نمونۀ تاریخی مربوط به دولت سربداران که در قرن هشتم هجری در بخشی از ایران فعال بودند، میپردازیم.
سربداران در سبزوار به قدرت رسیدند و پس از آن قدرتشان در شرق تا نیشابور و در غرب تا گرگان گسترش یافت. آنها از همان ابتدای پیروزی به طور عمده دو جناح شدند. جناح سربداریه و جناح شیخیه. اختلافات این دو حزب یا جناح، نقش زیادی در تحولات سیاسی دولت سربداران داشت.
لازم است به این نکته اشاره کنیم در دورهای که متصوفه در ایران نفوذ داشتند، هم تسنن ِ ایران، تسنن صوفی و هم تشیع ِ ایران، تشیع صوفی است. علمای مذهبی در خانقاه زندگی میکردند. از مسجد و مدرسه آنچنان خبری نیست. محور، خانقاه است و در کنار آن چند محوطه وجود دارد. یک رباط یا مسافرخانۀ مجانی با اتاقهای متعدد برای اقامت دراویشی که از هر کجا برای دیدن شیخ میآیند و یک آشپزخانه هم دارد -که در داستان مولانا، «خر برفت» نیز به آن اشاره شده- که مربوط به خورد و خوراک مجانی است و هر کس از راه میرسد، از آن استفاده میکند. احیاناً یک مدرسۀ کوچک و یک مسجد هم کنار آن است. ولی اصل بنا و اساس همۀ اینها خانقاه است. شیخ آنجا مینشیند و دیگران اطراف او حلقه میزنند.
البته چون مردم سبزوار شیعه بودند، مشایخ هم طبعاً شیعه بودهاند. شیخ خلیفه، شیخ حسن جوری، عزیز مجدی و شیخ رکنالدین به ترتیب مشایخ این دوره هستند که جنبش شیخیه را تشکیل میدهند.
جریان سربداریه و شیخیه دو جریان اصلی در این دولت است. یک گروه رهبران نظامی و سیاسی عرفی و گره دیگر، رهبران مذهبی و دینی. نزاع این دو جریان در دل این حکومت، سبب آشفتگی اوضاع آنها شده و یکی از دلایل اصلی سقوط آنها گردید.
هر دوره یکی از آنها قدرت دارد و طبعاً طرفداران خاص خود را هم دارد. برای نمونه، جریان شیخی در مازندران نفوذ میکند و سبب تشکیل دولت مرعشیها میشود. اما در خود سبزوار، دولت گاهی گرایش سربداری و گاه گرایش شیخی دارد. یکی گرایشش به سمت دینداری بیشتر است و دیگری به سمت دنیاداری؛ افراط و تفریط هم در هر دو مشاهده میشود…
مناقشۀ بین سیاستگرایی و دینگرایی، بین دینمدارها و سیاستمدارها امروز نیز ادامه دارد. همیشه یک عدهای هستند که سیاستمدارند و تمایلشان به این است که مطابق با مصلحتاندیشیهای سیاسی و دنیامداری و منطبق شدن با اوضاع دنیا، اوضاع را پیش ببرند…»
[بازخوانی نهضت مشروطیت، رسول جعفریان، نشر مطهر، صص٤٥-٤٨]




































