“تلاش‌های رژیم پهلوی در این زمینه، بعد از رحلت آیت‌الله العظمی حکیم در سال ۱۳۴۹ شدت یافت تا از مرجعیت تامۀ حضرت امام جلوگیری شود و نام آیت‌الله شریعتمداری به عنوان جانشین آیت‌الله حکیم در میان خاص و عام جا بیفتد.


امیر اسدالله علم، در یادداشت‌های محرمانۀ خود به تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۴۹ چنین می‌نویسد:


«صبح از درگذشت آیت‌الله حکیم با خبر شدیم. بیش از ده بار شرفیاب شده جزئیات مراسم عزاداری را بررسی کردیم. پیام‌های تسلیت شاه در مرگ آیات عظام همیشه اشارۀ مشخص به جانشین مورد نظرش داشته است. شاه به من دستور تلگرام را به آیت‌الله شریعتمداری در قم بفرستم.

یادآوری کردم ایشان به عنوان یک روحانی از محبوبیت زیادی در میان مردم برخوردار نیست، آیت‌الله خوانساری بیشترین محبوبیت را دارد، اعلیحضرت می‌داند که مراجع تقلید پیشین همگی بسیار منزه و پاکدامن بودند و به مسایل مادی و مال‌اندوزی نمی‌اندیشیدند، مناعت طبع باید بزرگترین خصلت یک مرجع تقلید باشد.

سپس خاطره‌ای را نقل کردم که در زمان نخست‌وزیری‌ام اتفاق افتاده بود. پس از سرکوب ملاها (در سال ۴۲) استمزاجی کردم تا ببینم کدام یک از آیت‌الله‌‌ها حاضر است تا حدودی با ما همکاری کند؟ در پاسخ، آیت‌الله شریعتمداری پیشنهاد کرد علی‌الحساب معادل هشت هزار دلار به او بدهم و در آینده اگر خبر بود خودش با من تماس خواهد گرفت.

شاه حرف مرا قطع کرد و گفت: اشکالی ندارد، با وجود این حرف‌ها، آدم وفادار و کاملاً بی‌آزاری است.

به دستور شاه تلگراف تسلیت را به آیت‌الله شریعتمداری و آیت‌الله خوانساری مخابره نمودم.»”




[«حزب خلق مسلمان ایران از ظهور تا سقوط، ج۱، اصغر حیدری، انتشارات کیهان، صص۸۵-۸۶» به نقل از: «یادداشت‌های محرمانۀ امیراسدالله علم، انتشارات طرح نو، ج۱، ص۲۴۵»]