آیت‌الله سیدهاشم رسولی محلاتی:


«… بعدها در کنار مشکلات و نگرانی‌هایی دیگر، مشکل آقای منتظری نیز سر برآورد. ایشان هرچند وقت یک‌بار، سرزده پیش امام می‌آمد و هر بار هم نسبت به روند برخی کارها اعتراض می‌کرد و یا اشکال می‌گرفت. اصولاً ایشان نسبت به امام بسیار جسور بود. امام هم با آن بردباری عجیبی که داشت او را تحمل می‌کرد. حتی گاهی می‌شنیدیم که راجع به قضیه‌ای، امام با التماس و خواهش وی را دعوت به سکوت می‌کرد.


برای توضیح رفتار آقا منتظری در برابر امام، لازم می‌دانم یکی از مواردی را که موضوع آن به شخص من ارتباط دارد، بیان نمایم.

زمانی امام حکمی به نام من صادر کردند تا به امور ائمه‌ی جمعه رسیدگی کنم. قبلاً گروهی از جانب آقای منتظری به این امور رسیدگی می‌کردند. شاید هنوز یک روز از صدور این حکم نگذشته بود و به قول معروف، مرکب این حکم خشک نشده بود که نامه‌ی تند و تیزی از جانب ایشان به جماران رسید و خلاصه‌اش اعتراض به امام بود که با وجود افرادی که ما برای این کار تعیین کرده بودیم، شما چرا دیگری را مأمور به این کار کرده‌اید. امام هم ناگزیر به من گفتند که فعلاً از اجرای حکم صرف نظر کنم، تا طبق روال سابق گماردگان آقای منتظری به امور مورد نظر رسیدگی کنند.

بدین صورت در سال‌های اولیه‌ی انقلاب، امام، آقای منتظری را تحمل می‌کردند، اما در اواخر، کار به جایی رسید که دیگر نتوانستند تحمل کنند و مجبور شدند ایشان را از سمت قائم‌مقامی رهبری عزل کنند.»




[خاطرات آیت‌الله سیدهاشم رسولی محلاتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صص123-124]