طرفی نبستم زین جهان استغفراللهالعظیم
خسبیدم و شد کاروان استغفراللهالعظیم
عمر عزیزم شد تلف اندر پی آب و علف
کاری نکردم بهر جان استغفراللهالعظیم
زین پس مگر سودی کنم تدبیر بهبودی کنم
بگذشتها خود شد زیان استغفراللهالعظیم
بیحد گناهان کردهام بس جور و طغیان کردهام
زین جرمهای بیکران استغفراللهالعظیم
با این و آن گشتم بسی بردم بسر با هر کسی
طرفی نبستم زین و آن استغفراللهالعظیم
هرچند جویم من کنار زین عالم ناپایدار
تقدیرم آرد در میان استغفراللهالعظیم
هیهی نمیدانم چرا افتادم اندر این بلا
این نکته شد بر من نهان استغفراللهالعظیم
جان میرود سوی علا تن میرود سوی بلا
از امتزاج این و آن استغفراللهالعظیم
گاهی رهم دنیی زند گه سدرهٔ عقبی شود
هم زین جهان هم زآن جهان استغفراللهالعظیم
هر دم شوم نادم دگر گیرم گناهان را ز سر
یا رب انت المستعان استغفراللهالعظیم
از بس زدم بر توبه سنگ شد توبۀ من عار و ننگ
از اصل جرم و جبر آن استغفراللهالعظیم
از بس زدم بر توبه راه شد توبه بدتر از گناه
هر دم هم از این هم ز آن استغفراللهالعظیم
زین عقدهای سست و مست زین توبههای نادرست
لحظهبهلحظه آنبهآن استغفراللهالعظیم
ده بار و صد بار و هزار ای فیض کم باشد بیار
هر دم جهان اندر جهان استغفراللهالعظیم




































