“… نه تنها ریشۀ حاکمیت ولایت فقیه را در عصر غیب میتوان دید، که در عصر حضور نیـز دیده میشود. از امامان معصوم (علیهمالسلام) دستورهایی رسیده است که مردم باید در زمان یا مکانی که دسترسی به معصوم ممکن نیست، به کسانی که دارای شرایط خاصی هستند مراجعه کنند تا کارهای آنان زمین نماند.
مثلاً از امام صادق (علیهالسلام) نقل شده است: «مَن کانَ مِنکُم قَد رَوی حَدیثَنا وَ نَظَرَ فی حلالنا و حرامنا و عَرَفَ اَحکامنا، فَلیَرضُوا به حُکماً.»(1) مقصود از شخص آگاه به حلال و حرام و آشنا به احکام، همان فقیهِ موردِ نظر ماست. طبق روایات مشابه، به هنگام دسترسی نداشتن به معصوم، «فقیه» حاکم مردم است و این حاکمیت از معصوم به او رسیده است. در همین روایت آمده است: «فَاِنّی قَد جَعَلتُهُ علیکُم حاکماً» «من او را حاکم شما قرار دادم».
روشن است که امام شخص معیّنی را به حاکمیت نصب نکرده، بلکه به صورت عام منصوب نموده است. در ادامه میفرماید: «فَاِذا حَکَمَ بِحُکمِنا فَلَم یُقبَل مِنهُ فَاِنّما استَخَفَّ بِحُکم الله، وَ عَلَینا رُدَّ، و الرّادُّ عَلَینا الرّادُّ عَلَی الله وَ هوَ عَلی حَدِّ الشّرک بِالله».
حاکمی که منصوب عام از طرف معصوم است، اطاعتش واجب است؛ و اگر کسی حکم او را نپذیرد مانند آن است که حاکمیت معصوم را نپذیرفته است.
با توجه به نصب عامّ فقها، نظریۀ ولایت فقیه اختصاص به زمان غیبت ندارد، بلکه در زمان حضور اگر دسترسی به امام معصوم ممکن نباشد، این نظریه نیز باید اجرا گردد؛ زیرا محتوای این نظریه، چیزی جز چارهجویی برای مردمی که دسترسی به امام ندارند نیست؛ پس ریشۀ این نظریه را در زمان حضور معصوم نیز میتوان دید.(2)”
[ولایت فقیه در عصر غیبت، علیرضا رجالی تهرانی، انتشارات نبوغ، ص103]
پینوشتها:
1- اصول کافی، مرحوم کلینی، ج1، ص67
2- پرسشها و پاسخها، آیتالله محمدتقی مصباح یزدی، ج1، ص54




































