«عَن أبیعبدالله عليهالسلام قال: ذُكِرَت التقيّة يَوماً عِندَ علیبن الحسين عليهماالسلام فَقال: والله لَو عَلِمَ أبوذر ما فی قلبِ سلمان لَقَتَلَهُ، وَ لَقد آخى رسولالله بَينَهُما فَما ظَنّكُم بسائِر الخَلق، إنّ علمَ العلمآء صَعبٌ مُستَصعَبٌ، لا يَحتَمِلُه إلّا نَبیٌ مُرسَلٌ أو مَلَکٌ مُقرّبٌ، أو عَبدٌ مؤمنٌ اِمتحنَ اللُه قلبَه للايمان، فقال: و إنّما صارَ سلمان مِن العلمآءِ لأنّه اِمرُؤٌ مِنّا أهلَ البيت، فلذلک نَسَبتُهُ إلى العُلَماءِ.»
«از امام صادق(علیهالسلام) نقل شده است: روزی در نزد امام زینالعابدین(علیهالسلام) صحبت از تقیه شد، حضرت فرمود: به خدا قسم اگر ابوذر میدانست آنچه را در قلب سلمان است، هر آینه او را میکشت، در حالی که پیامبر(صلیالله علیه و آله) عقد برادری بین آن دو بست، پس گمان شما به سایر مردم چیست؟! علم علما (ائمۀ طاهرین) سخت و سنگین است و نمیتواند آن را تحمل کند؛ مگر نبی مرسل یا ملک مقرب یا بندۀ مؤمنی که خداوند قلب او را برای ایمان امتحان کرده باشد. آنگاه فرمود سلمان از علما گردید چون شخصی از ما اهل بیت بود.»
[اصول کافی، ج1، ص401 / بحارالانوار، ج22، ص343 / بصائر الدرجات، ص45]





































29 نوامبر ، 2011 در ساعت 13:31
در این روزگاری که برادر به دل برادر خویش رحم نمی کند و او را دشمن می خواند…این حدیث عجیب به داد آدم می رسد.
خیلی از زیبایی ها را باید خارج ار قالب “من” دید.