“امویان ساکن در حجاز از روی فرصتطلبی به کمک این گروه [شورشیان جمل] شتافتند. مروانبن حکم، عبداللهبن عامر، عبدالرحمانبن عتاببن … ابیالعاص و نیز سعید بن عاص از کسانی بودند که به تحریک مردم پرداختند. اندکی بعد، سعید بن عاص و مغیرةبن شعبۀ ثقفی که او نیز در آغاز از مدافعان این حرکت بود، از ماجرا کناره گرفتند.(1) همراهی امویان در این مقطع تنها و تنها از روی فرصتطلبی و نه اعتقاد به سخنان طلحه یا زبیر بود. میدانیم که مروان در پایان جنگ جمل، با زدن تیری به طلحه و کشتن او، انتقام خون عثمان را گرفت.
… زمانی که سپاه شورشی [جمل] روی به شکست گذاشت، مروانبن حکم که کسی جز طلحه را قاتل عثمان نمیدانست، تیری بر او زده، وی را به قتل رساند.(2) شگفت آنکه ابنخیاط نویسد: زمانی که جنگ آغاز شد، نخستین کشته، طلحه بود.(3) این نشان آن است که اساساً مروان برای کشتن طلحه به این میدان آمده بود.
او بعدهابه این مسأله افتخار میکرد، چنان که خود این حکایت را برای امام سجاد(ع) نقل کرده بود.(4)“
[ تاریخ و سیرۀ سیاسی امیرمؤمنان علیبن ابیطالب (علیهالسلام)، رسول جعفریان، دلیل ما، صص50 و 61]
پینوشتها:
1- انساب الاشراف، احمد بن یحیی البلاذری، مؤسسة الاعلمی، بیروت، ج2، صص222-223 / طبقات الکبری، محمد بن سعد، دار الاحیاء التراث العربی، ج5، ص34
2- انساب الاشراف، ج2، صص246-247
3- تاریخ خلیفة بن خیاط، ریاض، ص185
4- الجمل، شیخ مفید، مکتب الاعلام الاسلامی، ص383




































