“… ترکیه و پاکستان با اعلام سیاست بیطرفی، در بعضی مواقع سعی میکردند نقش میانجی را بین ایران و عراق ایفا نمایند… عدم مداخله در مسائل جنگ و تداوم همکاری با طرفین درگیر، منافع بسیاری برای ترکیه داشت… برخی محققان، از ترکیه به عنوان برندۀ اصلی جنگ ایران و عراق یاد میکنند. ترکیه با استفاده از این فرصت ضمن تنوع بخشیدن به اقلام صادراتی خود، میزان آن را نیز افزایش داد و عایدات ارزی سرشاری از طرفین متخاصم دریافت کرد و از این طریق اقتصاد متزلزل خود را از گرداب هولناک تورم سه رقمی رهایی بخشید.
مقایسۀ نرخ تورم ترکیه طی مراحل آغازین، میانی و پایانی جنگ، به خوبی بازگو کنندۀ چنین واقعیتی است. بر اساس آمار منتشره، نرخ تورم ترکیه در سال 1980 رقمی حدود 108 درصد بود، در حالی که نرخ تورم این کشور در سال 1986 به 31 درصد رسیده است…
بهبود عملکرد صادراتی ترکیه که جنگ ایران و عراق نقش مؤثری در شکلگیری آن ایفا نمود به دلتمردان آنکارا یاری رساند تا بتوانند در برنامههای اصلاحاتی و بهبود اقتصادی خود توفیقاتی بیابند.
از طرف دیگر، به علت گسترش جنگ به خلیج فارس و محدودیت کشتیرانی از این آبراه مهم، ترکیه همچون پلی بود که دو کشور ایران و عراق را به اروپا و بازار مصرف و تولید آن مرتبط میکرد.
به علت محدودیت ظرفیت بنادر جنوبی ایران، بخش مهمی از واردات مورد نیاز کشور که از مبدأ کشورهای اروپایی بارگیری میشد، از طریق بنادر ترکیه و سپس راههای زمینی آن کشور (راه آهن و راه شوسه) به مرزهای شمال غربی ایران و از آنجا به مراکز توزیع منتقل میگردید…
کشور عراق نیز همچون ایران در صادرات و واردات کالا از طریق خلیج فارس دچار مشکل بود و ترکیه توانست این مشکل عراق را مخصوصاً در زمینۀ صدور نفت این کشور از طریق خط لوله به خوبی حل نماید و همچنین از راه ترانزیت کالای عراق (وارداتی و صادراتی) سود سرشاری را نصیب خود سازد…”
[جنگ ایران و عراق: پرسشها و پاسخها، فرهاد درویشی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، صص 179 و 182-184]




































