آیت‌الله ابراهیم امینی:


“یکی از صفات حضرت امام این بود که ایشان از مناظره، جدال و خودنمایی در بحث اجتناب می‌کردند. در حالی که این کار بین بعضی طلبه‌ها و فضلا مرسوم است و آنان این صفت را جزو کمالات خود می‌دانند که در بحثهای علمی بر دیگران برتری پیدا کنند و ایشان را مغلوب سازند.

اگرچه باید به این نکته نیز اشاره کرد که چنانچه این بحثها مخلصانه و برای اظهار حق باشد، جای ایراد نیست، ولی اگر برای تظاهر و خودنمایی و جدال و غلبه بر طرف مقابل باشد، نفس انسان را به سراشیبی سقوط می‌کشاند.


حضرت امام خمینی (قدس سره الشریف) در مباحث علمی کاملاً اهل بحث و دقت بودند، مطالب را به طور دقیق بررسی می‌کردند و به اشکالات پاسخ می‌دادند. اما در جلسه‌هایی که بحث به صورت خودنمایی و جدال مطرح می‌شد، سکوت می‌کردند…


من درسهای فقه و اصول را در خدمت امام می‌خواندم و درس فلسفه را در خدمت مرحوم علامه طباطبایی. با اینکه به هر دو نفر بسیار علاقه‌مند بودم، دوست داشتم بفهمم که حضرت امام خمینی در بحثهای فلسفی قویترند یا علامه طباطبایی، و در این ارتباط همیشه منتظر فرصت مناسب بودم.

سرانجام روزی این دو استاد عزیز را برای صرف ناهار طلبگی به حجرۀ مدرسۀ حجتیه دعوت کردم و خوشبختانه ایشان نیز قبول کردند. در روز موعود، من که منتظر فرصت بودم، مسئله‌ای فلسفی را مطرح کردم. هر دو نفر خوب گوش دادند، امام ساکت ماندند. بعد مرحوم علامه به حضرت امام نگاهی انداخت و امام هم تبسمی کردند و با آن تبسم جواب را بر عهدۀ علامه گذاشتند.

در هنگامی که استاد علامه جواب مسئله را می‌داد، حضرت امام کاملاً گوش می‌دادند، ولی چیزی نگفتند و به اصطلاح درگیر بحث نشدند. بعد از آن، سؤالی فلسفی از حضرت امام کردم. ایشان نگاهی مؤدبانه به علامه کردند و سپس جواب دادند. علامه هم کاملاً گوش می‌داد، ولی چیزی نگفت و ساکت بود.

به هر حال نتوانستم این دو استاد گرانمایه را به بحثهای طلبگی بکشانم. گویا هر دو نفر به هدف من پی برده بودند. آن روز هم برای من روز خوشی بود.”




[پا به پای آفتاب؛ گفته‌ها و ناگفته‌ها از زندگی امام خمینی(س)، امیررضا ستوده، نشر پنجره، ج۲، صص۲۷۴-۲۷۵]