“طریحی می‌گوید:

[پس از شهادت و ذبح ِ اباعبدالله(علیه‌السلام)] سکینه(علیهاالسلام) جسد پدرش -حسین(علیه‌السلام)- را در آغوش کشید -او محدّثه بود- و شنید که می‌گوید: «شیعیانم! چون آب گوارا نوشیدید، مرا یاد کنید و چون از غریبی یا شهیدی یاد شد، مرا نوحه کنید.»

و کسی نتوانست سکینه را از جسد پدر جدا کند، تا گروهی جمع شدند و با خشم، او را کشیدند.

 

 

 

قال الطریحی: و اعتنقت سکینة جسد أبیها الحسین(علیه‌السلام) فکانت تحدث إنّها سمعته یقول:

شیعَتی ما إن شَرَبتُم عَذبٍ ریٍّ فَاذکُرونی

أو سَمِعتُم بِغَریبٍ أو شهیدٍ فَاندُبونی

و لم یستطع أحد أن ینحّیها عنه حتّی اجتمع علیها عدّة و جرّوها بالقهر.”

 


فرهنگ جامع سخنان امام حسین(علیه‌السلام)، گروه حدیث پژوهشکدۀ باقرالعلوم(علیه‌السلام)، نشر معروف، قم، ص579، حدیث485» به نقل از: «المنتخب، فخرالدین الطریحی، انتشارات شریف رضی، قم، ص307»]