“شاید یک ماه از آزادی امام گذشته بود که روزی حاج سیدعبدالله مجتهدزاده (پسر بزرگ مرحوم آیتالله حاج میرسیدعلی بهبهانی) که از تهران به خانۀ ما آمده بود، گفت فردا برویم خانۀ آیتالله خمینی که عرض لازمی دارم.
فردا رفتیم خدمت امام. مجتهدزاده رفت کنار امام نشست و با اینکه جلسۀ عمومی بود، آهسته چیزی به امام گفت. شنیدم که امام فرمود: از طرف من تشکر کنید و بگویید هر وقت لازم شد خبر میدهم.
وقتی به خانه آمدیم پرسیدم موضوع چه بود، من این طور شنیدم؟ مجتهدزاده گفت: خیلی خصوصی است، پیش خودمان بماند. به آیتالله خمینی گفتم: تهران پیش تیمسار قرنی رئیس [سابق] رکن 2 ارتش بودم و ایشان پیغام داد که به آقا بگویید هر فرمانی دارید امر کنید که من اجرا کنم، و ایشان هم گفتند تشکر کنید و بگویید اگر لازم شد خبر میدهم.”

[مفاخر اسلام، علی دوانی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ج۱۳، صص32-33]





































