صُبا تو مسیرم با چشایی قبراق به این سر به هوای بتونی لبخند می زنمو وقتی از حوالی ش می گذرم،گردنی کج می کنمو ابرویی بالا میندازم… که سلام میلاد!

 

                                    تصویر از:   آرش عاشوری نیا

 

عصرا تو مسیر برگشت،سرخی خورشید تو پس زمینۀ میلاد چشم انداز جالبی می سازه… و من که از خستگی چشام نا نداره،خمار،گردنی کج می کنمو نیم نگاهی… که خداحافظ میلاد!