“بازرگان در سفر به پاریس و دیدار با امام خمینی، صراحتاً انقلاب را رد می‌کند. وی خواستار موافقت امام با سلطنت شاه می‌شود و پیشنهاد می‌کند که فعلاً مبارزین، از طریق انتخابات آزاد، دولت را در دست بگیرند.

 

بازرگان خود در این باره به اوریانا فالاچی می‌گوید:

«معلوم است که من معتقد به سیستم گام‌به‌گام بودم. یعنی سیستم تدریجی و اعتقاد داشتم که برای خلاص شدن از دست شاه، فقط یک راه وجود دارد؛ یعنی آمریکا را مجبور کنیم که به تدریج از او سلب حمایت کند. من به این استراتژی کاملاً معتقد بودم…

من به او گفتم ملت برای روبه‌رو شدن با آزادی آماده نیست! باید ملت را تعلیم داد تا از نظر سیاسی شکل پیدا کنند و از این طریق به آزادی عادت کنند!… امام خمینی درست برعکس آن را می‌گفت: «ابداً لازم نیست تدریجی عمل کرد. ملت خواستار یک انقلاب فوری است. یا همین حالا و یا هرگز.» در آن هنگام تقریباً یک مشاجره‌ی لفظی بین ما رخ داد… من تسلیم شدم و گفتم باشد، ریسک می‌کنیم، انقلاب بکنیم!… و اینک همان‌طور که می‌بینید، من اینجا هستم. ولی با اینکه همه چیز دقیقاً و به طور اعجاب‌انگیز همان‌طور که او می‌گفت رخ داد، ولی من هنوز هم معتقدم که استراتژی صحیح و منطقی، همان استراتژی من بود!»

 

 

بازرگان در عین اعتراف به اینکه همه چیز مطابق با تحلیل امام خمینی پیش رفت، یعنی انقلاب پیروز شد، شاه گریخت، آمریکا هیچ کاری نتوانست بکند؛ و حدود ۹ ماه از نخست‌وزیری او گذشته است، باز با لجاجت می‌گوید که هنوز معتقد است استراتژی صحیح و منطقی! همان استراتژی گام‌به‌گام او است که مطابق با استراتژی آمریکایی‌ها بود.”

 


[بررسی تحلیلی نهضت آزادی ایران، دکتر اسدالله بادام‌چیام،  انتشارات اندیشه ناب، صص۶۷-۶۸]