مدتی فکر می کردم با چی شروع کنم؟ یه شروع که مایۀ برکت هم باشه. تا این که به نامه ای برخوردم که خطاب به علامه طباطبایی نوشته شده بود،و جواب نامه.
نمی دونم چرا با نقل این نامه و جواب ش دارم شروع می کنم،نمی دونم. شاید به این خاطر که از خود«م» خسته شدم. شایدم به خاطر نیاز شدیدی که به «یه شروع» حس می کنم.
متن نامه:
محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی جناب آقای طباطبایی، سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
جوانی هستم 22ساله که تنها ممکن است شما باشید که به این سؤال من پاسخ گویید:
در محیط و شرایطی زندگی می کنم که هوای نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسیر خود ساخته اند و سبب بازماندن من از حرکت به سوی الله شده اند.
درخواستی که از شما دارم این است که بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند،بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟
لطفاً نصیحت نمی خواهم،بلکه دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم.
۱۳۵۵/۱۰/۲۳
داوود نورمحمدی
پاسخ علامه:
السلام علیکم
برای موفق شدن و رسیدن به منظوری که در نامه مرقوم داشته اید،لازم است همتی برآورده و توبه ای نموده،به مراقبه و محاسبه بپردازید.
به این نحو که هر روز که هنگام صبح از خواب بیدار می شوید،قصد جدی کنید که در هر عملی که پیش می آید،رضای خدا را مراعات خواهم نمود. آن وقت در سر هر کاری که می خواهید انجام دهید نفع آخرت را منظور خواهید داشت به طوری که اگر نفع اخروی نبود،انجام نخواهید داد و وقت خواب چهار پنج دقیقه در کارهایی که روز انجام داده اید فکر کرده و یکی یکی از نظر خواهید گذرانید. هر کدام مطابق رضای خدا انجام یافته شکر بکنید و هر کدام تخلف شده استغفار. این رویه را هر روز ادامه دهید. این روش گرچه در ابتدا سخت است و در ذائقۀ نفس تلخ،ولی کلید نجات و رستگاری است. و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سورۀ مسبحات(حدید،حشر،صف،جمعه و تغابن) را بخوانید و اگر نتوانستید تنها سورۀ حشر را بخوانید و پس از 20روز حالات خود را برای بنده بنویسید.
ان شاءالله موفق خواهید بود.
والسلام علیکم
محمدحسین طباطبایی





































31 مارس ، 2007 در ساعت 10:45
سلام پیچک سر به هوا!

چه وبلاگ قشنگی داری. خوش به حالت که این توفیقو پیدا کردی که وبلاگی به این قشنگی و جذابیت رو برای دفاع از تشیع بزنی!
من وبلاگای مذهبی زیادی رو دیدم که سعی داشتن همین کارو بکنن اما تا حالا وبلاگی به سبک وبلاگ تو ندیده بودم!
راستی با اینکه گفتی با حس مخالفی و معتقدی باید به دنبال تفکر بود من هم موافقم. اما فکر می کنم خیلی جاها ایجاد یه حسه که می تونه ما رو در مسیر تفکر قرار بده. من تا به حال به شهدا فکر نکرده بودم. اما وقتی دیدم تحسینشون می کنم و دوست دارم بهشون تاسی کنم تصمیم گرفتم با زندگی و تفکرات و رفتارشون بیشتر آشنا بشم دیگه!
این پستت هم عالیه! خدا خیرت بده! الان سیوش می کنم تا ببینم می تونم بهش عمل کنم یا نه؟!
راستی نظرت درباره ی تبادل لینک چیه؟
پایدار و سلامت باشی در پناه حق.
یا علی
31 مارس ، 2007 در ساعت 12:20
سلام
ای قربون دهنت! منم همینو میگم عزیز من
چیزی که من نوشتم مگه غیر از یه مطلب علمی و مستند بود؟ حالا من هی داد بزنم ربطی به اردو نداره. بیاین در مورد خود مطلب نظر بدین. باز همین دوستانی که رفتن اردو جوگیر میشن میان ربطش میدن به اردو. به خدا دلم می گیره وقتی می بینم خیلی از این مسائل برای ما که ادعای شیعه بودن داریم هنوز حل نشده. و درد بزرگتر اینجاست که وقتی می بینیم نیاز داریم به یاد گرفتن به بحث کردن به جبران اشتباهات به جای بحث منطقی میزنیم تو سر و کله هم.
خدا شاهده من با هیچکس خصومتی ندارم. نمیدونم چرا بعضیا فکر کردن دارم بازارگرمی میکنم. شما یه نگاهی به کامنت بندازید. چند نفر بدون اینکه هیچ دلیل و مدرکی بیارن اول کار اومدن تهمت زدن که این حرفا مال طالبانه و شما خشکه مقدسین و این حرفا.
این راهش نیست به خدا. به خدا دین اون چیزی نیست که ما بهش عمل میکنیم. این دردو کجا باید بگیم؟
بعد میان میگن لازم نیست داد و هوار کنی. سو استفاده میکنن. خب کجا بگم عزیز من؟
از مطلب من سو استفاده میکنن اما از خاطرات عشقولانه اردو رفته ها نمیکنن. خیلی چیزا رو نمیشه گفت که کاش میتونستم بگم.
بماند!
ممنون که نظر دادی. استفاده کردم. یا علی
31 مارس ، 2007 در ساعت 12:24
راستی عزیز! وبلاگت یه کم درب و داغونه. یه فکری به حال قالبش بکن.
31 مارس ، 2007 در ساعت 17:09
سلام ممنون که به من سر زدی عزیزم … موفق باشی … خوشحال میشم بازم حضور سبزت رو ببینم
31 مارس ، 2007 در ساعت 21:21
سلام بابا سر به هوای عزیز به عجب مطلبی اشاره کردی جالبه چون مدتیه که خود من دارم در موردش تحقیق و مطالعه می کنم البته الان به یوگیان رسیده ام و متوجه شده ام که عجب دنیایه این جستجو گری……حق پشت و پناهت….
1 آوریل ، 2007 در ساعت 01:16
سلام.
اول عید مبارک. انشالله سال خوبی داشته باشید.
دیم نامه خیلی عجیبی بود. ندیده بودمش تا حالا.
خدا به هممون توفیق بده.
حق مدد.
1 آوریل ، 2007 در ساعت 04:38
سلام سلام سلام
متن جالبی برای شروع انتخاب کردی
اگر یه دستی به سرو گوش وبلاگ بزنی بد نیست
1 آوریل ، 2007 در ساعت 11:11
سلام مهربانم
حرف هایت از عرفان نظر آهاری که بی نهایت نوشته هایش را دوست دارم آرامم کرد
1 آوریل ، 2007 در ساعت 13:10
مرسی برای سرزدنت و مرسی برای تبریکت
تو فکر سقفی که بی روزنه یا با روزن؟
1 آوریل ، 2007 در ساعت 13:11
سلام …اول اینکه سال نو مبارک …بعد اینکه از هدیه بهاریتون ممنون …و باز م بعد اینکه یه تبریک بخاطر اینکه بقول خودتون با یه شروع قشنگ دارین به خودتون میرسین …گاهی وقتا اینطوریه …موفق باشید …..
1 آوریل ، 2007 در ساعت 13:12
راستی از طراحی وبلاگت خوشم اومد.تبریک میگم
1 آوریل ، 2007 در ساعت 13:13
نمی دونم چرا ولی حال کردم لینکت کنم
قوی شروع کردی
1 آوریل ، 2007 در ساعت 13:16
به نام خدا
با سلام خدمت دوست عزیز پیچک آقا یا خانم
از اینکه مسلمانی با بصیرت منبری خالی را در دنیای مجازی پر میکنه و رسالت مسلمانان عصر ظهور رو انجام میده به امت پیامبر ص تبریک میگم. انشا الله هم از نظر ظاهر و هم از نظر مطلب روز به روز کاملتر شه و بتونیم بیشتر استفاده کنیم. فقط ذکر منبع فراموش نشه
راستی به نظر میاد که توی برنامه نویسی دست داشته باشید چند ماهیه که سایت مرکز کتاب شیعه رو راه اندازی کردیم ولی چند روزه که یک نفر به طور مصنوعی پهنای باند ما رو از بین میبره و من توی تعطیلات نتونستم با مسئولین پشتیبانی سایت تماس بگیرم شما چیزی در این مورد نمیدونی؟(www.shiabookcenter.com)
ممنون
موفق باشید
1 آوریل ، 2007 در ساعت 15:18
سلام . وبلاگتون خیلی متنوعه . خیلی از مطالبو سیو کردم …… منت گذاشتین . بهتون لینک دادم . یا علی
1 آوریل ، 2007 در ساعت 21:32
آنکه مرا خوانده بود
راه چنینم نمود.
بابت نسخه ای که اینجا بازگویه کردید خیلی ممنونم. موفق باشید سلام
2 آوریل ، 2007 در ساعت 01:11
سلام
ممنون که سرزدید.
در مورد نظری که گذاشته بودید اولا باید بگم که این وب اصلش مال دل آرامه ولی چون فعلا سرش یه خورده شلوغه من بجاش مینویسم.پس نویسنده اش یه نفره .
در مورد دومی یه خورده قبول دارم یه خورده نه (فعلا حوصله ندارم توضیح بدم ببخشید).
حالا در مورد خودت خیلی خوشگل بود (مطلبتو میگم).راستش منم بعضی وقتها مثل این آقاهه میشم تازه فکر میکنم کم هم میارم .خوب دیگه پر حرفی بسه فکر نکنی میخواستم تلافی کنما.
التماس دعا . خداحافظ
2 آوریل ، 2007 در ساعت 04:05
خیلی اموزنده بود.
موفق باشید.
2 آوریل ، 2007 در ساعت 08:05
از نظر شروع خيلى خوبه با اين نامه……….اما خب من توى هر وبلوگى كه برم ميشينم فقط عيبهاى وبلوك رو ميگم به جاى اون چه چه و به به هاى مسخره كه بيشتر جنس مخالف اينكار رو ميكنه چون هر وبلاگى يه عيبهايى داره…..اولن دوست عزيز تو رو خدا اگر ميخاى مذهبى بنويسى هى نشين بنويس فلان امام اينو گفت و فلان پيغمبر اينو گفت اينا رو همه ميدونن كه …………. اما بيا از نظر فلسفه و از نظر مذهب و از نظر عرفان بشين يكى يكى هر چى ميخاى بگى ثابت كن مثلا وقتى ميگى (نماز ستون دين هست )بشين از هر نظر اينو ثابت كن نه اينكه هى بشينى و بگى فلان امام در مورد نماز اينو گفت و فلان پيغمبر اينو…………. اينى كه گفتن همه ميدونن اما چرا و براى چى و به خاطر چى گفتن مهــــــــــــــــمه.ببين خودت چى بارت هست ببين خودت چى ميتونى خلق كنى نه اينكه فقط تقليد كنى كه عرصه تحقيق همانا خيلى پهناورتر از تقليد هست.


دوما اينكه قالب وبلاگتون رو عوض كنيد فكر كنم خيلى بهتر باشه چون به هيچ سبكى اين قالب نميخوره
حالا انشاء اله بيشتر كه نوشتيد دوباره ميام و ميبينم.
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم…. که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
2 آوریل ، 2007 در ساعت 10:08
سلام جناب پیچک.
از وبلاگت خوشم ومد و لینکت کردم.
امید که روند رو به رشدت رو همچنان به سوی هوا!!! حفظ کنی.
یا علی
2 آوریل ، 2007 در ساعت 11:32
سلام . این طور که به نظر میاد اینجا باید آینده درخشانی پیش رو داشته باشه . این لینکهای کناری خوب بودن . حالا منتظر وعده اصلی وب لاگ باید بود
2 آوریل ، 2007 در ساعت 13:11
وبلاگ مذهبی جالبی است.
رحمت خدا بر مرحوم علامه طباطبایی.
لینک شما را در زمره دوستانم در وبلاگم قرار دادم.
2 آوریل ، 2007 در ساعت 13:12
تاکید بر دینداری متفکرانه بسیار بجاست.
آفرین می گویم و آرزوی مفقیت دارم.
2 آوریل ، 2007 در ساعت 15:57
ممنون از اینکه مطلبهای وبلاگم رو خوندید…خوشحال شدم..موفق باشید.
2 آوریل ، 2007 در ساعت 19:39
خودش بی خبر است که اینجا یکی خیلی دوستش دارد…
3 آوریل ، 2007 در ساعت 08:32
می گویند اسم اعظم خدا بعید نیست که در سوره حشر باشد!
3 آوریل ، 2007 در ساعت 10:18
سبح لله…
ممنون که به حوریب سر زدید.
سال خوبی داشته باشید.
3 آوریل ، 2007 در ساعت 12:25
سلام از دیدن وبلاگت خوشحال شدم موفق باشی
3 آوریل ، 2007 در ساعت 15:05
سلام
از آشناییتون خوشبختم
با یه سفرنامه به روزم
خوشحال میشم تحویل بگیرین
علی علی
3 آوریل ، 2007 در ساعت 18:19
جوون ما که نفهمیدیممنظورت چی بود
3 آوریل ، 2007 در ساعت 19:34
سلام
مطلبتون جالب بود
تلنگر خوبی هم بود
ممنون که بهم سر زدین و خوشحالم که واستون مفید بوده
موفق باشید
3 آوریل ، 2007 در ساعت 20:51
سلام خيلي خوشحال شدم كه كامنتتونو ديدم .اينكه وقت گذاشته بوديد و براي من نوشته بوديد و جز كامنتهايي نبود كه براي همه كپي ميكنن خوشحالم كرد.خيلي به من اميدواري دادين.ممنونم. من هنوز نتونستم وبلاگتونو بخونم .اما اينكه ديدم مذهبيه خيلي خوشحالتر شدم . والا مادرم هم وبلاگ چند تايي داره بكبشو تعطيل كرده .دوتاشو البته . اين داستانتونو مامانم هم تو وبلاگش گذاشته بود.اينا آدرساشن.
http://www.adyanvamazahebejahan.blogfa.com
http://www.noktevaandarz.blogfa.com
http://www.darmasiretalab.blogfa.com
موفق باشيد
3 آوریل ، 2007 در ساعت 21:44
پیچک عزیز من لینکت رو گذاشتم خوشحال می شم اگر تو هم مرا به جمع دوستانت بپذیری
4 آوریل ، 2007 در ساعت 04:32
ممنون که سر زدی!!!
4 آوریل ، 2007 در ساعت 11:51
من نشناختمت! (باید بشناسم؟)
خوشحال می شم اگه بگی که کجاهای نوشته هام چه طوریه!! …نقادانه..
4 آوریل ، 2007 در ساعت 23:46
سلام.
خب، جناب طباطبایی از معدود آدمهایی هستن که اهل تکنیک بودن. جنگ با دشمن تکنیک میخواد و جنگ با بزرگترین دشمن، تکنیکها و تاکتیکها و استراتژیهای قوی میخواد. نامه قشنگ و مفیدی بود. من از طرف خودم تشکر میکنم.
5 آوریل ، 2007 در ساعت 11:32
آفرین به پیچک سر به هوا.
خیلی استفاده کردیم.ممنون که اومدی وبم.اما ادرس نذاشته بودی.از مینو پیدات کردم.لطفا گزینه اودر رو انتخاب کن و ادرستم بنویس که همه از وبت استفاده کنن.
عجب مطلب خوبی بود. خیلی عالیه. عالیه.
تشکر.دوست خوب به تو میگن.خیلی وقت بود یه مطلب به درد بخور مثل این ندیده بودم.خلاصه تشکر.ایشالله موفق باشی.اون شعری هم که برام نوشته بودی خیلی دوست دارم. … خدا رو شاکرم که دوستای خوب بهم معرفی میکنه.هر چند ما خیلی به درد بخور نیستیم.اما خیلی دوستایی مثل شما رو دوست داریم.
موفق باشی…فراوان
5 آوریل ، 2007 در ساعت 11:33
ادرسم یادم رفت!
5 آوریل ، 2007 در ساعت 14:00
سلام
من لینکیدمت
ما از فبل همو میشناسیم؟؟؟؟
5 آوریل ، 2007 در ساعت 19:05
سلام..
چه سرزمین زیبایی دارید ..البته هنوز کامل نپیمودمش..
اگر اجازه بدید این سرزمین رو پیوند دهم به ساقی
پیروز و برقرار باشید..البته در پناه حق
یا علی(ع) مددی
5 آوریل ، 2007 در ساعت 21:07
سلام عزیزم
اولا پیچک ها رو به خورشیدند
دومندش نامه خوبی بود
و اینکه از دل و هر آنچه در مورد آن به یقین رسیده ای بنویس. آری باید اندیشید و جستجو کرد با تمام قوا و با تمام عقل.
و بعد از پیدا کردن باید دل سپرد با تمام احساس.
زندگی زیباست زیبا ببین.
دوست دارم بنویسم ولی فعلا حالش رو ندارم بگردم دنبال کلماتی که حق مطلب ادا شود.
راستی میدونستی من یکی از دلسپردگان به علامه هستم.
فعلا یا علی
5 آوریل ، 2007 در ساعت 21:30
سلام. سقف؟ کو؟ کجا؟ … یاعلی
7 آوریل ، 2007 در ساعت 11:07
سلام
فرصت نشد همه وبلاگ قشنگ تون رو بخونم فقط مطلب مرحوم علامه طباطبایی را خواندم که خیلی جالب بود ولی متاسفانه منبع آنرا ذکر نکردید. با این وجود آنرا به یکی از سایت های پر بیننده لین کدادم.
7 آوریل ، 2007 در ساعت 12:44
سلام!
خوش حالم كه نشاني به نشاني به خانه شما رسيدم و گله مند از اين كه چرا در كامنتي كه گذاشته بوديد نشاني خانه را نداده بوديد.
7 آوریل ، 2007 در ساعت 18:51
دانلودات باحال بود
راستی تو کجا لینک میکنی مارو عزیز؟
8 آوریل ، 2007 در ساعت 11:47
به نام خدا
سلام بر شما
ممنون از تشریف فرماییتون. این آیه زیبا و نامه آقای طبابایی جالب بود.
التماس دعا
یا علی
8 آوریل ، 2007 در ساعت 17:45
سلام داداشي
نيستي؟
سراغي نميگيري….
لینک نمیکنی طوری نیس
احوالی بپرس اقلا
یا علی
12 آوریل ، 2007 در ساعت 01:01
توتولوبسا ئورگیم آغلامیرام
گؤز یاشیمدان سینه می داغلامیرام
آچیلیب غمــــ …