جمعه (۱۲/۱۱/۸۶) بعد از ظهر،شبکه ۳  مستندی (چند ساعته) از چگونگی وقایع دوازدهم بهمن ۵۷ پخش کرد که تلویزیون خیلی از قسمت ها شو پیش از این،تکه تکه و جسته گریخته پخش کرده بود؛ اما این بار این تصاویر،پیوسته بود. فیلمی چند ساعته که  قبل از حضور امام تو فرودگاه مهرآباد تا سخنرانی شون تو بهشت زهرا رو تمامو کمال،با جزئیاتی که تو آرشیو داشتن، پخش کرد.

 

خسته شده بودم از بس هر ساله تصاویری گزینشی رو با آهنگ یا نریشن و یا هر چیز دیگه ای کتلت کرده بودنو داده بودن به خوردمون. و حالا داشتم حال می کردم  خود ِ خود ِ چیزی رو می دیدم که تصویر برداری شده بود بی کمو کاست. شور و هیجان  صحنه های حضور،این قدر انرژی داشت که در پوست خودم نمی گنجیدم. چه قدر دل م خواست اون روزا و اون مردمو تجربه می کردم…

 

 

 

 

 

 

 

 

(این تیکه رو با لحن مناسب ش(!) بخونید):

 

 

آقایان!  جنابان!  حضرات عالی!

 

شما را به جان آن میز و صندلی تان قسم می دهم!

 

نمی خواهد آن تدابیر ژیگول تان را خرج ِ ملت کنید!

 

به خدا منی که تصوری از آن سال ها ندارم ، بیش تر از هر چیزی تشنۀ خود  ِخود ِ       واقعیت م؛ همان چه که بوده، هر چه که بوده،چه پسندتان باشد چه ناپسندتان. به خدا بس است این همه ساندویچ درست کردید با آن آرشیوتان،داده اید به خورد ما. بیست و نه سال ش شده این انقلاب،خجالت نمی کشید هنوز ابا دارید از پخش خالص آن چه که آرشیو کرده اید؟!