حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمحمود دعایی:

 

“… من بعد از ارتحال امام با حاج سید احمد آقا ملاقاتهایی داشتم. بعد از رحلت امام مسألۀ رهبری و جانشینی، یکی از رسالتهای بسیار برجسته و ارزشمندی بود که حاج احمد آقا به عهده داشت و به شایستگی این نقش را ایفاء می‌کرد. چرا که در آن زمان نسبت به مسألۀ جانشینی امام و مسألۀ رهبری، واکنشهایی ابراز می‌شد و حاج احمد آقا با بینش و عملکرد ویژه‌ای که داشت توانست جلوی بسیاری از واکنشها را بگیرد…

 

من خود شاهد بودم که یکی دو روزی بعد از رحلت امام، یعنی درست در زمانی که واکنشهایی و تشکیکی ابراز می‌شد، حاج احمد آقا در جماران قرآن آورد و دست روی قرآن گذاشت و گفت: به این قرآن قسم که نظر امام نسبت به اجتهاد آقای خامنه‌ای و شایستگی ایشان چنین است.

 

البته ایشان بعدش هم نشان داد که اگر به پدرش علاقه دارد به دلیل این است که به اسلام علاقه دارد و برای این است که رهبری اسلام و مرجعیت اسلام را قبول دارد. به همین دلیل نسبت به مرجعیت بعد از رحلت پدرش و مقام معظم رهبری به همان اندازه که به پدرش عشق می‌ورزید و ایمان و علاقه داشت و خدمت می‌کرد، به همان اندازه نسبت به آن مقام و موقعیت و جایگاه نیز اهتمام می‌ورزید و ابراز ارادت و علاقه و فداکاری می‌کرد و از هر کاری که از او بر می‌آمد دریغ نمی‌کرد.

البته این امر به دلیل پایبندی ایشان به مبانی آرمانی و عقیدتی بود. یعنی این گونه نبود که ایشان بگوید چون پدرم بود و من به او عشق می‌ورزیدم، در خدمتش بودم. الان چون پدرم نیست، بیگانه هستم.

اوج اعتقاد ایشان را می‌توان در تربیت فرزند و فرزندانی دید که وقتی بعد از رحلت ایشان مسألۀ تصدی تولیت آستان امام را مطرح می‌کنند، خیلی صادقانه نزد مقام معظم رهبری می‌رود و می‌گوید من تابع ولایت فقیه هستم و در صورتی موقعیت و مقامی که الان به من ارث رسیده می‌تواند شرعی و قانونی باشد که شما امضاء کنید. خوب، این ثمرۀ تربیت و به هر حال فضای فکری و فرهنگی خاصی است که چنین فردی در آن پرورش یافته است.

 

تا جایی که به یاد دارم حاج سید احمد آقا هرگز به کسانی که کوچکترین شکی نسبت به مقام معظم رهبری داشتند اجازه نمی‌داد تا در محضر او لب به سخن بگشایند. اگر هم مطلبی از سوی کسی جسته و گریخته می‌شنید با تلخی و قاطعیت آن را منع می‌کرد.”

 


[گوشه‌ای از خاطرات حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمحمود دعایی، نشر عروج، صص198-199]