“هلاکو و سایر اقوام مغول با اینکه بودایی و شمنی بودند، در مذهب خود تعصب به خرج نمیدادند. دوقوز خاتون، زن مسیحی هلاکو که بیش از همه مورد نظر و توجه او قرار داشت، سخت به مسیحیت پایبند بود.
از طرفی کیتوبوقا، فرمانده سپاه هلاکو که مسؤولیت انقراض اسماعیلیان و فتوحات شهرهای عراق و سوریه و لبنان را به عهده داشت، او نیز از عیسویها بود.
در این هنگام صلیبیان عیسوی که در جنگهای صلیبی نمیتوانستند با مسلمانان بجنگند و مسیحیان منطقۀ ارمنستان که با مسلمانان میانۀ خوبی نداشتند، از حملۀ مغولان به ممالک اسلامی آگاه شدند. آنها برای جلوگیری از حملههای مغولان به منطقۀ مسیحینشین، و از پا درآوردن مسلمانان، با استفاده از گرایش دینی دوقوزخاتون و کیتوبوقا، آنها را در تکمیل حمله به سایر مراکز اسلامی ازجمله براندازی خلافت عباسی تشویق و تحریک کردند…
… در مجموع یکی از عوامل مهم فروپاشی خلافت عباسی، همدستی و طرح مسیحیها بود که توانسته بودند مغولان را در قصد اولیهشان محکمتر کنند. آنها پس از براندازی عباسیان، امکانات تبلیغی گستردهای را در بغداد به عیسویان دادند و به سفارش دوقوزخاتون کلیساهایی ساختند.
برخورداری مسیحیان از آزادی اجرای مراسم دینی در عصر مغولان و توسعۀ فضاهای مذهبی آنان، و تبدیل مساجد به کلیسا، این گمان را تقویت میکند که سفرهای سیّاحان اروپایی ازجمله خاندان «پولوی ونیزی» چون مافیو پولو، فیکو پولو و مارکو پولو به مغولستان، حاصل پیامی از سوی عیسویان شکستخورده از جنگهای صلیبی در تحریک مغولان جهت حملۀ بیشتر به جهان اسلام باشد…”

[مرجعیت و سیاست در عصر غیبت، علینقی ذبیحزاده، انتشارات مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ج1، صص 263-264 و 267-268]




































