انگلیسان رضای سارق را
اندرین ملک شهرضا کردند
پس ِ چندی از او برنجیدند
عیب او جمله برملا کردند
خُبثِ او را به ملک جار زدند
مشت او را به دهر وا کردند
چون که بدنام گشت و کرد فرار
افتخاری دگر نصیب ما کردند
طفل آن دزد بیمروّت را
اندرین ملک پادشا کردند
***
شاهی که بس به مردی خود افتخار کرد
همچون زنان ز هیبت دشمن فرار کرد
نقشی شگرف باخت بریتانیا به ملک
و این خلق را ز بازی خود تار و مار کرد
ز اصطبل روس نرّهخری را برون کشید
و او را به دوش مردم ایران سوار کرد
سی و دو سال بود کم از امتیاز نفت
افزود شصت سال و درش استوار کرد
محمدتقی بهار




































