ای دریغا که همه مزرعۀ دلها را
علف هرزۀ کین پوشانده است…
و همه مردم شهر
بانگ برداشته اند که چرا سیمان نیست
و کسی فکر نکرد
که چرا ایمان نیست…
و زمانی شده است
که به غیر از انسان
هیچ چیز ارزان نیست
«حمید مصدق»
ته نوشت ۱: فرهنگ واژگان آنلاین.
ته نوشت ۲: خیلی وقته که ترجمه های امیرمهدی حقیقت رو دنبال می کنم؛ از وقتی که تو «سروش جوان» گل کرد. حالا هم گه گاه مطالب شو دنبال می کنم؛ نقطه نظرات ش واسه م قابل توجهه. مثلاً این پست اخیر شو ملاحظه کنید. شاید شما هم تا حالا به چنین مشکلات نگارشی ای برخورده باشین.
ته نوشت ۳: این سایت خانم Ruth Kedar طراح لوگوی گوگله. واسه م جالب بود وقتی متوجه شدم ایشون تحصیلات شونو ابتدا تو اسرائیل گذروندن و بعدش تو دانشگاه استنفورد ادامه ش دادن (البته این ته نوشت هیچ ربطی هم به توهم توطئه و این حرفا نداره… مسأله اینه که من قدری به کلمۀ اسرائیل آلرژی دارم؛ واسه همین م وقتی تو ویکی پدیا دیدم ش یه جوری م شد… همین!).
ته نوشت ۴: ” اسم من لورا است. ۱۹ سالهام. دانشجو هستم و مجبورم برای تأمين هزينه ی تحصيل تن فروشی كنم. فقط من نيستم كه اين كار را می كنم. حدود ۴۰ هزار دانشجوی ديگر هم همين كار را می كنند. همه چيز با منطقی عجيب و غريب اتفاق افتاد؛ بدون اينكه من واقعن بدانم به چه دامی گرفتار شدهام ”
ته نوشت ۵: توضیح دفتر آیت الله مکارم پیرامون غلط های رسم الخطی و املایی قرآن عثمان طه.
ته نوشت ۶: این نامه قضیۀ معروفی داره که شاید بارها شنیده باشین ش…
ته نوشت ۷: ” به شما چه ربط دارد كه در مجلس چه میگذرد؟ اگر وارد (مسائل سياسی) بشوید، بالاخره به هم خواهید زد خودتان را و بالاخره در مقابل هم خواهید ایستاد و نظام را به هم خواهید زد و اسلام را تضعیف خواهید كرد. براى سپاهیها جایز نیست كه وارد بشوند به دستهبندى، و آن طرفدار آن یكى، آن یكى طرفدار آن یكى. به شما چه ربط دارد كه در مجلس چه مىگذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند كه بین سپاهیها هم باز صحبت هست. خوب! انتخابات در محل خودش دارد مىشود، جریانى دارد، به سپاه چه كار دارد كه آنها هم اختلاف پیدا كنند؟ براى سپاه جایز نیست این. براى ارتش جایز نیست این. سپاهى را از آن تعهدى كه دارد، از آن مطلبى كه به عهده اوست باز مىدارد و همین طور ارتش را. و ما در گفتارمان، در كردارمان كه در محضر خداى تبارك و تعالى واقع است، باید فكر بكنیم… ” (سخنان امام پیرامون دخالت سپاه در انتخابات)
ته نوشت ۸: پاسخ نداد دلبركم چون موبايل خويش
دريافتم دوباره گرفتهست دست پيش
دارم خبر كه همره يك پيرمرد چاق
با بنز رفته تا دركه، با قر و قميش …
ته نوشت ۹: این خانم مطالب شونو از ایتالیا آپ می کنن… این پست شون پیرامون واقعۀ معروف فاطیما واسه م جالب بود.
ته نوشت ۱۰: عبارتی رو به صورت فینگلیش تایپ کنین و اونو با لحنی هارمونیک و ته مایه ای انگلیسی بشنوین… سرگرمی بامزه ای یه!






































9 فوریه ، 2008 در ساعت 21:29
سلام.
9 فوریه ، 2008 در ساعت 21:30
وبت عالیه به منم سر بزن راستی من از وبت خوشم اومده اددش کردم اگه میشه توم ادد کن.
9 فوریه ، 2008 در ساعت 23:27
سلام
چه شعر قشنگی بود. آفرین به انتخابتون.
9 فوریه ، 2008 در ساعت 23:36
. . .
10 فوریه ، 2008 در ساعت 01:27
شعری از شاعر مورد علاقه من..
مرسی 
راستی ابی چمنی یعنی چمنی که ابی اسمان توش منعکس شده باشه یا شایدم برعکس
برم ته نوشت ها رو بخونم..
10 فوریه ، 2008 در ساعت 07:47
این ته نوشتهای حاشیه پر ملاط تر از اصل متن هستن انگار.
کار جالبیست، لینکهای خوبی میگذارید
این هم لغتنامه انلاین دهخدا هست:
http://www.mibosearch.com
موفق باشید
10 فوریه ، 2008 در ساعت 09:50
سلام. مثل همیشه پر ملات

… شعرت من رو یاد این شعر انداخت:
دین تو صدباغ ایمان میدهد
دین ما بوی غم نان میدهد…
………..
همیشه سبز باشی
10 فوریه ، 2008 در ساعت 09:55
چه غلظت و غنایی داشت این ته نوشت ها
بسی لذت بردیم از حسن انتخابتان
10 فوریه ، 2008 در ساعت 14:20
اشعار حميد مصدق را ..
دوست مي دارم!
11 فوریه ، 2008 در ساعت 02:36
سلام پيچك شبگرد
ممنون. اين سخنراني امام رو نشنيده بودم. والله جرات ميخواد هم جلوي غير و هم جلوي خودي اين طور واستادن.
12 فوریه ، 2008 در ساعت 12:12
زحمت کشیده بودین از اون طرفا اومده بودید،
ممنون.
خدا انشاء الله مشکلات همه جوانان اسلام را حل کنه….
12 فوریه ، 2008 در ساعت 20:36
سلام

آخرین آپمه
میای؟
آره؟
…
13 فوریه ، 2008 در ساعت 09:31
” یا من تحل به عقد المکاره ” پیچ افتاده در کار پیچک باز کن !
13 فوریه ، 2008 در ساعت 12:36
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء
13 فوریه ، 2008 در ساعت 23:13
سلام
رحم بفرمایید لطفا !
سه پست در یک روز ؟ !
و پستی بدون نظر خواهی !
:
اجاز بفرمایید به کنکاش پست ها بپردازم .. تا بعد مجددا مزاحم شوم
14 فوریه ، 2008 در ساعت 08:12
خوب راست میگن این یوسف خان !
برا پست جدیدتون کامنت گذاشتنم گرفته بود که شما بستینش ! دعا فرمودیم …
14 فوریه ، 2008 در ساعت 09:22
خداوند گره از کار همه باز کناد ان شاءالله…
یاد عین القضات همدانی افتادم اینجا…خدایش بیامرزاد…
15 فوریه ، 2008 در ساعت 03:01
سلام
مطالب وبلاگت مثله خود وبلاگت قشنگه