محسن رضایی:

 

“… متوجه شدیم که منافقین، اسلام‌آباد را هم پشت سر گذاشته‌اند و در ۳۰ کیلومتری کرمانشاه و در پشت ارتفاعات چهارزبر هستند.

در واقع اگر منافقین از آنجا عبور می‌کردند، کرمانشاه حتماً سقوط می‌کرد و تصرف کرمانشاه وضعیت غیرقابل کنترلی را به وجود می‌آورد؛ چرا که در آنجا علاوه بر چند پادگان نظامی با امکانات کامل، انبارهای مهمات زیادی قرار داشت.

 

از جمله عنایات خداوند این بود که تیپ ۲۲ قائم(عج) از استان سمنان که به آن‌ها دستور داده بودند به سمت خرمشهر بروند، درست در پایین همین ارتفاعات چهارزبر مستقر بودند و به طور تصادفی با منافقین روبه‌رو و موجب توقف اولیۀ منافقین در آنجا می‌شوند. بلافاصله تیپ ۳۲ انصار که به منطقۀ درگیری نزدیک بود وارد عملیات شد و حتی واحدهایی از مجاهدین عراقی لشکر بدر که پشت ارتفاعات چهارزبر پادگان استقراری داشتند، با منافقین درگیر شدند.

البته آن‌ها نیز تلاش زیادی می‌کردند که از این تنگه عبور کنند و وارد شهر بشوند ولی سریع نیروهای اطراف را بسیج کرده و برای کمک فرستادیم و به این صورت ابتدای ستون منافقین در تنگه بسته شد. از آن طرف از پشت سر هم لشکرهای ۱۰ سیدالشهدا(ع) و ۲۷ حضرت رسول(ص) هم رسیدند و چون دو طرف منافقین ارتفاعات بود، محاصره شدند…”

 

 

[جنگ به روایت فرمانده: درس‌گفتارهای جنگ، دکتر محسن رضایی میرقائد، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، صص۱۹۹-۲۰۰]

 

موضوع: ۸سال دفاع مقدس
تاريخ: سه شنبه، ۱۸ تیر ، ۱۳۹۲

 
 
 
 
 
 

 

لطفاً برای ارسال پیام غیر مرتبط با این یادداشت از صفحۀ تماس با من استفاده کنید.

 
 

 
 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.