“… متوجه شدیم که منافقین، اسلامآباد را هم پشت سر گذاشتهاند و در 30 کیلومتری کرمانشاه و در پشت ارتفاعات چهارزبر هستند.
در واقع اگر منافقین از آنجا عبور میکردند، کرمانشاه حتماً سقوط میکرد و تصرف کرمانشاه وضعیت غیرقابل کنترلی را به وجود میآورد؛ چرا که در آنجا علاوه بر چند پادگان نظامی با امکانات کامل، انبارهای مهمات زیادی قرار داشت.
از جمله عنایات خداوند این بود که تیپ 22 قائم(عج) از استان سمنان که به آنها دستور داده بودند به سمت خرمشهر بروند، درست در پایین همین ارتفاعات چهارزبر مستقر بودند و به طور تصادفی با منافقین روبهرو و موجب توقف اولیۀ منافقین در آنجا میشوند. بلافاصله تیپ 32 انصار که به منطقۀ درگیری نزدیک بود وارد عملیات شد و حتی واحدهایی از مجاهدین عراقی لشکر بدر که پشت ارتفاعات چهارزبر پادگان استقراری داشتند، با منافقین درگیر شدند.
البته آنها نیز تلاش زیادی میکردند که از این تنگه عبور کنند و وارد شهر بشوند ولی سریع نیروهای اطراف را بسیج کرده و برای کمک فرستادیم و به این صورت ابتدای ستون منافقین در تنگه بسته شد. از آن طرف از پشت سر هم لشکرهای 10 سیدالشهدا(ع) و 27 حضرت رسول(ص) هم رسیدند و چون دو طرف منافقین ارتفاعات بود، محاصره شدند…”

[جنگ به روایت فرمانده: درسگفتارهای جنگ، دکتر محسن رضایی میرقائد، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، صص199-200]





































