پیش تر به پنجمین ششمین ایده که می رسیدم آپ می شد… حالا پونزده شونزده رو هم رد کردم اما…
می نویسم… خط می زنم… باز می نویسم… اما نیمه کاره رهاش می کنم بلکه یه مدت که بگذره به تر نوشتن م بیاد…
«یه مدت» هم می آدو می گذره و می ره اما…
آخرش؟
چی بگم والا؟!
نوشته رو از جیب بغل م در می آرم… وراندازش می کنم… بعد با حوصله و وسواس،خیلی ترو تمیز،پاره پاره ش می کنم…
چی فرمودین؟
آها بله…
درسته…
به نظرم حق با شماست…
حالا که دقت می کنم،می بینم ذهن م بیش از حد شلوغ پلوغ شده…
منظورتون چی یه؟
نمی دونم…
بذارید فکر کنم…
آخه تو این شلوغ پلوغی،داده های وبگذر هم قوز بالا قوز شده؛ آی پی های ناشناسی که مستقیم(بدون لینک) وارد وبلاگ می شن سؤال برانگیز شده واسه م…
چی؟
نمی دونم!
به نظرتون خطرناکه؟
آقای دکتر! یعنی می گید دارم دچار خودسانسوری می شم؟!






































15 فوریه ، 2008 در ساعت 09:13
استامینوفن بخورید
15 فوریه ، 2008 در ساعت 16:26
سلام
عین من. دقیقا مثل من. و تازه خیلی وقتها که مطلبی رو می نویسم بعدش پشیمون میشم. آره به نظرم خطرناکه.
16 فوریه ، 2008 در ساعت 04:24
این کامنت آقا جواد رو به حساب من هم بگذارید. یا علی…
16 فوریه ، 2008 در ساعت 10:44
سلام. خوب شد اين نوشته رو نوشتيد. نوشتن خلاص ميكنه آدم رو.
خدمتتون عرض كنم كه:
از جايي كه مي نويسم، بخاطر اشتراكي بودن آي اس پي، وقتي وارد كنترل پنل وبلاگ ميشوم بعضاً محتويات كنترل پنل ديگر كاربران اين جا رو مي بينم!!!!
ضمن اينكه شايد قالبم بخاطر عكسي كه گذاشتم بهم ريخته باشه.
—-
درمورد وبگذر و آي پي، ممكنه كاربراني كه به وبلاگتون ميآيند از وي پي ان استفاده ميكنند كه ورودشون رو بي آي پي نشون مي ده يا با آي پي هاي خارجي و متفرقه.
من هم دردسرهاي زيادي رو متحمل ميشوم از جهت بلاگفا و غيره.
16 فوریه ، 2008 در ساعت 11:02
يه علت ديگه كه باعث ديده نشدن وبلاگم در ليست بروز شدههاي شما ميشه:
تغييريه كه در تاريخ ارسال مطالبم ميدهم.
16 فوریه ، 2008 در ساعت 16:59
ای بابا
صد رحمت به بلاگفا حمید آقا
از سوتی پرشین بلاگ که بدتر نیست !
16 فوریه ، 2008 در ساعت 23:04
بابت لينك ممنون
ده ها(شايد هم يه كم بيشتر) بازديدكننده به بازديدكننده هامون اضافه شد
17 فوریه ، 2008 در ساعت 12:39
سلام
امیدوارم که خودسانسوری یک حس دروغ بیش نباشه
ممنون از لطفتون در پست قبلی. شرمنده کردین
خوش باشید
17 فوریه ، 2008 در ساعت 17:36
شما یید که در کامنت دانی ما فیلم نامه می نویسید؟!
18 فوریه ، 2008 در ساعت 01:09
یه زمانی دوستان حقیقی و مجازی توتیــــــا ما رو نصیحت کردند که دختر جان نکن این کارا رو ! اینجایی که تو می نویسی ، یعنی همین دنیای مجازی؛ اینقدر مهم نیست که دنیای حقیقی ت اونقدر درگیرش شه !! اصلا خوب نیست ، حساسیتاتو کم کن و معقول ! و …




مدتیه دارم امتحان میکنم البته هنوز کاملا موفق نشدم ولی نتیجۀ همین یه کم گوش کردن به حرف دوستان رو دارم می بینم ! وبلاگمو دوست دارم ، روی مطالبش و آپ کردنام حساسیت دارم ولی کمتر شده و می خوام به حد معقولتر برسونمش. خیلی بهتر تره ! والا به خدا !!
ولی خداییش حساسیتم نسبت به دوستای وبلاگیم زیاد تغییر نکرده ! همچنان برام محترمند و مهم …
البته منم نمی تونم بی خیال بازدید کننده ها و آی پی هاشون بشم ، یه زمانی برا خودم یه پا کاراگاه بودم !
حالا پیچک خان ! این همه روضه خوندیم گریتونم گرفت ؟
شاد و موفق باشید
19 فوریه ، 2008 در ساعت 11:24
من کوچوتر از شما هستم گمونم که بخوام نظر بدم ولی خب لینک تان کردم
نمی دونم چرا این پست شما ترغیب کننده بود .
19 فوریه ، 2008 در ساعت 13:50
هم دردیم فقط شما جرات ابراز دارید و من ندارم
20 فوریه ، 2008 در ساعت 12:09
مرا گر خود نبود این بند، شاید بامدادی همچو یادی دور و
لغزان می گذشتم از تراز خاک سرد پست …
جرم این است
جرم این است!
…
20 فوریه ، 2008 در ساعت 17:36
20 فوریه ، 2008 در ساعت 18:27
سلام
به چه چیزایی فکر می کنید!
20 فوریه ، 2008 در ساعت 20:50
سلام علیک
همین وا زدن های دل/همین رفتن و آمدن پریشانی ها// همین دل های پیچ و تاب خورده تنهایی
.
.
نشانه یک حقیقت است و آن اینکه هستی!!
تغییر می کنی
ساکن و راکد نیستی
.
.
این نعمت بزرگی ست اما اگر روزهای جوانی ات را همه اش را در اختیار بگیرد؟؟
20 فوریه ، 2008 در ساعت 20:51
خدا جانتان را مملو از درد کند
درد دل انگیزی که همه اش در تکاپو باشید.
یاعلی.ع.
20 فوریه ، 2008 در ساعت 21:14
سلام
بی ربط یا با ربط یاد اون یارو افتادم که می ره پیش دکتر می گه: آقای دکتر هیچ کس به من توجه نمی کنه!
دکتر می گه: نفر بعدی!
یا علی مددی
21 فوریه ، 2008 در ساعت 16:20
خود سانسوري؟!!!
راستي اين پيچك كنار وبلاگتون سم پاشي مي خواد!:دي
21 فوریه ، 2008 در ساعت 17:14
خودسانسوري رسم متداول اين مملكت ِ… زياد خودتون رو ناراحت نكنيد.

22 فوریه ، 2008 در ساعت 01:18
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از اونایی که مستقیم میاد تو منم…….
خیلی وقته وبلاگتو میخونمو یادم هم نیست بار اول از کجا اومدم تو….
تا حالا هم نیومده بودم تو بخش نظرات….
به هر حال لینکهات خیلی خوبه….
خسته نباشی
22 فوریه ، 2008 در ساعت 10:17