فیلم «فتنه» (FITNA) که این روزها سر و صداهای زیادی به پا کرده رو تو اینترنت ملاحظه کردم. یه فیلم کوتاه تقریباً ۱۷ دقیقه ای،که « خیرت ویلدرز» (Geert Wilders) نمایندۀ مجلس هلند اونو ساخته و پرداخته…
این فیلم ضد اسلامی به تازگی تو اینترنت منتشر شده،و این خودش موج تازه ای از اعتراض ها رو در پی داشته…
دیدن این فیلمو به همۀ دوستان توصیه می کنم. برای این که بتونین اطلاعات خوب و قابل قبولی در این باره به دست بیارید سعی کردم تو این پست،لینک های خوبی در اختیار بذارم تا حداقلی از نیازتون به کسب اطلاعات در این باره رو تأمین کرده باشم. اما چنان چه لینک های مناسب دیگه ای سراغ دارین مطلع م کنین تا درج شون کنم.
تو این فیلم،چیز تازه ای ساخته نشده بلکه کارگردان،مجموعه ای از اطلاعات صوتی و تصویری آرشیو رسانه ها رو کنار هم قرار داده و طوری چیده که بتونه احساس خطر از قرآن،اسلام و اسلام گرایی تو اروپا (و به خصوص هلند) رو به بیننده منتقل کنه… و فکر می کنم این فیلم،بینندۀ عامی اروپایی رو تحت تأثیر قرار می ده…

فیلم با نمایش عنوان فیلم در کنار جلدی از قرآن کریم آغاز می شه،جلد قرآن باز می شه و صفحه ورق می خوره،و کاریکاتوری از حضرت رسول با چهره ای خشن و بی رحم نشون داده می شه که بر عمامه ش بمبی قرار داره که فتیله ش مشتعله،تو صفحۀ مجاور هم تایمر از پونزده دقیقه –که زمان مفید این فیلم کوتاهه- شروع به فعالیت می کنه و به زمان انفجار نزدیک می شه…
فیلم به چندین بخش تقسیم بندی شده و تو ابتدای هر بخش ش صفحه ای از قرآن نمایش داده می شه که با درج آدرس سوره و آیه ای،و قرائت ترتیل اون آیات شروع می شه؛ آیه هایی که همه شون مستنداتی هستن که دلیل بر خشن بودن و ترور پرور بودن اسلام معرفی شدن… آیه هایی که به احکام جهاد،قتل کفار،قصاص،زنا،لواط و ارتداد و… اختصاص دارن.


بعد از نمایش آیۀ مربوط به اون مبحث،سخنان برخی از سخنرانان اسلامی جهان رو پخش می کنه که به چنین برخوردهایی تأکید می کنن؛ سخنان خطبه های نماز جمعۀ قم،سخنان خطبای طالبان،برخی خطبای اسلامی عراق،عربستان سعودی،فلسطین و… به خصوص سخنان خطیبان مساجد هلند؛ سخنانی که خیلی تند مطرح می شن…





بعد از پخش این سخنان،تصاویری از ترورها و خشونت ها به نمایش گذاشته می شه؛ انفجار برج های دو قلو،انفجار قطار شهری در انگلستان،قتل ها و کشتارها در افغانستان،تصاویری از اجرای حکم اعدام و گردن زدن و بریدن سر و دست و پا،تصاویری از قمه کشی،حتا صحنه های خون ریزی از سر و صورت کودکان خردسالی که با قمه کشی بزرگ تر هاشون به چنان وضع رقت باری افتاده ن…








در قسمت های پایانی فیلم،کارگردان با نشون دادن جمله هایی مخاطب اروپایی شو تحریک می کنه؛ جمله ها و عبارت هایی از این دست:
هلند در جادوی اسلام طلسم شده است
تعداد مسلمانان هلند در سال ۱۹۰۹ ، ۵۴ نفر بوده است
در ۱۹۶۰ ، ۱۳۹۹ نفر
در ۱۹۹۰ ، ۴۵۸ هزار نفر
در ۲۰۰۴ ، ۹۴۴ هزار نفر
و این در حالی است که تعداد مسلمانان اروپا در سال ۲۰۰۷
۵۴میلیون نفر بوده است
قرآن مجوز قتل می دهد…
اسلام به دنبال نابودی تمدن غربی ماست…
در ۱۹۴۵ نازیسم در اروپا شکست داده شد
در ۱۹۸۹ کمونیسم در اروپا شکست داده شد
هم اکنون نوبت ایدئولوژی اسلامی است که شکست بخورد
جلوی اسلام گرایی را بگیریم
از آزادی مان دفاع کنیم
در انتهای فیلم،ضمن تلقین این پیام ها،صفحه ای از قرآن کریم نمایش داده می شه،صفحۀ نمایش سیاه می شه و صدای پاره شدن کاغذی پخش می شه… و به کنایه عنوان می شه که این صدای پاره شدن برگی از دفترچه تلفن بود… کنایه ای معنادار…
فیلم با پایان زمان تایمر،و انفجار بمب به اتمام می رسه و تیتراژ بالا می ره…
فیلم رو می تونین از طریق این لینک به طور کامل ملاحظه کنید. سایت یوتیوب هم این فیلم رو در دو بخش یک و دو عرضه کرده…
هم چنین این فیلم رو می توین با زیرنویس فارسی از طریق گوگل ویدیو ملاحظه کنید…
سایت ویکی پدیا اطلاعات کلی ای پیرامون فیلم در اختیار گذاشته…
سایه نیوز برخی جزئیات این فیلم ضد اسلامی رو این چنین مطرح کرده…
نقد وبلاگ یک فتحی در این باره…
مطلب رادیو زمانه پیرامون نمایش فیلم ضد اسلامی “فتنه” در اینترنت…
این هم نوشته ای از محمداکرام اندیشمند دربارۀ فتنه ی “خیرت ویلدرز”…
از مطلب خلاصه و مفید بهار هم خوش م اومد…
مانی هم در این باره پست قابل توجهی گذاشته که از خوندن ش لذت بردم؛ با مطلب ش موافق م؛ توصیه می کنم این مطلب خوندنی شو مطالعه کنین: فیلم فتنه تحریک است.
مطلب رجانیوز رو هم مطالعه کردم،گرچه به ش ایرادهایی دارم ولی به هر حال مطلب ش این جاست…
داریوش محمدپور هم مطلبی در این باره نوشته…
محمدرضا هم در این باره مطلبی نوشته و به یکی از ایرادهایی پرداخته که به تحلیل های امثال رجانیوز در این باره وارد می دونم…





































1 آوریل ، 2008 در ساعت 16:27
سلام
این روز سیزدهی که هیچ جا نرفتیم شاید دیدن این فیلم ….
1 آوریل ، 2008 در ساعت 20:33
سلام جناب پیچک
سال نوتون مبارک…انشاالله پر باشه از خیر و برکت براتون…
استفاده کردیم از لینکهای طبق معمول مفید…خداییش خیلی دست و دل بازید در تقسیم غنائم دنیای مجازی! خدا عوض دهد!
ما هم طبق معمول وقت کردیم فقط چند تا از لینکها را باز کنیم…اون فایل صوتی وبلاگ اتاقچه هم خیلی خوب بود…
1 آوریل ، 2008 در ساعت 22:23
سلام پیچک جان
ممنون که آمدی و نظر دادی
فعلا که درگیریم، تا چه شود…
فعلا در مود نظر گذاری نیستم، ببخش
خوش باشی
2 آوریل ، 2008 در ساعت 01:33
سال نو مبارک


4قلوها
2 آوریل ، 2008 در ساعت 02:11
سلام
و به کنایه عنوان می شه که این صدای پاره شدن برگی از دفترچه تلفن بود… کنایه ای معنادار… و بقیه اش رو اشاره نکردید که میگه: این وظیفه من نیست. بلکه خود مسلمان ها باید قرآن رو پاره کنند (مضمون)
اطلاعات خوبی بود. مخصوصا لینکها. خیلی ممنون
2 آوریل ، 2008 در ساعت 10:55
:: به جواد ::
سلام علیکم
ممنون از یادآوری تون… درسته… کارگردان یه جاهایی ش به خصوص اون آخرش به خیال خودش سعی می کنه مخاطب مسلمونو مورد خطاب قرار بده و به زعم خودش ارشاد کنه!!!
که یکی از ارشادات حضرت والا همونی یه که شما به ش اشاره کردین…
فعلن که رشد اسلام گرایی تو ایالات متحده و کشورهای اروپایی این قدر روزافزونه که برای فرمایشات و هنرنمایی های امثال حضرت والا نباید پشیزی قائل بود…
2 آوریل ، 2008 در ساعت 16:37
سلام.
از کامنت داهیانه ای که گذاشته بودین استفاده کردیم. احسنت… اسلام به مسلمان بیدار نیاز داره. خداوند روح حضرت امام (ره) رو با انبیاء الهی محشور کنه اسلام استکبار ستیز رو به دنیای جدید معرفی کرد.
شهید آوینی می فرماید: دهه شصت دهه امام خمینی (ره) بود و دهه ها از این پس هر چه بیایند جز به او انتساب نخواهند داشت. فتامل بقول طلبه ها!
2 آوریل ، 2008 در ساعت 23:48
سلام
اطلاعاتی که در مورد ((فتنه)) گذاشتید عالی بود…اما خلاصه ی بهار تلنگر عجیبی داشت که چرا آنطور که باید تلاش نکردیم و نمیکنیم چهره ی روشن و زیبای اسلام و مسلمانی را تبلیغ کنیم تا اینقدر راحت با کنار هم قرار دادن مغرضانه ی چند تصویر کنار هم چنین اتفاقی نیفتد….هر چند رشد اسلام گرایی بخصوص در غرب خود دلیل محکمی بر شکست چنین طرح هایی است اما این چیزی از تکلیف ما مسلمانها برای جلوگیری اینطور اهانت ها کم نمی کند…
3 آوریل ، 2008 در ساعت 00:20
و اما ته نوشتهای ته نشین
1-موسیقی زیبا و
2- خب لطیفه ی انگلیسی است … چیزی بیش از این هم نمی توان انتظار داشت اما اینکه جغرافیای مرد چه زمانی کشفیده شود این بسته به سیاست خود انگلیسیها دارد … هر وقت زمانش برسد جنگ تازه ای رخ دهد جغرافیای مرد را هم رو می کنند!!
3- خب پس آنقدر ها هم که فکر میکردم بدبین و شکاک نیستم!!
5-بیست سی تا ته نوشت بود!
.
.
.
.
14-جالبه اما راستش نفهمیدم این طرح و نقش چه ربطی به طرح و نقش بومی داره که مطرح میشه… بعدش هم آمریکاییها معنی نوشته ها رو نمیدونند مثل اینجا که خیلی ها معنای نوشته های انگلیسی رو لباسهاشون رو نمی دونند… ولی تصور کنید این نوشته ها با این خط اینجا مرسوم بشه … اون وقت ملت تو کوچه خیابون شونصد ساعت وای میستند متن و معنی لباس همدیگه رو بخونند … البته حقیقتا خط و طرح زیبایی هستش اگر فرهنگش در داخل هم جا بیفته
.
.
.
وقتم ته کشید…
3 آوریل ، 2008 در ساعت 09:05
سلام
نمی دانم خوب بود آن پست شخصی نوشت..یاد آور خوبی بود یا نه…
نمی دانم دلم نمی خواهد این فیلم را ببینم…نمی دانم باید یا نه..فعلا گمان نمی کنم
وقتی برای سردرد گرفتن داشته باشم..شاید…
یا علی مددی است
3 آوریل ، 2008 در ساعت 15:40
سلام
.
.
.
مطلب جامع و خوبی بود برای من که یک سرباز ساده هستم تازه تازه بود.
.
.
.
راستی من هم به روزم
ممنون می شم سری بزنین
.
.
.
یا علی مددی
4 آوریل ، 2008 در ساعت 09:54
سلام
از اینکه به وبلاگ بنده تشریف آوردید خیلی خوشحال شدم ( می دانید که افرادی مثل من دچار ” کم بازدید کننده بینی ” هستند ! )
من هم وبلاگ شما رو دیدم ،
خلاصه اون فیلم هلندی رو مطالعه کردم
موفق باشید
4 آوریل ، 2008 در ساعت 15:34
سلام جناب سر به هوا ! بنده رو ببخشید که جسارت کرده می انتقادم . فکر کنم پرداختن به این موضوع و نقد اون در ملا عام جز تبلیغ کار و اون چه که سازنده ی این فیلم می خواسته ، ارزش دیگه ای رو حاصل نمی کنه . باز هم به نظر من نقد این جور موضوعات باید در محافل تخصصی صورت بگیره که یک عده متخصص برای راه کار جبران و پیش گیری حرکات بعدی و یا ریشه یابی و ریشه کنی اون دور هم باشند و ببینند و نقد کنند . البته باز هم جسارت بنده رو ببخشید . فقط خواستم چیزی گفته باشم که …
هماره پنجره ی دلتان رو به آسمان آفرینش گشوده باد .
5 آوریل ، 2008 در ساعت 01:35
:: به ستایش ::
خیلی لطف کرده اید که نظرتونو پیرامون لینک ها راحت و بی دغدغه مطرح کردین… ممنون
:: به پنجره ::
سلام بر شما
اول عرض می کنم انتقاد آزاده،خیال تون راحت،جسارتی نیست… از من می شنوید واسه انتقاد کردن هم از کسی عذر نخواید…
دوم، دلیل موجهی برای «نباید دیدن» اون فیلم سراغ ندارم…
سوم، دربارۀ این که این پست م “تبلیغ کار و اون چه که سازنده ی این فیلم می خواسته” بوده ، فکر می کنم این طور نیست،این پستی که بنده نوشته م «تبلیغ» به حساب نمی آد… «تبلیغ» تعریفی داره که رفتار این پست تو اون تعریف نمی گنجه…
پیش تر ها پستی نوشته بودم پیرامون شخصی که ادعای عرفان درمانی داشت؛ آدرس ش اینه:
http://pichakesarbehava.blogfa.com/post-9.aspx
یادمه خانومی با عنوان یاس کامنت گذاشته بودنو شاکی بودن از این که من با اون پست م موجب تبلیغ عرفان درمانی اون آقا شده بودم!!!
سوم، دربارۀ این که “نقد این جور موضوعات باید در محافل تخصصی صورت بگیره که یک عده متخصص برای راه کار جبران و پیش گیری حرکات بعدی و یا ریشه یابی و ریشه کنی اون دور هم باشند و ببینند و نقد کنند” نمی دونم شما تو ایران زندگی می کنید یا خیر، اما به هر حال به عنوان یه فرد مطلع به تون اطمینان می دم این جور چیزی با این حدود مختصاتی که شما تعریف کرده اید تو ایران نداریم،اما با این وجود، باز اگه جایی رو سراغ دارید که چنین مختصاتی داره،اگه اسم بیارید ما هم یاد می گیریم…
در پایان فکر می کنم چنان چه اون فیلم هفده دقیقه ای رو ملاحظه کرده بودید،این جور موضع نمی گرفتید…

برای لینک متشکرم…

از بابت دعای محبت آمیزتون خیلی ممنون م
5 آوریل ، 2008 در ساعت 03:51
سلام
کامنتی رو که برای یکی از پستهای من توی وبلاگ قدیمی (شرحsharh.wordpress.com ) گذاشته بودید رو خوندم. فقط خواستم بگم، کرکردهی اون رو کشیدیم پائین، اما اینجا،(به قول حامد خان) جاری هستیم! pat.riot.ir
5 آوریل ، 2008 در ساعت 16:02
سلام اتفاقا خیلی دوست داشتم بیشتر درباره این فیلم بدونم ممنون از اطلاع رسانیتون
چقدر خوب که یک بار تمام پست و ته نوشتها درباره یک موضوعه این طوری خیلی جالب تره
5 آوریل ، 2008 در ساعت 20:00
:: به راوی ::
سلام
نوش جان تان
در ضمن،این اولین بار نیست!
در ضمن تر! اگر «ته نوشت» حول و حوش همان پست باشد که دیگر اسم ش ته نوشت نمی شود؛ می شود «پی نوشت».
6 آوریل ، 2008 در ساعت 09:19
بالاخره امروز تونستم لینکهایی رو که دادید تموم کنم!


………
تشکر بابت لینک دوفیلمی که گذاشتید … هردوش قابل تامل و تفکر بود.
….
درمورد ته نوشت شماره 4 خوب بود مینوشتید… پرس رو گهگاه میبینم… جالب و خوبه… اگر برای داخل هم پخش میشد خوب بود… از سبک اخبارگویی و تهیه گزارشهای اون خوشم می یاد… البته منم میتونم درباره این تفاوت توجیه و دلیل بیارم ولی از اون جا که در همین رسانه ملی کار میکنم قبول دارم برخی کارهای سازمان سلیقه ای است و متاسفانه برخی اشتباه…
….
ته نوشت 7 باز نشد.
….
ته نوشت 9: جالب بود گلادیوتر دوم بود!
…..
ته نوشت 10: دیدم… بهتره اعتباری قائل نشیم
…
ته نوشت 15: نکته سنجی آیت الله سیستانی جالب بود ولی نویسنده گزارش از نظر من اصلاً آدم جالبی نیست… خوب بود میگفت در زمان سکانداری در وزارت فرهنگ خودشان چه کرده اند؟!… ولی هشدار آیت الله درباره موج جدید کتابهای کرامات بیانگر نگاه تیزبین ایشان است.
…
ته نوشت16: واویلا از این جماعت
………
ته نوشت 18: چقدر فیلم ” لاک پشتها هم پرواز میکنند” بهمن قبادی زیبا بود… واقعیت کردستان عراق را در این فیلم دیدم و واقعیت دیگری از جنگ را…
…
ته نوشت19: لازم به توضیح نبود… خودش توضیح داده بود!
…
اما ته نوشت من:
پیچک جان خسته نباشی… اگر تمام تعطیلات نوروز تهران بودی ته نوشتهایت چه طوماری میشد؟!…
6 آوریل ، 2008 در ساعت 10:29
چه خوب که آدرس فیلم را گذاشته بودید ، عمراً مامانم اجازه می دادند سر خود برم این فیلم را نگاه کنم . فیلم موهن را.
6 آوریل ، 2008 در ساعت 17:40
سلام عزیز
کارتون علمی و ارزنده است. اسلام یعنی تسلیم در برابر حق. و حق یعنی تشخیص وجدان و فطرت الهی انسان در دفاع از عدالت و ازادی.
هر چند که ملیونها دلار که به نام ازادی و تمدن و به بهانه تروریستهای دست پروده خودشون، خرج ضد تبلیغ علیه اسلام ناب می شه نخواهد توانست ماه رو زیر ابر نگه داره.
به امید حق
7 آوریل ، 2008 در ساعت 10:49
سلام
دیشب توی دانشگاه یکی از بچه ها یه موسیقی برام گذاشت
گفتم از کجا گیر آوردی؟
گفت خواهرم از یه وبلاگ گرفته
وبلاگ مال یه بچه مؤمنه که توی فرانسه(فکر کنم) داره درس می خونه
اهل هنر و ذوقه
منم امروز اومدم سایت و به شما سرزدم
خدا خیرتون بده
خوشم اومد
فقط پست آخریتون را خوندم
ان شالله زیاد بهتون سر خواهم زد
شمام ….
بی خیال وبلاگ راکد ما که سر زدن نداره
یا علی
7 آوریل ، 2008 در ساعت 15:47
درگیری جهان امروز درگیری میان دین اسلام در یک سو و بقیه در سوی دیگر نیست. درگیری میان جهان متمدن بشردوست اندیشمند از یک سو و بنیادگرایان و نژادپرستان غربی و شرقی و اسلامی و مسیحی و یهودی و نئونازی و غیره از سوی دیگر است؛ میان آنهایی که جهان آرام و بدون درگیری و بر اساس حقوق بشر می خواهند و آنهایی که کور هستند، در گذشته دور زندگی می کنند و از رشد تمدن بشری چیزی نیاموخته اند.
مطلب من در این مورد در aghaejaze.wordpress.com
7 آوریل ، 2008 در ساعت 15:51
سلام
ممنون از این که سر زدین. در باره ی این فیلم ما و خودمان هم مطلبی گذاشته که خوندنیه.
و البته من هم کامنتی براش گذاشتم که اون هم خوندیه!!
حق
7 آوریل ، 2008 در ساعت 17:07
دامن دامن حکمت را خواندم
یکجا و بی وقفه
حرف نداشت
.
.
.
در پناه رحمتش مستدام باشید
8 آوریل ، 2008 در ساعت 00:39
:: به سایه ::
ای ول به این همه حاشیه ای که بر «ته نوشت»ها نوشته اید…

ممنون م که نقطه نظرات تونو دربارۀ لینک هایی که نظرتونو جلب می کنه مطرح کردین…
راستی! ممنون که تو صفحۀ کلوپ تون به پست های پیچک سر به هوا لینک دادین… از آدمایی که کارای خیرشون مخفیانه است و صداشو در نمی آرن خیلی خوش م می آد… جذبه دارن…
:: به مهدی همراهی ::
خوش حال م که نکتۀ قضیه رو گرفتین… اون «تشخیص» مهمه… که یه شبه هم حاصل نمی شه… با سر در آخور تحلیل گران نهادن هم حاصل نمی شه… خودت باید چیزی بار ت بشه الهی…
:: به رها ::
راس ش من که نفهمدیم چی چی شد… ولی به هر حال خوش حال م که دست پخت مونو پسندیدین… نوش جون تون…
وبلاگ شما رو هم ملاحظه کردم…
شاید یه وقتی سر فرصت و حوصله قدری درباره ش حرف زدیم
راستی! بابت دعایی که فرمودید متشکرم… لطف تون سرشار،الهی…
:: به نویدار ::
گرچه با کلیت نگاه تون اشتراک نظرهایی دارم،ولی با مصداق هایی که معرفی کرده اید موافق نیستم…
اسلام القاعده رو اصلاً اسلام نمی دونم،طالبان رو مسلمون قبول ندارم…
موجودی که نطفه شو «سی آی ای» و «اینتلجنس سرویس» منعقد کرده باشه تو حلال زاده بودن ش حرفه،چه برسه به داعیۀ اسلام ش…
یک نکته رو هم فراموش نکنیم؛ این که پیدا و پنهان همۀ این گرد و خاک های جهانی،سرکوب کردن و منزوی کردن «اسلام استکبار ستیز»ه چه از نوع سنی ش چه شیعه ش… حالا این که اسم شو «بنیادگرا» بذارن یا هر چیز دیگه اهمیتی نداره…
رها کنم!
:: به احمد ::
بلی!
آقا محمدرضا از رفقای جانانۀ ماست… مخلص شم هستیم… هرچند که گرفتاره و خیلی دیر به دیر آپ می کنه…
تحلیل شم مطالعه کردم…
و لینک شونو هم به انتهای پست م افزودم…
8 آوریل ، 2008 در ساعت 00:45
آقای … سلام :) واقعا باعث بسی تاسف هست که به وبلاگ به این مفیدی انقدر دیر به دیر سر میزنم. اما در وصفش همین بس که تنها وبلاگیه که همین قدر سر رو هم میزنم!!!:)
اولا اون آهنگ اتاقچه دل من رو هم تنگ کرد برای خودش:) موسیقی متنش به نظرم آشنا بود اما سبک خوندن سوز داشت. به هر حال بینهایت ممنونم دوست عزیز:)
دیگه از توضیحات فیلم فتنه ! ممنون. استفاده کردم…واسه ادم تنبلی مثل من اطلاعات مفید و موجزی بود. به هر حال همیشه اگاهی بهتر از نااگاهیست. اما مطمئن نیستم اقایون فقها هم مثل من و شما فکر کنن!! در همین راستا در جوابیه تون به “پنجره” نوشته بودید که “دوم، دلیل موجهی برای «نباید دیدن» اون فیلم سراغ ندارم…” با اجازه تون بنده به خاطر رشته ام اندکی مکاسب محرمه خوندم در شرح لمعه. خریدار و فروشنده و دهنده و چاپ کننده و خواننده و راننده ی اتومبیل و تولید کننده ی کاغذ و حتی شاید نگاه کننده به کتب ضاله فی قعر جهنمند! (اندکی مزاح کردیم! ) شاید بشه که تنقیح مناط “کنند”! فلذا ممکنه واقعا از لحاظ فقهی مشکل داشته باشه. اما اینکه آدم باخواندن ضاله ضاله میشه و علت این حکم چیه امریست مشتبه!
8 آوریل ، 2008 در ساعت 01:01
:: به س ل م ی ::
…
ما همین قعر جهنم مان را به بهشت خیلی ها نمی دهیم عمراً !
…رها کنم!!!
همین!
8 آوریل ، 2008 در ساعت 15:05
پیچک جان سلام!
سال نو مبارک. بعد ازاینهمه سر نزدن امروز که اینجا اومدم دیدم بلــــه! پیچک سر به هوا، هوا شده!
مشابه این بی احترامی ها رو کم ندیدم! حتی در بین اطرافیان هم دیدم. کسانی که اسلام رو و اندیشه های اسلامی رو مغایر میدونن با خواسته هاشون. اما تفاوتی بین این دو دست بی احترامیها وجود داره.
من نه منتقدم و نه میخوام که باشم. اما نکته ی مثبتی در این تبلیغات سوء وجود داره. منی که حضرت محمد پیامبر من هست! به غیراز جملاتی که در کتابهای معارف و … نوشته شده بود و مجبور به مطالعه بودم!چیز دیگه ی نخوندم. اما با این تبلیغات دیدیم که چه مطالعات گسترده ای داشتن در مورد پیامبر و نقاطی که با خواسته هاشون هم خونی نداشته شاخه و برگ دادن و در بوق و کرنا کردن.
این شاید یه تلنگر باشه که
پاشو!
اما نمیدونم این تلنگر کی برای من و امثال من واقعا موثر میافته!
8 آوریل ، 2008 در ساعت 20:53
تو رو خدا این فتنه رو دیگه با نوشتن یک چیز جدید بردارید ازین جا!
من یکی که دیگه واقعن اعصاب مصاب ندارم!
8 آوریل ، 2008 در ساعت 22:05
:: به هستی ::
سلام
راس ش این جوری به قضیه نگاه نکرده بودم…
:: به عطش شکن ::
عجب!!!
مگه این که عصاب مصاب تون به هم بریزه که چشم مون به جمال کامنت تون روشن بشه،وگرنه (با وجود این که آی پی تون خیلی زیاد و زود به زود به چشم می خوره) ما سعادت نداریم کامنتی از شما و امثال شما(بزرگان) داشته باشیم
باز هم الحمدلله
چشم…
با این که هنوز یه هفته بیش تر نشده و من قصد داشتم دو روز دیگه پست جدیدی آپ کنم،اما چشم…
اوه اوه!
این “امپراطور دریا” داره شروع می شه… من فعلن جیم شم… امر واجبی هس!
10 آوریل ، 2008 در ساعت 21:55
خوبه!
13 آوریل ، 2008 در ساعت 11:44
سلام؛
پیش پیش بابت طولانی بودنش عذر میخوام اما اینم مدل نظر دادنه منه دیگه!
راستش اين پستتون رو همون روز اول ديدم و مطالب رو هم كم كم مطالعه كردم كه خيلي هم استفاده بردم. قصد نظر دادن نداشتم اما فكر كنم سهشنبهي هفتهي پيش بود كه اومده بودم فقط ازتون تشكر كنم و يه خدا قوت بگم ولي يه نظر طولاني هم براش نوشتم كه نه تونستم اون نظر رو و نه تشكرم رو بفرستم، يه جورايي كلي حرص خوردم، گرچه فقط يه نظر ساده بود اما كلي تايپ كردم و آخرش هيچ، حرص داره ديگه! بعدش هم كه ديگه شما آپ كردين و گفتم حتماً قسمت نبوده اما الان ديدم نظر رو Save كردم، گفتم ميفرستمش، هرچه بادا باد.
به هرحال … کلاً ممنون ازتون.
حق يارتون.
13 آوریل ، 2008 در ساعت 11:46
اينم از اون نظر خلاصه شدهي!! بنده:
“از نظر من ساخت “فتنه” و برخوردهاي مشابه موضع گيري غرب در برابر گسترش اسلام و به خاطر وحشتشون از قرار گرفتن تو اقليته. اونا از جهاني شدن اسلام ميترسن و براي اينكه اين اتفاق نيافته، هرچه در توان دارن انجام ميدن.
اسلام دين رأفته اما متأسفانه اين وجههي اون (و وجوه عالي ديگهي اسلام) هر روز كمرنگتر نشون داده ميشه، واسه اين هم ميشه دو دليل عمده رو مطرح كرد:
1.دست هاي بيگانه و عوامل خارجي (غيرمسلمونا و دشمنان اسلام) گاهي به طور مستقيم و اغلب غيرمستقيم (شخصاً طالبان رو از اين دسته ميدونم)
2.خود مسلمونها. ياد اين ميافتم كه ميگفت: ‹‹اسلام گر امروز چنين زار و ضعيفست، زين “قوم” شريفست، نه جرم ز عيسي نه تهدّي زكليساست، از ماست كه برماست.››
از نظر من مشكل اصلي مسلمونا ناآگاهي و بياطلاعي خودشون نسبت به دينشونه و البته سعي نكردن به خروج از اين وضعيته (به نظرم تو اين زمينه عوامل خارجي هم بيتأثير نيستن، يعني مشتاقان به اين وضعيت) قرار گرفتن تو اين جهل و بعضاً دامن زدن به رفتارها و سنتهاي غلط از عمده مشكلاته (يادمه جايي مطلبي ديدم كه حاصل تحقيقاتي در امريكا بود، اشاره كرده بود كه مداحان، سخنرانان و آخونداي ناآگاه و سنتي ستون پنجم ما محسوب ميشن) اسلام به مسلمون بيدار و آگاه احتياج داره كه متأسفانه چنين افرادي تو جامعهي وسيع اسلامي در اقليتان.
و البته جمع زيادي فقط ظاهراً و اسماً مسلمونان! و همهي اينا درحاليه كه غير مسلمونا به شكل جالب و دقيقي به بررسي اسلام، نقاط قوت و ضعف مسلمونا و … ميپردازن، مرور كتاب “خاطرات مستر همفر” ميتونه نشون دهندهي بخشي از اين وضعيت باشه كه مطمئناً در سالهاي اخير شدت بيشتري گرفته و …
كوتاه كنم؛ اينها رو گفتم كه بگم ما مسئوليم، بايد واكنشهايي آگاهانه و حساب شده از خودمون نشون بديم نه احساسي (گرچه با آگاهي از سيستم حاكم بر مسلمونا به خصوص در ايران، خيلي اميدوار نيستم) اما اين مطلب برام روشنه كه دست خدا بالاي همهي دستهاست. و اين آيه رو به ياد ميارم كه “ومكروا و مكراالله و الله خير الماكرين” و دعا ميكنم براي تعجيل در ظهور حجت خدا بر زمين. و همانا وعدهي خدا حق است و انشاءالله نزديك.”