حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر نجف لک‌زایی:

 

“… تاریخ مبارزات سیاسی امام نشان می‌دهد که ایشان از آغاز مبارزات، شعار نفی سلطنت نداده‌اند، بلکه در ابتدا تقاضای ایشان انجام برخی اصلاحات در نظام سیاسی و فرهنگی جامعه و جلوگیری از تخلفات شرعی و قانونی بوده است.

مثلاً امام در نامه‌ای به «محمدرضا پهلوی» گوشزد می‌کند که: «به اسدالله علم در این بدعتی که می‌خواهد به اسم انجمن‌های ایالتی و ولایتی انجام دهد تذکر دادم و مفاسدش را گوشزد کردم، اما توجه نکرد». و سپس ادامه می‌دهد:

 

«این جانب به حکم خیرخواهی برای ملت اسلام، اعلیحضرت را متوجه می‌کنم به این که اطمینان نفرمایید به عناصری که با چاپلوسی و اظهار چاکری و خانه‌زادی می‌خواهند تمام کارهای خلاف دین و قانون را کرده، به اعلیحضرت نسبت دهند و قانون اساسی را که ضامن ملیت و سلطنت است با تصویب‌نامۀ خائنانه و غلط از اعتبار بیندازند تا نقشه‌های شوم دشمنان اسلام و ملت را عملی کنند. انتظار ملت مسلمان آن است که با امر اکید، آقای علم را ملزم فرمایید از قانون اسلام و قانون اساسی تبعیت کند و از جسارتی که به ساحت مقدس قرآن کریم نموده است، استغفار نماید و الا ناگزیرم در نامۀ سرگشاده به اعلیحضرت مطالب دیگری را تذکر دهم. از خداوند تعالی استقلال ممالک اسلامی و حفظ آن را از آشوب، مسألت می‌نمایم.»(۱)

 

روشن است که رفتار سیاسی حضرت امام در جریان لایحۀ انجمن‌های ایالتی و ولایتی در چارچوب دولت مشروطه و نظارت عالیۀ علما، قابل تفسیر است. چنان‌که رفتار سیاسی حضرت امام در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی و حتی در بیش‌تر موارد قبل از انقلاب، در چارچوب نظریۀ ولایت فقیه و حاکمیت فقها قابل تفسیر است…”

 

 

 


 

[سیر تطور تفکر سیاسی امام خمینی(ره)، دکتر نجف لک‌زایی، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی، صص۷۷-۷۸]

 

 

 

پی‌نوشت:

۱- بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی(قدس‌سره)، سیدحمید روحانی، انتشارات راه امام، ص۱۵۶-۱۵۷

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

سیر تطور تفکر سیاسی امام خمینی(رضوان‌الله‌علیه) (۱)