آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی:

 

“… امام پنج نفر را انتخاب کرده بودند که عبارت بودند از:

۱) شهید مطهری ۲) شهید بهشتی ۳) آقای موسوی اردبیلی ۴) شهید باهنر ۵) بنده. بعد با آقای مهدوی کنی نیز صحبت شد و به امام اطلاع داده شد و ایشان نیز به جمع ما اضافه شدند. بدین‌ترتیب هستۀ شورای انقلاب یگ گروه شش نفری شدند. بعدها از روحانیون آیت‌الله طالقانی و آیت‌الله خامنه‌ای نیز به این جمع اضافه شدند. به‌تدریج آقای مهندس بازرگان، دکتر سحابی و عده‌ای دیگر از شخصیت‌ها، که امام نیز قبلاً می‌شناختند، با پیشنهاد ما و نظر نهایی امام به شورای انقلاب پیوستند ولی هستۀ اولیۀ شورای انقلاب پنج نفر بودند…

 

… در شورای انقلاب ما دربارۀ دولت، وزرا، رابطۀ شورای انقلاب با دولت بحث داشتیم. اینها بحث‌های آن روز ما و مسائل جاری انقلاب بود. الان به نظرم نمی‌رسد در آن مذاکرات کسی مخالف دولت آقای بازرگان بوده باشد.

به نظرم همه قبول کرده بودیم که ایشان باشند. ما پیشنهاد دادیم. امام اول ملاحظاتی داشتند از جمله گفتند اینها حزبی‌اند، و چون ایشان نمی‌خواستند حزب را تأیید کنند، حکم را به فرد دادند. لذا در حکمشان هم آوردند که من به عنوان حزب حکم نمی‌دهم، به عنوان یک فرد حکم می‌دهم.

در انتخاب مهندس بازرگان با مشکلی برخورد نکردیم الان موردی به خاطرم نیست. ما پیشنهاد دادیم، امام حکم دادند. البته ملاحظۀ مهم دیگری هم در انتخاب مهندس بازرگان بود و آن رابطۀ ایشان و بختیار است که تصور می‌شد از حاد شدن مسائل و درگیری‌های خونین جلوگیری خواهد کرد و انتقال قدرت را آسان می‌کند. بالاخره جبهۀ ملی و نهضت آزادی و اعضای آنان با هم روابط و سوابقی داشتند.”

 

 

 


 

[حقیقت‌ها و مصلحت‌ها؛ گفت‌وگو با هاشمی رفسنجانی، مسعود سفیری، نشر نی، صص ۳۵ و ۳۸-۳۹]