“خانم مرادیان: من میخواستم بگویم که بر فرض این که تمام مباحثی را که خانم خالقی در مورد فلسفه و اهمیت حجاب در جامعه فرمودند، کاملاً درست و صحیح باشند و ما میپذیریم که رعایت حجاب برای زنان کارکردهای مثبت بسیار زیادی را برای آنان همراه خواهد داشت. حال سؤال بنده این است که اگر کسی نخواهد این فوائد حجاب نصیب او شود چه کار باید بکند؟ چرا در جوامع اسلامی حجاب یک ضرورت اجتماعی و اجباری است؟ مگر در قرآن نیامده است که «لا اکراه فی الدین» یعنی هیچ اجباری در دین نیست؟ پس آیا وقتی که در دین که یک مقولۀ اعم از حجاب است اجباری وجود ندارد، چرا در یک مقولۀ خاص که حجاب باشد اجبار وجود دارد؟ حکومت که نباید مردم را به زور از فوائد حجاب بهرهمند سازد! شما حجاب را اختیاری کنید، هر کسی که دلش خواست از مواهب و فوائد حجاب بهرهمند شود، آن را رعایت کرده و هر کسی هم که نخواست آن را رعایت نکند. اجباری کردن حجاب دیگر چرا؟ جالب این جاست که حکومت اسلامی حتی زنان غیر مسلمان را نیز وادار به رعایت حجاب میکند! این دیگر به نظرم خیلی زور دارد!
***
تشویق تعدادی از حضار به نشانۀ تأیید این نظر بلند میشود.
***
خانم خالقی: شما در این سؤال یک مغالطه صورت دادهاید که باید ابتدا در مورد آن توضیح بدهم. آیهای را که شما به آن اشاره کردید، بیانگر این نکته است که در پذیرش دین (حال هر دینی که میخواهد باشد) هیچ اجباری وجود ندارد و انسان مختار است که دین را بپذیرد یا نپذیرد. اما در صورت پذیرفتن هر دینی، انسان موظف به رعایت الزامات آن نیز میباشد.
برایتان با ذکر مثالی منظورم را روشنتر بیان میکنم. فرض کنید که شما قرار است در یک گروه، شرکت یا هر سازمان دیگری استخدام شوید. واضح است که در ابتدا اختیار با شماست که هر سازمانی را که متناسب با ویژگیها و روحیات خود میبینید، برای استخدام شدن انتخاب کرده و حتی میتوانید هیچ کدامشان را انتخاب نکنید. اما به محض این که شما یکی از آنها را انتخاب کرده و عضو آن شدید، دیگر باید به الزامات آن تن بدهید و این طور نیست که بگوئید من عضو فلان اداره میشوم اما هیچ کدام از مقرراتش را اجرا نمیکنم!
در مورد دین هم همین طور است. شما در ابتدا نه تنها مختار هستید بلکه علاً وظیفه دارید که هر دینی را که یقین به بهتر بودن و تکامل آن دارید را انتخاب کنید. ولی اگر یکی را انتخاب کردید از آن به بعد موظف هستید که به احکام آن پایبند باشید. لذا آیۀ «لا اکراه فی الدین» صرفاً مربوط به کلیت پذیرش دین است که مختار به پذیرش آن هستید. اما این دلیل نمیشود که «لا اکراه فی الدین» توجیهی برای «لا اکراه فی الصلاة» ، «لا اکراه فی الصیام» ، «لا اکراه فی الحجاب» و سایر احکام دینی بشود. لذا حجاب که یکی از احکام اسلام است در صورت پذیرفتن اسلام بر فرد مسلمان واجب میشود.
اما در مورد این که فرمودید چرا حکومت اسلامی به زور میخواهد زنان را از فوائد و کارکردهای مثبت حجاب بهرهمند سازد، و حتی زنان غیر مسلمان را نیز ملزم به رعایت حجاب میکند، باید خدمت شما عرض کنم که حجاب فقط کارکردهای فردی ندارد و همان طور که در بحث ابتدائی خودم مطرح کردم، حجاب دارای کارکردهای جمعی و اجتماعی نیز هست که یکی از آنها جلوگیری از فساد و بیبند و باری در جامعه میباشد. ضامن اصلی و مسئول اول جلوگیری از بروز فساد در جامعه نیز حکومت است.
مثالی میزنم تا بهتر بتوانم بحثم را منتقل کنم. فرض کنید در یک جامعهای بیماری وبا شایع شده است و روز به روز از مردم قربانی میگیرد. آیا چه کسی مسئول حفظ جان مردم در مقابل این بیماری میباشد؟ خود تک تک افراد؟ خانواده؟ دوستان؟ مسلم است که مسئول اصلی مبارزه با این بیماری، نهاد حکومت است و باید به هر ترتیبی که شده جلوی ورود و گسترش این بیماری را بگیرد.
حال در مورد فساد نیز همین مثال را تصور کنید. آیا برای مقابله با بروز و گسترش فساد در جامعه، حکومت مسئولیتی ندارد؟ مسلم است که به همان ترتیبی که واکسینه کردن جامعه در مقابل بیماریها وظیفۀ دولت است، جلوگیری از فاسد شدن جامعه نیز وظیفۀ حکومت است.
حال در جامعۀ اسلامی نیز این قائده صادق است. یعنی در شریعت اسلام، جلوگیری کردن از بروز فساد در جامعه اصالت دارد و حکومت اسلامی با هر تدبیری که شده است باید جلوی این امر را بگیرد. لذا تفاوتی ندارد که فساد و بیبند و باری از طریق عدم رعایت حجاب توسط زنان مسلمان وارد جامعل اسلامی میشود یا از طریق زنان غیر مسلمان. چیزی که مهم است این است که باید جلوی فساد گرفته شود. برای این منظور زنان غیر مسلمانی که خواهان زندگی در جامعۀ اسلامی هستند لازم است برای تعامل با دیگر مسلمانان جامعه، بدن خود را بپوشانند تا باعث تحریک آنان نشوند. در ضمن، واضح است که همان زنان غیر مسلمانی که در جامعۀ اسلامی ملزم به رعایت حجاب هستند در صورت خروج از دایرۀ حکومت اسلامی، دیگر حجاب برای آنان الزامی نخواهد داشت و میتوانند از قوائد بدحجابی بهرهمند شوند!!
***
صدای تشویق حضار بلند میشود…
***
خانم خالقی: ضمن این که این امر چندان هم عجیب و غریب نیست که یک کشور به دلیل حفظ منافع ملی و هویت فرهنگی و اعتقادی خود با هر چیزی که آنها را به خطر بیاندازد مقابله کند. مگر نمونۀ این موارد در جوامع غیر مسلمان کم است؟ آیا مگر با حجاب زنان مسلمان در جوامع غربی مقابله نمیشود؟ همان طور که در جوامع غربی همچون فرانسه، حجاب زنان منافع و هویت فرهنگی آنان را تهدید میکند و آنان را مجبور به مقابله با حجاب کرده است، در جامعۀ اسلامی نیز بیحجابی زنان تهدید کنندۀ هویت فرهنگی و مذهبی جامعه است و باید با آن مقابله شود.
خانم سعیدی: خب اگر از نظر شما ماهیت این دو اقدام یکسان است و الزام به عدم رعایت حجاب در کشورهای غربی با ازام به رعایت حجاب در جامعۀ اسلامی فرقی ندارد، چرا شما به این اقدامات دولت فرانسه مبنی بر منع ورود زنان با حجاب به دانشگاه اعتراض میکنید؟ چرا وضع قوانین منع حجاب در کشورهای غربی را محکوم میکنید؟
خانم خالقی: بحث اصلاً بر سر این نیست که تفاوتی بین اجبار بیحجابی و اجبار به رعایت حجاب وجود دارد یا نه. قطعاً این درست است که افراد مطابق با اعتقادات و باورهای خود رفتار میکنند. علت اصلی اعتراض ما به این رفتار در کشورهای غربی این است که آنهایی که دم از آزادی و لیبرالیسم میزنند چرا در عمل به شعارهای خود پایبند نیستند؟ ما در کشورمان به هیچ عنوان ادعای این را نداریم که لیبرالیسم و آزادی مطلق حاکم است و هر کسی حق دارد هر طور که میخواهد زندگی کند، لباس بپوشد، حرف بزند، رفتار کند، بنویسد و یا هر عمل دیگری را که میخواهد انجام دهد. ما چنین ادعائی نداریم. ما صریحاً گفتهایم که در نظام اسلامی افراد موظفاند در چارچوب احکام شرع و حاکم شرع و قوانین جامعۀ اسلامی رفتار کنند و به هیچ وجه سرپیچی از این احکام در جامعۀ اسلامی پذیرفتنی نخواهد بود. این اعتقاد ماست و همیشه هم آن را بیان کردهایم.
اما کشورهای غربی که ادعای آزادی افراد در زمینههای مختلف از جمله پوشش را دارند، چرا برای پوشش یک زن مسلمان مانع ایجاد میکنند؟ آیا این یک دروغ بزرگ نیست که ادعا میکنند در کشورهایشان آزادی وجود دارد؟ آیا کشورهائی که با شعار گسترش آزادی و دموکراسی به خود اجازۀ نقض حریم کشورهای دیگر را میدهند چرا در کشورهای خودشان با آزادی زنان مسلمان مقابله میشود؟ علت اعتراض ما این نیست که بگوییم فقط ما حق داریم اعتقادها و ارزشهایمان را در جامعۀ خود اعمال کنیم و دیگران این حق را ندارند. بلکه اعتراض ما به این علت است که به دیگرانی که محو شعارهای دروغ و ظاهر زیبانما اما پوشالی غرب شدهاند بگوییم آن قدرها هم که فکر میکنند در غرب خبری نیست! اعتراض ما به این علت است که به ناآگاهان و افراد بیاطلاع از ماهیت اصلی تمدن غرب بفهمانیم که تبلیغات غربیها دربارۀ مهد آزادی بودن، دروغی بیش نیست و آنها بر مبنای منافع خود حتی ارزشهای انسانی را نیز زیر سؤال میبرند…”

[از گشت ارشاد تا چادر المیرا (چون و چراهای حجاب)، ابوالفضل اقبالی، دفتر نشر معارف، صص45-50]




































