
سیدعزتالله ضرغامی:
“به نظر من، شخصیت آقای پورنجاتی را باید مستقلا بررسی کرد. پورنجاتی یک اصلاحطلب اصیل نیست؛ پورنجاتی یک شخصیت اطلاعاتی بود که با آقای ریشهری کار میکرد. زمانیکه ما در وزارت ارشاد بودیم، در بازدیدی که به همراه آقای لاریجانی از سازمان حج و زیارت داشتیم، جلسهای با آقای ریشهری برگزار کردیم. این جلسه بین آقای ریشهری، آقای لاریجانی، بنده و آقای پورنجاتی بود. این نخستین برخورد من با آقای پورنجاتی بود و فکر میکنم آقای لاریجانی هم اولین جلسهای بود که ایشان را شناخت.
برداشت من بهعنوان فردی که به آقای لاریجانی نزدیک بودم، این بود که در آن جلسه آقای لاریجانی از آقای پورنجاتی خوشش آمد و مدتی بعد از ایشان دعوت کرد که به معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد بیاید. آقای پورنجاتی هم پذیرفت، معاون مطبوعاتی شد و همکاری خود با آقای لاریجانی را آغاز کرد.
وقتی آقای لاریجانی به سازمان صداوسیما رفتند، ایشان هم معاون سیما، قائممقام رئیس در امور سیما و یکی از افراد نزدیک به آقای لاریجانی شد. بنابراین، آقای پورنجاتی هرگز یک فرد اصلاحطلب نبود، نمیدانم اما به نظرم خوب است که مرکزی در کشور باشد که فرآیند دگردیسی کسانی را که یکشبه تغییر موضع میدهند، بررسی و تحلیل کند.
ما هم در فتنه چنین افرادی را داشتیم و هم قبل از فتنه، نمونههایی داشتیم که فردی از اصولگرایی تند، به اصلاحطلبی تند تغییر گرایش داد. این مسائل قابل بررسی است و نتایج خوبی از درون آنها بیرون میآید؛ میتوان از این طریق مسائل سیاسی کشور را آسیبشناسی کرد. بنابراین، طبیعی بود که وقتی آقای پورنجاتی دگردیسی پیدا کرد، تندتر از سایر اصلاحطلبان علیه اصولگرایان به میدان بیاید. از اینرو، من نمیتوانم روی نگاه آقای پورنجاتی بهعنوان یک نگاه اصیل حساب باز کنم و از اصلاحطلبان اصیل صحبت میکنم.
مثلا آقای مجید انصاری در مجلس ششم ضمن اینکه خطوربط و موضع خود را حفظ میکرد و انتقادات خودش را داشت، در جاهایی که احساس میکرد یک بحث حق و قانونی در میان است، در مقابل تندرویهای مشارکت میایستاد. بد نیست در اینجا خاطرهای نقل کنم. در آن دوره، جریانی برخلاف قانون ایجاد شد که رهبری آن با همین آقای پورنجاتی بود و قصد داشتند مبلغ بیست و سه میلیارد تومان بودجه صداوسیما را کاهش دهند. البته این کار را هم انجام دادند چراکه اکثریت در اختیار آنها بود. بنای این کار، در کمیسیون فرهنگی گذاشته شد که ریاست آن برعهده آقای پورنجاتی بود اما شورای نگهبان آن را رد کرد و بودجه صداوسیما به وضعیت عادی بازگشت. در یکی از جلسات کمیسیون تلفیق در آن دوره، مرحوم آقای بورقانی حضور پیدا کرده بود. ما با ایشان خیلی رفاقت داشتیم اما آنها قصد داشتند یک کار تشکیلاتی انجام دهند و با حمایت آقای پورنجاتی این کار را انجام میدادند؛ حتی میآمدند، نامه میگرفتند، میبردند و کارهای فراوانی انجام دادند. بار نخست که این اقدام پیگیری شد، ما اجازه ندادیم رای بیاورد و فضای کمیسیون را به فضای منطقی بودجهای تغییر دادیم. اما بعد، بار دیگر اینها پیگیری کردند و کاری را که میخواستند انجام دادند. من خاطرم هست که در آن دوره مجلس سهشیفته کار میکرد و بررسی بودجه، به جلسه شب موکول شده بود. آقای بورقانی هر قدر تلاش کرده بود که این مساله تصویب شود و این بودجه را حذف کند آقای مجید انصاری بهعنوان رئیس کمیسیون اجازه نداده و این موضوع رای نیاورده بود. اینها بهقدری ناراحت شده بودند که وقتی آقای بورقانی به راهرو آمد، در حالیکه سیگار میکشید با ما سلام و علیک کرد و گویی فراموش کرده بود که دعوا بر سر ماست، با الفاظ بد و آنچنانی، خطاب به من میگفت که من حالش را میگیرم. من فلان و بهمان میکنم (کلمات غیربهداشتی). اینها را به من میگفت که مثلا من هم بگویم که عجب آدم بدی است. آقای بورقانی واقعا انسان صاف و سادهای بود.
مجید انصاری با اینکه یک اصلاحطلب اصیل است در مقابل آنها ایستاد اما آقای پورنجاتی یک اصلاحطلب اصیل نیست؛ یعنی او باید قاعدتا از آنها بیشتر مینواخت و باید بیشتر نشان میداد که بگوید ما هستیم. در آن دوره ماجرای تحقیق و تفحص از مجلس ششم هم پیش آمد که خود موضوع مفصلی است…
تحصن یک اقدام عملی علیه نظام، ولایت و رهبری محسوب میشد و اینها جمع شدند و قسم خوردند. من در ردیف جلو نشسته بودم و آقای موهبتی معاون پارلمانی فعلی وزارت بهداشت و از معاونین فعال پارلمانی در آن دوره در کنار من نشسته بود…
آقای موهبتی به من گفت که فلانی! حواست باشد که خیلی چهرهات حالت خنده به خودش نگیرد که بهانه به دست اینها بدهی؛ چراکه آنها چهرههایشان بسیار عصبی بود و ابروانشان را درهم کشیده بودند. جالب اینجا بود که از همه جدیتر، آقای پورنجاتی بود و جلوتر از بقیه، برای نظام خط و نشان میکشید! شما در دستگاه اطلاعاتی بودید، در بیت رهبری بودید و با ارتباطاتی که داشتید و اعتمادی که به شما کردند، جایگاهها و مسئولیتهایی داشتید.
در قصه فتنه وقتی ما به برخی از آقایان میگفتیم که بیایید و صحبت کنید و با بهانههای آنها مواجه میشدیم، میگفتیم شما که همه چیزتان را از نظام دارید. شما دنیایی فکر میکنید، وگرنه تکلیف نظام روشن است؛ یک خداست، یک رسول خداست، یک امامت است، یک ولایتفقیه است و یک رهبری، مگر شکی در این دارید؟! شما که همه چیزتان را از ولایت و رهبری دارید، چرا حسابگری میکنید که چه زمانی و چگونه حرف بزنیم؟ متاسفانه آقای پورنجاتی یکی از این افراد بود. به نظر من، چنین کاری بر اثر نادانی و تندروی بود.
البته بخشی از اصلاحطلبان با اینها همراهی و همکاری نکردند و بخش دیگری هم که بودند، بعدها این حرکت را نقد کردند، در واقع این حرکت، حرکت کور بیخودی بود که بگویند ما مجلس را تعطیل میکنیم تا نظام به فلان حرف ما توجه کند. من فکر میکنم ضربههایی که تندروها به اصلاحطلبان زدند، دیگران نزدند. شاید بتوانیم این مساله را در خصوص جناح مقابل اصلاحطلبان هم بگوییم – و حتی در مورد همه بگوییم – اما در خصوص اصلاحطلبان این مساله بسیار واضح و روشن است…”

[هفتهنامۀ مثلث، ش256، 23 اسفند 1393، گفتوگو با عزتالله ضرغامی، صص76-78]




































